عملیات استخراج معدن یا رقابت برای تخریب منابع

نکته اینجاست که عموم مرتعداران از توانمندی کافی برای بهره مندی از فرصت های جدید برخوردار نیستند و فرصت های محدود هم نصیب افرادی می شود که هیچ وابستگی معیشتی به مرتع نداشته و ندارند یعنی نقطه سر خط.

یکی از این فرصت ها استخراج معادن است. شوربختانه علیرغم تاکیدات دفتر امور مراتع سازمان جنگل ها، بر واگذاری پتانسیل هایی از این دست به مرتعداران، این فرصت ها نصیب فعالین عرصه معدن می شود و نه بهره بردار مرتع. بر اساس قوانین موجود هم هر احدی که عرصه ای دارای ظرفیت استخراج معدن را شناسایی و ثبت کند، حق بهره برداری نیز نصیب وی خواهد شد. در این میان، می ماند حق عرفی بهره بردار مرتع که به نوعی صاحب مرتع می باشد. تکلیف آن را هم قانون معلوم کرده است. حقوق مابه ازا بهره بردار مرتع، بر اساس یک فرمول که تابعی از ظرفیت بلندمدت مرتع و وسعت عرصه مورد واگذاری به معدن کار است  محاسبه و به بهره بردار پرداخت می شود. در قانون هم تاکید بر رعایت حقوق بهره بردار است یعنی نیازی به رضایت بهره بردار نیست. همان جا برای بهره بردار هیچ حق اعتراضی درنظر گرفته نشده است و وی ملزم به تمکین است.

اما تا این جای کار روشن است، معدن کار عرصه را شناسایی و نسبت به ثبت آن در صنایع و معادن اقدام می نماید. بعد از ثبت به منابع طبیعی مراجعه و درخواست واگذاری عرصه را می دهد.  عرصه معاینه و بعد از یک سری تشریفات اداری و محاسبه حقوق مرتعدار و پرداخت آن توسط معدن کار به مرتع دار عرصه تحویل معدن کار می شود. لازم به ذکر است اگر مرتعدار از دریافت مبلغ فوق امتناع ورزد مبلغ فوق به حسابی واریز می شود که در صورت مراجعه مرتعدار، مبلغ فوق به وی پرداخت خواهد شود.

اما کار به این جا خاتمه نمی یابد. ورود معدن کار به عرصه در بسیاری موارد با درگیری میان مرتعدار و معدن کار آغاز می شود و متعاقب آن تخریب است که نارضایتی مرتعدار را تشدید می کند.

معدن کار برای انتقال تجهیزات و ماشین آلات خود نیاز به راه دسترسی دارد. در برخی از بازدیدهای استانی با مرتعدارانی مواجه شدم که اذعان می داشتند عرصه واگذاری را به هر حال باید بپذیریم چاره ای نداریم اما این راه در اسناد تحویل و تحول عرصه به معدن کار وجود ندارد ولی به هر حال همین محل عبور و مرور ماشین آلات هم جزو عرصه معدن به حساب می آید چون دیگر به عنوان مرتع قابل استفاده نیست.

فراتر از مباحث فوق این است که معدن کار از عرصه بهره برداری نموده و بعد خداحافظ خداحافظ. عرصه مرتع تخریب شده رها می شود و مرتعدار می ماند با عرصه ای زشت و ناهمگون با دیگر نقاظ مرتعش.

به راستی نباید اهرم هایی تعریف شود که معدن کار را مکلف نماید به این که بعد از اتمام کار خود عرصه را به وضعیت پیشین خود برگرداند. به زعم برخی از کارشناسان منابع طبیعی، شیوه جاری استخراج منابع معدنی این کشور وضعیتی را به ذهن متبادر می کند که گویا روز آخر زمان است و یا اگر فردا به سراغ این منابع رویم دیر است چون مواد جایگزینی در راه هستند..

نمی دانم شاید اگر ارزش مرتع به درستی تعیین می شد و معدن کار و مسئولین صنایع و معادن می دانستند که چه منبع با ارزشی را برای کسب چه منفعتی تخریب می کنند، وضع بدین منوال پیش نمی رفت.

/ 1 نظر / 13 بازدید
درویش

سلام آرزوی موفقیت شما را دارم