طبیعت امروز Today's Nature
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حسین بدری پور - سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳٩۱

در هشتمین همایش ملی علوم و مهندسی آبخیزداری که در روزهای 27 و 28 اردیبشهت ماه 1391 در دانشگاه لرستان برگزار شد مقاله ای با عنوان "لزوم محوریت انسان در طرح جامع آبخیزداری یا طرح جامع منابع طبیعی در حوزه آبخیز" ارائه دادم که به قرار ذیل می باشند:

چکیده:

در پی ادغام معاونت آبخیزداری وزارت جهاد سازندگی در سازمان جنگل ها و مراتع کشور، تلاش های بسیاری برای هماهنگ نمودن دو مجموعه به عمل آمد که اساسی ترین طرح در این راستا، مطرح نمودن طرح جامع آبخیزداری بود. قریب 5 سال از تاکید بر اجرای طرح جامع آبخیزداری می گذرد اما علی رغم اقدامات زیادی که برای سر و سامان دادن به این مقوله انجام شده است هنوز اجرای طرح فوق در سطح ملی، در هاله ای از ابهام قرار دارد.

نظر به این که دیدگاه تکنوکراتیک و فن محورانه بر سازمان غالب است لذا به تصور این که مشکل در شرح خدمات مطالعه می باشد، همواره سازمان در این فاز متوقف مانده و دور و تسلسل باطلی را شاهد هستیم. بنابراین بر سازمان جنگل ها لازم است بر روند جاری بازنگری نموده و با نگاهی تازه به این طرح بپردازد.


با توجه به اهمیت موضوع و ضرورت انجام اقداماتی در جهت هم افزایی توان و سرمایه موجود و پرهیز از موازی کاری و اتلاف سرمایه ها در این مقاله سعی شده است ضمن ارائه ایراداتی که بر شیوه جاری رویکرد مدیریت جامع در سازمان جنگل ها مطرح می باشد، رویکردی کارآمد که مبتنی بر محوریت انسان است، معرفی شود.

واژه های کلیدی:

طرح جامع، آبخیزداری، سازمان جنگل ها، انسان 

- مقدمه:

 حوزه آبخیز یک سیستم تولیدی است که ورودی های متعددی را دریافت می کند که این ورودی ها شامل ورودی های طبیعی و ورودی هایی است که توسط انسان وارد آن می شود. مهم ترین ورودی طبیعی به حوزه آبخیز، آب است که امروزه در صنعت، کشاورزی و آب شرب مورد بهره برداری بی رویه قرار گرفته است و انسان عامل اصلی آن محسوب می شود.

در جهان امروز توجه به رابطه انسان و طبیعت قابل اهمیت است. جا دارد پیوندی بین انسان و استفاده از منابع مانند آب برقرار شود، باید قبول کرد که دوران جدید استفاده از منابع شروع شده، به طوری که استفاده بی رویه از منابعی مانند آب های زیرزمینی، مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زیادی ایجاد نموده است. زمان آن فرا رسیده است که دیدگاه ها و ارتباط خود را با زمین و محیط تغییر اساسی دهیم. این تغییر اساسی با دیگاه جامع مدیریت حوزه آبخیز ایجاد می گردد که با پیوند انسان و طبیعت برقرار خواهد شد.

آن چه امروزه در کشور ما در رابطه با دخالت انسان در طبیعت می گذرد این است که چالش های بسیار زیادی را مشاهده می کنیم که تاکنون در قالب جامع نگری به آن نگاه نشده است. مبنا قرار دادن توسعه پایدار در تعیین سیاست های منابع طبیعی یک ضرورت می باشد. با توجه به اهداف توسعه پایدار در می یابیم که هیچ جامعه ای نمی تواند بدون در نظر گرفتن اهداف حفظ منابع طبیعی، فقر زدایی و مشارکت مردمی به حیات خود ادامه دهد. علل ساختاری و فرهنگی فقر و تخریب منابع طبیعی بایستی در سیاست های توسعه مورد شناسایی قرار گرفته و سپس راهکارهایی جهت این مسائل ارائه گردد.

هدف اساسی مدیریت جامع آبخیزداری، توسعه، مدیریت و حفظ سیستم های تولید است که بر پایه استفاده از محیط زیست و منابع طبیعی قرار دارد و حفظ آن برای نسل های آینده لازم می باشد. همچنین یکی دیگر از اهداف مدیریت جامع آبخیزداری حفظ و در برخی موارد افزایش منابع آبی با کیفیت بالا، بهبود کیفیت آب در رودخانه ها، دریاچه ها و سایر منابع آبی می باشد. جلوگیری از فرسایش بیش از اندازه خاک، اساس مدیریت جامع آبخیزداری می باشد. آن چه که رویکرد مدیریت جامع آبخیزداری را از سایر فعالیت های مدیریت اراضی متمایز می سازد، توجه فراگیر به پیوند های میان همه این اهداف و فعالیت ها، درون حوزه آبخیزی است که جهت دستیابی به این اهداف استفاده می شود. با توجه به پذیرش این واقعیت که حوزه آبخیز ترکیبی از مجموعه واحدهای کاربری اراضی در اندازه های فیزیکی مختلف بوده و هر کدام توسط مالکیت های مختلفی تعریف می شوند، لذا بایستی تعاملات میان این واحدها و فعالیت های موجود در آن ها اعم از کشت محصولات کشاورزی، تولیدات دامی، فعالیت های جنگل داری و فعالیت های بیشه زراعی، توسعه زیر بنایی و شهرسازی را در نظر بگیریم.

باید به این نکته اشاره نمود که همه کاربران زمین، آب و منابع طبیعی بایستی بدانند که لازم است همه آن ها نقش مدیر حوزه آبخیز را ایفاء نمایند. اگر چه افراد کمی به طور رسمی دارای عنوان مدیر آبخیز هستند اما مردم بایستی ارتباطات متقابل میان استفاده خود از زمین و آب در محدوده حوزه آبخیز را درک کنند. این امر نیازمند آن است که ما در خصوص پیوندهای میان مناطق بالادست و پائین دست و آن چه که آن را اثرات تجمعی می نامیم، آگاه باشیم و فعالیت های چند گانه را در نظر بگیریم. ممکن است مهم به نظر نرسد اما در پیوند با یکدیگر می تواند بر روی کمیت و کیفیت جریان آب در آبخیزهای بالادست اثر گذاشته و نتیجتاً موجب تاثیرات منفی بر مردم ساکن  در پائین دست گردد.

وجود بسیاری از فاکتورها باعث شده که مدیران منابع طبیعی، پژوهشگران، تصمیم گیران و جامعه به عنوان یک مجموعه کل به طور روزافزونی به مدیریت جامع آبخیزداری به عنوان رویکردی مشارکتی و کاربردی جهت اداره مشکلات زمین، آب و سایر منابع طبیعی توجه نمایند. اجتناب از بسیاری از خطرات طبیعی شدید بالقوه، بستگی زیادی به حرکت به سمت جلو با استفاده از برنامه های مدیریت جامع دارد زیرا که از تخریب منابع طبیعی جلوگیری نموده و ظرفیتی را جهت استفاده عاقلانه از منابع طبیعی فراهم می نماید.

-        مواد و روش ها.

مقاله فوق بر اساس مطالعات کتابخانه ای و تجارب کارشناسی نگارنده تهیه شده است.

-  وضعیت فرسایش

گرچه  ایران دارای اقلیم خشک و نیمه خشک بوده  و از نظر منابع طبیعی  دچار محدودیت  و با مسائل و مشکلات فراوانی دست به گریبان است ولی  نباید نقش عوامل انسانی را در تشدید این مشکلات، از طریق بهره برداری بی رویه و نامناسب از منابع و عرصه های آبخیز کم اهمیت پنداشت. منابع طبیعی تجدید شونده به عنوان زیر ساخت توسعه هر کشوری تلقی شده و مادامی که بهره برداری از این منابع به صورت اصولی، علمی و پایدار صورت نگیرد پایه های توسعه در گذر زمان پایدار نخواهد ماند و فرآیند مذکور، بحرانهای اقتصادی – اجتماعی  و به تبع آن سیاسی و فرهنگی را به دنبال خواهد داشت. در واقع عدم مدیریت جامع، هماهنگ  و اصولی منابع طبیعی سبب می شود تا در کشور کم آبی چون ایران، آب های ناشی از بارش ها نه تنها به سرعت از دسترس خارج شده  و بحران های کم آبی را ایجاد نماید، بلکه به سیل های مخرب و  ویرانگر تبدیل شده و علاوه بر ایجاد خسارات جانی و مالی فراوان،  سبب فرسایش شدید و هدر رفت خاک حاصلخیز زراعی، از بین رفتن کیفیت آب ها چه از نظر فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی، پر شدن مخازن سدها  و تاسیسات آبی  از رسوب و وقوع زمین لغزش ها  گردد. از سوی دیگر با کاهش تولید چه در بخش کشاورزی و چه در بخش جنگل ها و مراتع شرائط نامناسبی برای ادامه زندگی جانداران به وجود آید.

آمارهای منتشر شده سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد[1]   در خصوص میزان فرسایش و رسوب در کشورهای مختلف از جمله ایران نشان می دهد که به دلیل فرسایش زیاد خاک در ایران بسیاری از حو ضه های آبی کشور در آینده ای نه چندان دور با بحران جدی کاهش باروری خاک و از دست دادن توان تولید رو به رو خواهند شد  اگر چه هم اکنون نیز تولید طبیعی مراتع، جنگل ها و اراضی زراعی در بسیاری از حوزه ها کمتر از میزان بالقوه آن است. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان مهم ترین عامل تضعیف توان تولید اکوسیستم ها فرسایش تشدید شده خاک است که خود حاصل کاربری نادرست اراضی است. عدم انطباق نوع کاربری اراضی با توان طبیعی  و در حقیقت بهره برداری از اراضی بدون توجه به قابلیت و توان بالقوه آن ها موجب بر هم خوردن تعادل لازم  بین عناصر حیاتی و غیر حیاتی  اکوسیستم ها شده و در نتیجه فرسایش خاک تشدید شده و تضعیف توان تولیدی این حوزه ها را بدنبال خواهد داشت.  فرسایش نه فقط موجب از دست رفتن خاک و تضعیف توان تولیدی حوزه های آبخیز می شود بلکه رسوب حاصل از آن نیز بسیاری از طرح های توسعه آب و سایر تاسیسات زیربنایی را که در گذشته اجرا شده اند با مشکل انباشت رسوب،  بیش تر از آن چه که در هنگام مطالعه و طراحی این طرح ها و سازه های مربوطه پیش بینی شده بود روبرو می کند. بدیهی است ادامه این روند تاسیسات زیربنایی، سازه های آبی و به خصوص سدهای در دست ساخت را هم تهدید می کند.

از مجموع تقریبی 165 میلیون هکتار از وسعت ایران حدود 126 میلیون هکتار آن به صورت مرتع ، جنگل، اراضی کشاورزی مورد بهره برداری قرار می گیرد و بررسی های اولیه نشان داده که هر ساله در ایران به طور مستمر 1500 تن در کیلومتر مربع خاک در اثر فرسایش آبی شسته شده  و در واقع هر سال یک میلی متر از ضخامت خاک در ایران کاسته می شود. اگر چه ارقام فوق اغراق آمیز است  اما روند رشد تخریب و از دست رفتن خاک قطعاٌ سریع و نگران کننده است.

سالانه به طور متوسط در سطح حوزه های آبخیز کشور 10 تن در هکتار فرسایش داریم که این روند را عوامل متعددی چون تخریب اراضی جنگل، استفاده از ماشین آلات سنگین در اراضی مرطوب، به کار گیری روش های غلط خاک ورزی، عدم به کارگیری روش های علمی یا چرای بی رویه و سنگین دام ایجاد می نمایند. نتیجه برهم خوردن تعادل هیدرولوژیکی آبخیزها به دنبال دخالت انسان، علاوه بر فرسایش عظیم خاک، منجر به سیلاب های مخرب و ویرانگر  و خشکسالی های متوالی می شود.

سالانه بخش عظیمی از اراضی در اثر توسعه شهرها، جاده ها، مراکز صنعتی، معادن، مراکز تفریحی  دچار تغییر کاربری می شوند.  این مسئله بیش تر در مواردی رخ می دهد که دهستان های کوچک که غالباً توسط اراضی زراعی، مراتع و جنگل ها احاطه شده اند طی روند توسعه به شهرها و ابر شهرها تبدیل می گردند. اجرای  طرح های بزرگ صنعتی در اراضی و دشت های حاصلخیز،  بدون توجه به مطالعات کافی منجر به تخریب سریع بخش وسیعی از اراضی عمدتاً حاصلخیز می گردد. هم چنین احداث شهرک های اقماری در حاشیه شهرهای بزرگ منجر به رشد غیر منطقی قیمت اراضی گشته و همین موضوع  زمینه را برای تغییر کاربری آن ها فراهم می کند. مهم ترین عامل غیر طبیعی که اثرات مخربی در تشدید فرسایش در حوزه های آبخیز دارد، دخالت های مستقیم و غیر مستقیم انسان است، که در جنگل  زدایی، چرای مفرط، فعالیت های کشاورزی و بهره برداری بیش از حد برای مصارف محلی و فعالیت های صنعتی تبلور می یابد.

براساس شاخص های حفاظتی،  وضعیت فرسایش و رسوب در آبخیزهای کشور به قرار زیر است:

1-فرسایش خاک: بر مبنای آمار و رسوبات ته نشین شده در مخازن سدها ی بزرگ کشور  و نیز بر مبنای برآورد سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد (فائو) میزان فرسایش خاک (آبی) در حال حاضر حدود 38 تن در هکتار در سال و در سطحی حدود 125 میلیون هکتار آبخیزهای ایران یعنی حدود 4.7 میلیارد تن در سال برآورد می گردد. لازم به ذکر است که این رقم در اوائل دهه 50 حدود یک میلیارد تن برآورد گردیده بود.  اضافه می گردد که در سطح 50 میلیون هکتار از 125 میلیون هکتار فوق الذکر میزان فرسایش در حد قابل قبول (هر چند حدود دو برابر فرسایش طبیعی) یعنی 10 تن در هکتار در سال و در سطح 75 میلیون هکتار میزان فرسایش به طور متوسط حدود 56 تن در هکتار در سال یعنی حدود 6 برابر حداکثر فرسایش قابل قبول می باشد. بدین ترتیب در حال حاضر مساحت آبخیزهای مخروبه معادل 46 % سطح کشور می باشد (75 میلیون هکتار) که این رقم برای متوسط جهانی 7% و در سطح آسیا 8% می باشد. زیان  حاصل از فرسایش خاک سالیانه در حدود 55200 میلیارد ریال برآورد می شود.

2-رسوب دهی:  بر اساس آمارهای موجود میزان رسوب دهی حوزه های آبخیز کشور به طور متوسط 8.2 متر مکعب در هکتار در سال می باشد، از این مقدار 7 متر مکعب آن در مخازن سدها رسوب  می نماید و بقیه از دریچه سدها خارج  می شود بدین ترتیب با توجه به مساحت حوزه های آبخیز سدهای در دست بهره برداری حجم رسوب گذاری در مخازن سدها حدود 231 میلیون متر مکعب برآورد می گردد. همچنین قابل پیش بینی است که با حفظ روند موجود  رسوب دهی حوزه ها و عدم افزایش آن در مخازن سدهای  در دست ساختمان که وسعت حوزه های آنها 73 میلیون هکتار اعلام شده است سالیانه حدود 511 میلیون متر مکعب گل و لای درکل مخازن سدها رسوب نماید. زیان رسوب گذاری در مخازن سدهای در حال بهره برداری و در دست ساختمان در سال در حدود 17266 میلیارد ریال برآورد شده است.

سالانه حدود 110 میلیون متر مکعب از مجموع 18 میلیارد متر مکعبی حجم مخازن در دست بهره برداری  کشور در اثر رسوب گذاری از دست می رود که این رقم معادل 200 میلیارد ریال خسارت مالی بوده و.به نظر می رسد با این روند تاسیسات آبی کشور درآینده با چالش جدی  مسئله رسوب روبه  رو باشند.

جدول 1- میزان رسوب و میزان کاهش حجم مخازن سدها

نام سد

نام رودخانه

رسوب سالانه

(هزار متر مکعب)

ضریب کاهش حجم سالانه مخزن

%

کارده

کارده

1060

2.79

طرق

طرق

740

1.85

سفیدرود

سفیدرود

32000

1.78

اکباتان

آبشینه

128

1.60

چاه نیمه

سیستان

10000

1.51

وشمگیر

گرگانرود

980

1.24

لتیان

جاجرود

830

0.87

میناب

میناب

3000

0.85

مهاباد

مهاباد

1800

0.78

شهیدکاظمی

زرینه رود

4200

0.64

عباسپور

کارون

18000

0.62

زاینده رود

زاینده رود

4250

0.34

درودزن

کر

3300

0.33

دز

دز

10000

0.3

وحدت(قشلاق)

قشلاق

640

0.28

گلپایگان

گلپایگان

110

0.25

امیرکبیر(کرج)

کرج

465

0.23

لار

لار

2170

0.23

 

علل تخریب سرزمین و فرسایش خاک

در منابع مختلف، تخریب سرزمین را به ترتیب ناشی از چرای مفرط، تخریب جنگل، عملیات کشاورزی، بهره برداری مفرط از منابع و صنعتی شدن می دانند که در دو تصویر ذیل علل فرسایش با درصدهای متناظر هر یک ارائه شده است که تصویر 1 جمع بندی علل فرسایش در سطح جهان به همراه سهم آن ها و تصویر 2 وسعت علل فرسایش از منظر فرسایش آبی، بادی، تخریب فیزیکی و شیمیایی به همراه سهم عوامل تخریب ارائه شده است.

تصویر 1- علل فرسایش خاک در مقیاس جهانی

 

                        تصویر 2- وسعت تخریب سرزمین در مناطق مختلف به همراه سهم هر یک از عوامل        

 

چرای مفرط 5/34 درصد، تخریب جنگل 5/29 درصد، مدیریت نامناسب اراضی زراعی 35 درصد، سایر موراد 1 درصد

 

 

 

علل تخریب هر چه که باشد خواه چرای مفرط، خواه تخریب جنگل، عللی در پشت این عوامل ظاهری نقش ایفاء می نمایند که در جدول 2 تعاملات بین عوامل اجتماعی و بیوفیزیکی در مناطق خشک از پائین ترین سطح که همان مزرعه و خانوار است تا عالی ترین سطح که سطح بین المللی است، ارائه شده است.

جدول 2- تاثیرات بالقوه پارامترهای اقتصادی – اجتماعی بر اکوسیستم

سطح

مباحث اقتصادی - اجتماعی

اثرات بر اکوسیستم ها

مزرعه / خانوار

اندازه خانوار

کمبود نیروی کار

امنیت غذایی

فقر 

  

بهره برداری بی رویه از منابع کلیدی ( آب، زمین)

رها کردن زمین

چرای بی رویه

کشت بی رویه

جامعه یا روستا

مالکیت اراضی، مالکیت، کنترل

حل منازعات

اندازه جمعیت

برنامه ریزی محلی سرزمین

گسترش تصرف اراضی تا اطراف ساحل

تاثیرات مشخص و آسیب پذیری اکوسیستم های مختلف

منابع طبیعی ( آب، حیات وحش)

شهرستان / استان

برنامه ریزی سرزمین در سطح شهرستان

تمرکز زدایی برنامه ریزی برای اراضی مشاعی

وارد آمدن خسارت اگر در مقیاس وسطح مناسب انجام نشود یا با اطلاعات یا درک ناقص از اکوسیستم ها انجام شود

اصلاحات ارضی

باعث افزایش یا کاهش فشار بهره برداری اراضی می شود؟

منازعات گروه های قومی و علاقمند

جایگزینی سیستم های مدیریتی

فشار بر سطوح حاشیه ای از طریق مردم جابجا شده

محدودیتهای مالی ( سوبسیدها)

روندهای "توانمندساز" اقتصاد کلان

فرصتهای اقتصادی

محدودیتها / سوبسیدهای سرمایه گذاری منجر به غلبه یکی از فعالیت های اقتصادی مانند چرا یا معدن کاوی

نیاز به خدمات و کالاهای طبیعی

تجارت کالاها

بلایای طبیعی ( مانند سیل ها، خشکسالی، آتش سوزی، آفات، بیماریها)

ممکن است مثبت باشد ( مانند آتش سوزی که عاملی مثبت است در زادآوری گونه ها و رقابت) یا منفی باشد ( از بین رفتن گونه ها، فرسایش خاک و....)

از بین رفتن دانش محلی پس از مهاجرت

بهره برداری بی رویه منابع ممکن است منجر به نیاز به مهاجرت شده و بدین ترتیب منجر به از بین رفتن دانش بومی شود

ملی / بین الملی

رشد جمعیت انسانی

اقتصاد کلان / گرایشات

سیاست های ملی ( مانند برنامه های  اسکان، جنگل های تجاری)

تعدی به سیستم های اکولوژیک بر هم نخورده

بهره برداری بی رویه از منابع کلیدی ( آب، زمین)

آلودگی آب، خاک

 

تصویر 3- مثالی از یک مدل مکانیستیک اولیه در جامعه دامداران معیشتی آفریقا

 

بنابراین با توجه به جدول شماره 2 و تصویر شماره 3 که بیانگر ارتباطات و پیچیدگی های سیستم جاری بهره برداری از منابع طبیعی هستند لذا ارائه روش و یا روش هایی برای مدیریت حوزه آبخیز با هدف کنترل فرسایش، تولید آب و یا هر هدف دیگری مستلزم شناخت ابعاد و پیچیدگی حاکم بر بهره برداری از عرصه و شناخت تنگناها و سپس ارائه راهکار می باشد.

متاسفانه به دلایلی از جمله عدم جامع نگری و ناهماهنگی با دستگاه های دیگر همواره علت اصلی فرسایش مغفول مانده و درمان های نامناسب دیگری برای مساله فرسایش تجویز شده که شاهد این مدعا تداوم فرسایش و پرشدن دریاچه سدها با رسوبات می باشد.

جامع نگری[1].

عمده تلاش هایی که تاکنون در جهت مبارزه با تخریب سرزمین صورت گرفته بیش تر از آن که  علل اصلی تخریب سرزمین را هدف قرار دهد به معلول ها پرداخته و با اتخاذ سیاست های کوتاه مدت به درمان علائم و تعدیل سریع بحران های ناشی از آن توجه داشته است. در این سیاست ها مقابله مستقیم با چرای مفرط، کشت بیش از ظرفیت، جنگل زدایی و روش های آبیاری نا کارآمد مد نظر قرار گرفته بدون آن که به زمینه های اقتصادی و اجتماعی به وجود آورنده این وضعیت توجه کافی شده باشد. نتیجه چنین سیاست هایی این خواهد بود که همان کسانی که به صورت مستقیم از تخریب سرزمین رنج می برند مقصر شناخته شده و متهم به تخریب سرزمین می گردند. بدون این که به عوامل اصلی و خارج از کنترل که آنان را ناچار به بهره برداری بیش از حد می کند توجه جدی شود.

کنوانسیون مقابله با بیابان زایی بر جامع نگری و محوریت مسائل اقتصادی اجتماعی در تجزیه و تحلیل شرایط و ارائه راهکارهای اجرایی تاکید داشته و آنها را هم تراز سایر جنبه های فیزیکی و بیولوژیک تخریب سرزمین قرار می دهد.

در سند کنوانسیون فوق به علل بوجود آورنده تخریب سرزمین و بیابان زایی و توجه ویژه به عوامل اقتصادی اجتماعی در این فرایند تاکید شده است. تمامی اعضاء بر" بکارگیری روش های جامع نگر بر اساس جنبه های مختلف فیزیکی، بیولوژیکی و اقتصادی اجتماعی فرایند بیابانزایی و خشکسالی" توافق نموده اند.  اعضاء متعاهد این کنوانسیون هم چنین  متعهد شده اند که سیاست های جامعی را برای ریشه کنی فقر به عنوان زمینه ساز اصلی و بنیادین مقابله با بیابان زایی و تعدیل اثرات خشکسالی  به کار بگیرند.

این نکته مورد تاکید می باشد که فقر، مردم مناطق خشک را وادار می کند تا برای بقاء و تامین معیشت خود تا آخرین حد امکان از زمین بهره برداری کنند. آنان هیچ انتخاب دیگری جز به کارگیری این هدف کوتاه مدت ندارند و می دانند که این روش ناگزیر بر خلاف خواسته های بلند مدت آنان و پایداری بهره برداری از زمین می باشد. بنابراین، تمامی سیاست های مقابله با بیابان زایی بایستی مقوله فقر را در مرکز توجهات خود قرار دهد. این سیاست ها بایستی ساختارهای اجتماعی و نظام های سنتی مالکیت سرزمین و حقوق عرفی جوامع محلی را مد نظر قرار داده و با ارائه برنامه هایی در جهت ارتقاء دانش و مهارت های برقراری ارتباط، زمینه نقش آفرینی آنان را در یک فرایند جامع نگر مهیا کنند. بنابراین توانمد سازی و ارتقاء ظرفیت افراد محلی پیش نیاز دخالت آنان در برنامه ریزی ها و مدیریت منابع توسط خود آنان  می باشد.

تخریب و نیروهای مخرب

آژانس های زیست محیطی، مدل هایی را برای بررسی تغییرات به وجود آمده در محیط زیست با رویکرد روابط انسان – محیط زیست تدوین نموده اند که ساده ترین آنها مدل فشار- وضعیت – عکس العمل[2] ( تصویر 4) می باشد که توسط سازمان توسعه و همکاری اقتصادی[3] به عنوان چارچوب اساسی برای ارزیابی زیست محیطی در مطالعات پایلوت مورد استفاده قرار می گیرد. در این مدل، منظور از فشار عوامل تاثیر گذار است که باعث ایجاد تغییراتی در عرصه و وضعیت آن می شود.  پس از ایجاد تغییر در عرصه و برهم خوردن وضعیت و انتقال به وضعیتی جدید، عکس العمل سیستم به این تغییر تفاوت یافته و خود این تغییر باعث تغییری در عامل و یا عوامل فشار شده و مجدداً تغییراتی در سیستم ایجاد می شود.

تصویر 4- مدل فشار – وضعیت حال – عکس العمل روابط انسان و محیط زیست

 

یکی دیگر از مدل های فوق،  که کامل شده مدل قبلی می باشد مدل[4] (DPSIR ) است که به ترتیب عامل -  فشار- وضعیت – اثرات – واکنش یا عکس العمل می باشند که در تصویر  5 ارائه شده است.

تصویر5 – مدل DPSIR روابط انسان – محیط زیست

 

اما در مقوله تخریب سرزمین و یا مدیریت پایدار سرزمین نگاه ویژه ای به معیشت پایدار می شود و ارتباط تخریب سرزمین و فقر مقوله ای اثبات شده است که نیازی به بیان آن در این مختصر نمی باشد. معیشت پایدار مبتنی بر 5 پایه و  به تعبیری سرمایه است که عبارتند از: مالی، طبیعی، فیزیکی، انسانی و اجتماعی. در شکل 6 چهارچوب مدل معیشت پایدار ارائه شده است.

تصویر 6- چارچوب مدل معیشت پایدار

 

 

 

 

در تصویر 7 هم رابطه چارچوب معیشت پایدار ومدل رابطه انسان و محیط زیست ترسیم شده است.

تصویر 7- شمای کلی رابطه مدل انسان و محیط زیست و چارچوب معیشت پایدار

 

بحث و نتیجه گیری:

با توجه به این که چندی است که روسای سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور تاکید بر اجرای طرح جامع آبخیزداری و یا منابع طبیعی در حوزه آبخیز دارند و نظر به این که علت العلل تخریب و فرسایش بدواً انسانی و بعد طبیعی است بنابراین در تهیه شرح خدمات مطالعات طرح جامع به ابعاد انسانی آن گونه که باید بهاء داده شود. در حال حاضر چون دیدگاه تکنوکراتیک در سازمان فوق غالب می باشد لذا از منظر مباحث فنی مشکلات تجزیه و تحلیل و سپس با ارائه راهکارهایی مانند عملیات بیولوژیک، مکانیکی و بیومکانیکی انتظار حل مشکل فرسایش را دارند که تجارب و آمارهای میزان رسوب پشت سدها حاکی از آن است که این پروژه ها و راهکارها موفقیت آمیز نبوده اند و لازم است با نگرشی نوین در جهت رفع مشکل فرسیاش اقدام نمود که این مساله امکان پذیر نیست مگر با شناخت دقیق مساله و ارائه راهکار مناسب.

علی رغم تاکیداتی که به آن ها اشاره شد، متاسفانه آن چه از اقدامات سازمان در زمینه طرح جامع به ذهن خطور می نماید همانا طرح هماهنگی است که باید دفاتر مختلف در کنار هم طرحی را اجرا نمایند. به تعبیری دیگر شرح خدماتی واحد تهیه شده و مشاوری بر اساس شرح خدمات واحد از عرصه بازدید و طرحی را تدوین و ارائه نماید که ادارت مختلف ادارات کل منابع طبیعی ( جنگل، مرتع، بیابان، آبخیزداری و ...) با توجه به حیطه وظایف نسبت به اجرای پروژه های تعریف شده اقدام نمایند.

ایراد عمده این کار آن است که تفاوتی بین طرح های ایزوله و منفک فعلی و طرح به اصطلاح جامع وجود ندارد و به عامل اصلی تخریب که انسان است توجهی نشده و محور حوزه آبخیز قرار گرفته است.

در طرح جامع به مفهوم واقعی کلمه باید علل اصلی تخریب و فرسایش با روش های علمی تعیین و در زمینه روابط علت و معلولی کنکاشی به عمل آمده و در خصوص رفع اصلی ترین علت العلل اقدام نمود. نظر به این که بخشی از علل مربوط به فقر بهره بردار و بخشی به سیاست های تاثیر گذار بر شیوه بهره برداری و یا بازار محصولات و مواردی از این دست مربوط می باشد لازم است آبخیزدار یا مدیر حوزه با نگاهی جامع نگر، ارتباطات  و پیچیدگی های موجود در شیوه بهره برداری را شناخته و با همکاری دستگاه های تاثیرگذار و ذی مدخل نسبت به رفع علت العلل اقدام گردد.

منابع و مآخذ:

- بدری پور، ح، 1385، خشکسالی، تاثیرات آن بر اکوسیستم مرتع و راهکارهای مدیریت و تقلیل اثرات آن بر مرتع و بهره برداران– کارگاه آموزشی مدیریت خشکسالی- ، 2 دی ماه، بندرعباس

- بدری پور، ح و غلامرضا زهتابیان، 1388، تدوین سیستم هشدار اولیه بیابان زایی، دانشگاه تهران، سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور، 115 صفحه

-بدری پور، ح، 1390، LADA روشی استاندارد برای ارزیابی تخریب سرزمین در مناطق خشک، فصلنامه جنگل و مرتع، شماره 89، بهار 1390، 34- 28 ص ص

-پرورش، ح، نوحه گر، ا، پرورش، ا، 1388، مدیریت جامع حوزه آبخیز ( پیوند مردم با آب و اراضی خود)- انتشارات دانشگاه هرمزگان، تهران، 388 صفحه

- سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی، ؟، تقویت توان سازگاری معیشتی در مناطق بالا دست حوضه های آبخیز در نواحی خشک از طریق مدیریت تلفیقی (یکپارچه) منابع، مترجم مهرداد خرازچی، 27 صفحه

- سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور(معاونت آبخیزداری)، 1385، نگاهی اجمالی به وضعیت فرسایش خاک و رسوب کشور، 15 صفحه

- سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور( دبیرخانه کمیته ملی مقابله با بیابان زایی)، 1388، مهار بیابان زایی – آشنایی با اصول و اهداف کنوانسیون مقابله با بیابان زایی، 23 صفحه

- سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور ( شورای عالی جنگل، مرتع و آبخیزداری)، 1390، شرح خدمات مدیریت جامع حوزه‌های آبخیز، 56 صفحه

-سلاجقه، ع، مبارکی، ج، آرمان، ن، حسنی، س،  1387، آبخیزداری برای کشاورزی پایدار، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 236 صفحه

-  FAO, 2006, The new generation of watershed management programmes and projects, 137 p.

- Reynolds. J, 2008, Cutting through the confusion: Desertification, an old problem viewed through the lens of a new framework, the Drylands Development Paradigm (DDP)

- Serrat, O., 2008, The sustainable livelihoods approach, Knowledge solution, November, Vol 15, 5 p.

- Reynolds. J, 2008, Cutting through the confusion: Desertification, an old problem viewed through the lens of a new framework, the Drylands Development Paradigm (DDP)

- Serrat, O., 2008, The sustainable livelihoods approach, Knowledge solution, November, Vol 15, 5 p.



[1] Integrated Watershed Management

[2] Pressure – State - Response

[3] Organization for Economic Cooperation and Development

[4] Driving force – Pressure – State – Impact – Response Framework (DPSIR)



[1] FAO: Food and Agriculture Organisation

حسین بدری پور
من بیش از یک دهه سابقه کار در سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور را دارم و در حال حاضر هم در مقطع دکترای منابع طبیعی تحصیل می نمایم. هدف از راه اندازی این وبلاگ اطلاع رسانی در خصوص مباحث روز منابع طبیعی و محیط زیست از قبیل همایش ها، پروژه ها و طرح های مرتبط در سطح ملی و بین المللی می باشد.
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :