طبیعت امروز Today's Nature
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حسین بدری پور - یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱

دکتر مجید مخدوم در اولین نشست علمی انتشارات جهاددانشگاهی مشهد در سال 1391

تولید ناخالص داخلی معیار مناسبی برای سنجش موفقیت و پیشرفت یک کشور نیست و معیار رفاه اقتصادی پایدار باید جایگزین آن شود. 



دکتر مجید مخدوم استاد محیط زیست دانشگاه تهران، در اولین سخنرانی علمی سالانه انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد که دوم اردیبهشت ماه ۹۱ همزمان با روز جهانی زمین، برگزار شد گفت: "GDP یا تولید ناخالص داخلی معیار مناسبی برای سنجش موفقیت و پیشرفت یک کشور نیست و GPI یا رفاه اقتصادی پایدار باید جایگزین تولید ناخالص داخلی که باعث افت پایداری رفاه در کشورهای توسعه یابنده میشود گردد."
در این مراسم که با حضور اساتید،‌ دانشجویان و علاقه مندان و فعالان حوزه محیط زیست در جهاد دانشگاهی مشهد برگزار گردید، دکتر مخدوم با اشاره به اینکه اساس پیشرفت نظام های سیاسی در جهان، توسعه اقتصادی است و معیار اندازه گیری پیشرفت و توسعه و موفقیت دولت ها و افزایش سطح زندگی، تولید ناخالص داخلی یاGDP است، عنوان کرد: "اتخاذ چنین سیاستی منجر به صنعتی شدن بیشتر، مصرف انرژی بیشتر، رشد جمعیت بیشتر و کاهش منابع شده است. حقیقت مسلم این است که ریشه مشکلات محیط زیستی جهان رشد فزاینده اقتصادی و همین طور رشد جمعیت در اکثر نقاط دنیا است. نظام طبیعی بر اصل نظم و درجه ای از ثبات استوار است. فعالیت های اقتصادی انسان باعث مختل شدن این نظام می گردند، چه اکنون هزینه ها براساس هزینه تولید محاسبه می گردند تا براساس هزینه های غیرمحسوس اختلال محیط زیست. به هرحال، انسان صنعتی به نظر می رسد که در حال گریز از داشتن انگیزه سود خالص به سمت انگیزه موثر بودن هزینه است. اما اساس این گریز هنوز صرفاً اقتصادی است و نه متکی بر اصول تلفیقی اکولوژیکی و اقتصادی." 
وی ادامه داد: "برخی از اقتصاددانان ادعا می کنند که زمین از نظر اکولوژیکی قادر به تامین جمعیت خیلی بیشتر حتی تا 45 میلیارد است. اما اگر به اندازه کافی هم جیره غذایی موجود باشد آیا بهتر نخواهد بود که مجبور نباشیم که همیشه ایستاده غذا بخوریم؟ برای نجات خود و کره خاکی و حفظ سنتهای زندگی احتیاج به تغییر روند فعلی اقتصادی داریم. این امر فقط در صورت داشتن یک اقتصاد مهار شده امکان پذیر خواهد بود." 
پدر آموزش محیط زیست نوین ایران سپس از GDP به عنوان یک معیار گمراه کننده در سنجش موفقیت کشورها نام برد و اظهار داشت: " در سنجش GDP هرگز مرادی به غیر از اندازه گیری آنکه چقدر پول دست به دست می چرخد وجود ندارد. در واقع GDP به عنوان یک معیار برای آنکه بدانیم یک کشور چه می کند به کار می رود. اگر کشوری بخواهد GDP خودش را افزایش دهد باید ارزآوری کند، یعنی GDP با ارزآوری در اقتصاد مترادف است. هر چه صادرات بیشتر شود، GDP بالاتر میرود. تفاوتی نمیکند که این صادرات مواد خام باشد یا مواد ساخته شد." 
او با ذکر مثالی از ایران گفت: "یک تن خاک معدن انگوران زنجان به علت داشتن منابع غنی روی، به قیمت یک دلار به خارج از ایران صادر میشود و یک باتری که در آن ممکن است فقط یک میلی گرم از روی این خاک در آن باشد را نیز به همین قیمت یعنی یک دلار وارد میکنیم. ما ماده خام را تن تن میفروشیم آنها ماده ساخته شده را میلی گرم میلی گرم به ما میفروشند به همان قیمت. به دلیل اهمیتی که رفتن GDP در برنامه ریزی های ما دارد. منابع خام خود را صادر میکنیم تاGDP بالا برود، چرا که معیار پیشرفت ما GDP است. سئوال این است که آیا ما در ایران یا در کشورهای دیگر واقعا نیاز داریم که رشد و رفاه و پیشرفت و بازده اقتصادی را با GDP بسنجیم؟"
به اعتقاد وی: "اگر ما به دنبال شاخصی برای ردیابی پیشرفت هستیم باید دنبال معیاری باشیم که چیزهایی را که برایمان مهم هستند اندازه گیری کند، مثلاً شادی، موفقیت، پیروزی، رفاه، محیط زیست سالم. سیاستگذاران در زمان کازنت که در دهه 1930، ابزاری برای اندازه گیری فعالیت ها در رکود اقتصادی این دهه وضع کرد، هشدار دادند که نباید فعالیت های اقتصادی را با رفاه اشتباه کرد. کازنت همیشه اخطار می کرد که رفاه یک ملت به ندرت ناشی از درآمد ملی است. پس از گذشت 75 سال به نظر می رسد که زمان GDP سپری شده است."
دکتر مخدوم همچنین یادآور شد : " ما باید به دنبال معیار دیگری باشیم که نشان دهد که جامعه ما چطور عمل می کند. بلایای طبیعی، نشت نفت، تصادف اتومبیل، شورش ها، جرایم و هر چیزی که شما پولی بابت آن پرداخت می کنید، GDP را افزایش می دهد. اما کمک به همسایه پیر شما در هنگام بالا رفتن از پله ها، نرفتن سرکار برای تماشای مسابقه محلی فرزندتان یا هواخوری در جنگل چیزی به GDP اضافه نمی کند. - GDP ارزش یک شیی را اندازه گیری می کند، اما نه هزینه محیط زیستی تولید آن شیء را مانند آلودگی ها، اضافه بار CO2 و کاهش کانی ها و منابع. رابرت کندی در ۱۹۶۸ گفته بود: GDP هزینه خمپاره، توپ، سلاح هسته ای و ماشین ضد گلوله پلیس برای مقابله با شورش های خیابانی را حساب می کند. اما این حسابرسی شامل بلاغت شعرمان، انسجام ازدواجمان، هوشمندی بحث های عمومی مان و یا میزان شاد بودن کارمندان دولت نمی شود". 
او افزود: "در بررسیGDP ، کار انحام شده همواره در نظر گرفته نمی شود، اگر شما به یک شرکت خدماتی پولی بابت نظافت راه پله های خانه تان پرداخته باشید موفق میشوید عدد امسال GDP را افزایش دادید. اما اگر خودتان راه پله ها را تمیز کنید، هیچ عددی اضافه نکرده اید. یا اینکه اگر از یک شرکت مرغداری تخم مرغ بخرید GDP اضافه میشود، اما اگر در حیاط خلوتتان مرغ نگهداری می کنید و تخم مرغتان را تامین می کنید، هیچ کمکی به افزایش GDP نخواهید کرد." 
موسس دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران گفت: "علیرغم تمام اینها به نظر میرسد مشکل بتوان جایگزینی برای GDP یافت. زیرا GDP رقمی را در اختیار دولتها قرار می دهد که می توانند خود را نسبت به همسایگان و رقبا بسنجند. با اینحال کوششهایی برای یافتن جایگزین های مناسب صورت گرفته است، از جمله کشور کوچک هیمالیایی بوتان هم اکنون رشد کشور را با معیار GNH، رشد شاد زیستن ملی می سنجد، هرچند هیچ اقتصادی هنوز دنباله رو بوتان نشده است. دولت چین نیز در 2004 کوشش نمود که GDP سبز را برای انعکاس هزینه آلودگی به کار گیرد. دیده شد که هزینه رودخانه های رنگ باخته، آسمان های پر از دود، اکوسیستم های پاره پاره شده و تپه های عریان شده باعث می شود که GDP کشور به طور کاهنده ای کاهش و یا حتی در برخی از استان ها صفر شود. البته دولت چین این روند را ادامه نداد و در 2007 GDP سبز را به دور ریخت. 
دکتر مخدوم برخی از راه حلهای پیش روی ما برای تغییر نگرشها نسبت به ارزیابی موفقیت یک کشور را تحلیل تصمیم گیری چند معیاری و چند موضوعی، ارزیابی توان طبیعی در آمایش سرزمین، مدل های ارزیابی به هم پیوسته، به عنوان مثال برآوردهای تغییر اقلیم و برچسب زنی سبز عنوان کرد و افزود: "به واسطه تغییراتی که در جهان امروز بروز کرده است، مصرف کنندگان و حتی تولید کننده ها حساسیت بیشتری به مسئولیت های کمپانی ها نسبت به آنچه که رهبران جهان نشان می دهند دارند. یعنی مردم تولیدکنندگان را مسئول تر می دانند. و نتیجه آنکه کمپانی ها زودتر از سیاستمداران پیگیر راه حلها شده اند. در نتیجه بنابر تحقیق انجام شده در آکادمی علوم نیویورک سبز شدن و برچسب سبز داشتن مهم تر از بالا بردن GDP در یک بنگاه ملی و چند ملیتی شده است، مانند پپسی کولا- شل- IBM- UT و برخی دیگر از شرکت های چند ملیتی. همچنین دولت ها نیز می توانند با دخالت مستقیم در تحقق این راه موثر باشند." 
وی درباره پیش زمینه طرح مشکلات محیط زیست به عنوان مساله مورد ابتلای کل بشر به کنفرانس 1972 سران در استکهلم اشاره کرد که به اعتقاد وی نقطه عطفی در تاریخ بشر محسوب میشود چرا که سران جهان به این اصل گردن نهادند که زندگی انسان در کره زمین بستگی به سازش اصول محیط زیستی و اقتصاد دارد. بحران نفت، زوال محیط زیست و کاهش منابع و رشد انفجاری جمعیت سبب پذیرش چنین بدعت گذاری ای از سوی آنان گردید. دانشمندان علوم اجتماعی و علوم اقتصادی نیز به بررسی مشکلات محیط زیستی پرداختند و اقتصاددانان مدل مجازی رشد اقتصادی و استفاده از منابع را ساختند، مردم شناسان رابطه بین کمیابی منابع رشد جمعیت و مهاجرت را بررسی کردند و سرانجام نیاز به ابزارهای جدید برای سیاستگذاران مشهود شد. دانشمندان حوزه های مختلف مانند محیط زیست شناسان- جغرافی دانان- اقتصاددانان- جامعه شناسان- برنامه ریزان و اکولوژیستها می‎کوشند ابزارهای جدیدی برای سیاستگذاری پیدا کنند. لستر براون مثلث توسعه پایدار را شامل محیط زیست سالم- رفاه و عدالت اجتماعی- بازده اقتصادی میداند. 
دکتر مخدوم ضمن تقسیم مشکلات محیط زیست به دو بخش حاشیه ای و اصلی،‌ در بیان برخی از مشکلات حاشیه ای گریبان گیر حوزه محیط زیست گفت: "دلسوزی کردن برای محیط زیست امروزه تقریباً به صورت یک باور همگانی جلوه گری می کند. در جهان کنونی کمتر شهرنشینی است که خود را دوستدار و حافظ محیط زیست نداند، که این امر شاید پدیده نیکویی باشد. اما مردم عادی پا فراتر نهاده و خود را قادر به حل مسائل حفاظت محیط زیست یا توسعه پایدار می بینند. توسعه پایدار و حفاظت محیط زیست هر کدام موضوع چنان مشکل و پیچیده ای است که اغلب شبه حامیان آن بدون آن که معنی و عملکرد آن را دقیقاً درک کرده باشند طرفدار آن هستند. حفاظت محیط زیست یک کلمه مرکب جادویی است که معانی گوناگون دارد و به خاطر این گوناگونی در معنی و داشتن جاذبه عمومی در برانگیختن احساسات می تواند در مبارزات سیاسی شگفتیها آفریند. در پهنای گیتی به ندرت می توان یک سیاستمدار و یا یک آدم با سواد شهری را پیدا نمود که ضد حفاظت محیط زیست باشد." 
وی افزود: "تحت لوای حامی محیط زیست بودن، این گروه جاه طلب از این واژه سوء تعبیری تا حد اغراق می نمایند که گاهی اوقات باعث خدشه دار نمودن حقیقت زندگی می شود. به طور مثال جودیت رایت نویسنده و رئیس انجمن حمایت حیات وحش استرالیا گفته است: «یک جامعه متمدن زمانی شکل می گیرد که هیچ کسی موجود دیگری را نکشته و به آن آزاری نرساند». جهان متمدنی که این به ظاهر طرفدار محیط زیست به تصویر کشیده است جهانی مرده است. چه اصل اساسی ادامه زندگی در کره مسکونی در تبادل انرژی و ماده یعنی به طور ساده در استفاده از موجودات دیگر نهفته است. به نظر می رسد که این گونه حامیان محیط زست هرگز در محیط طبیعی تنها نبوده و احتمالاً در یک خانه مدرن، نزدیک به حومه شهر و راحت و امن در برابر عوامل طبیعی زندگی می کنند. در این صورت تعجبی ندارد که اینان اکثراً نتوانند فرقی بین زندگی شهری و زندگی در دامن طبیعت بگذارند. اینان ادعا و تبلیغ می کنند که سبب بحران های فعلی محیط زیست به واسطه موفقیت برتر دانشمندان و تکنولوژیستهاست، این حقه روانی تا کنون در برخی کشورها کارگر افتاده است، زیرا در برخی از کشورها تصمیمات اداره محیط زیست توسط قانونگذاران، قضات و کارمندان اداری صورت می پذیرد. هیچیک آشنایی چندانی از مبانی محیط زیست (اکولوژی و جغرافی) ندارند. برخلاف این اداعای محمل، باید اذعان نمود که تکنولوژی متناسب به عنوان کاربرد اصول علمی در مقابله با مشکلات فیزیکی نه تنها منابع را حفاظت می کند بلکه با ایجاد منابع جایگزین باعث اندوختن منابع رو به زوال می شود." 

حسین بدری پور
من بیش از یک دهه سابقه کار در سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور را دارم و در حال حاضر هم در مقطع دکترای منابع طبیعی تحصیل می نمایم. هدف از راه اندازی این وبلاگ اطلاع رسانی در خصوص مباحث روز منابع طبیعی و محیط زیست از قبیل همایش ها، پروژه ها و طرح های مرتبط در سطح ملی و بین المللی می باشد.
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :