طبیعت امروز Today's Nature
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حسین بدری پور - پنجشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۱

به نقل از سایت جهاد دانشگاهی مشهد:

سال ۲۰۱۲ مصادف است با پنجاهمین سال انتشار کتاب باارزش بهار خاموش، که به همین مناسبت برنامه های مختلفی در سال جاری میلادی در سراسر جهان توسط دوستداران محیط زیست برگزار می شود. از جمله آنها برگزاری کنسرت موسیقی با الهام از کتاب خانم راشل کارسون توسط ارکستر سمفونیک پیتزبورگ با نام بهار خاموش، که توسط استیون استاکی نوشته و در ماه فوریه در چند شهر آمریکا به اجرا درآمد. بهار خاموش با وجود گذشت نیم قرن هنوز هم واکنش‏های بسیاری را برمی‏ انگیزد. راشل کارسون زمانی که کتاب را می‎نوشت هیچ تصوری از تاثیری که برجا خواهد گذاشت نداشت‌ و حتی زمانی که کتاب را به انتها رساند به یکی از دوستان نزدیکش نوشت: "واقع بینانه نیست که بپذیریم یک کتاب بتواند تغییری اساسی ایجاد کند." بنابراین خود او قادر به پیش بینی تاثیر عمیق و پایدار کاری که کرد نبود.
با مرور کودکی و نوجوانی راشل کارسون به هیچ نشانه ای از اینکه او روزی به یک مبارز سرسخت بدل شود برنمی‏ خوریم. او در ۱۹۰۷ در اسپرینگدل به دنیا آمد و کودکی آرام و بی‎صدا بود و خودش خود را فردی منزوی تعریف میکند که بیشتر وقت خود را در جنگل و کنار رودخانه میگذراند و از پرنده ‏ها، گل‏ها و حشرات می ‏آموخت. او همیشه کششی به سوی نوشتن احساس میکرد و اولین داستانش را در ۱۱ سالگی منتشر نمود. در دانشگاه زمانی که خود را برای یافتن شغل نوسندگی آماده می کرد ناگهان رشته تحصیلی اش را از ادبیات انگلیسی به زیست شناسی تغییر داد. اگر چه به او هشدار داده شده بود که برای یک زن در رشته های علوم طبیعی به جز تدریس در دبیرستان و کالج های سطح پایین شغل دیگری وجود ندارد و اساسا این رشته‏ ها برای زنان بسیار دشوار است. زمانی که او مشغول گذراندن دوره لیسانس در دانشگاه بود، گمان نمی کرد بتواند روزی هر دو حوزه مورد علاقه اش یعنی زیست شناسی و نویسندگی را تلفیق کند.


دریافت بورسیه ای برای یک دوره مطالعاتی مطالعاتی تابستانی در آزمایشگاه زیست شناسی دریایی وودز هول، به او امکان دیدن اقیانوس و مانوس شدن با دریا را داد. او مدرک فوق لیسانس خود را در سال ۱۹۳۲ از دانشگاه جان هاپکینز گرفت. با خواندن عنوان پایان نامه او: "ازدیاد پرونفروس در طی دوران جنینی و مراحل اولیه زندگی نوزاد گربه ماهی"، هیچکس نمی‎ توانست حدس بزند که این همان نویسنده ای باشد که بعدها پرفروش ترین کتاب را درباره دریا بنویسد. اولین شغل حرفه ای او پس از فارغ التحصیلی، به عنوان یک نویسنده پاره وقت در اداره شیلات بود و در طول ۱۷ سال کار با اداره خدمات شیلات و حیات وحش به عنوان سردبیری ارتقاء یافت. در این زمان بود که او آغاز به نوشتن درباره دریا نمود و نخستین کتابش به نام "ورای بادهای دریایی" در سال ۱۹۴۱ درآمد. کتاب او توسط جامعه علمی با استقبال گرمی مواجه شد، اما جامعه آمریکا در آن زمان درگیر حادثه بندر پرل هاربر بود و کتاب با فروش خوبی روبه رو نشد. حق التالیف کارسون کمتر از ۱۰۰۰ دلار شد که نشان میداد نویسندگی کار اقتصادی ای نیست. اما دومین کتابش با عنوان "دریاهای اطراف آمریکا" که در جولای ۱۹۵۱ وارد بازار نشر گردید، در عرض یک ماه به لیست پرفروش ترین کتاب ها اضافه شد و تا دسامبر روزی ۴۰۰۰ نسخه از آن فروخته می شد.
سومین کتابش، "حاشیه دریا" در ۱۹۵۵ و پس از آنکه به صورت پاورقی در مجله نیویورکر چاپ شده بود منتشر شد. موفقیت‏ کتاب هایش به او این امکان را داد که از شغلش در اداره خدمات شیلات و حیات وحش آمریکا در سال ۱۹۵۲ استعفا دهد. او جوایز بی شماری را برای کتاب های خود دریافت کرد، از جمله دکتری افتخاری زیست شناسی دریا. بنابراین وقتی بهار خاموش را می نوشت نه تنها یک نویسنده علمی شناخته شده بود، بلکه استقلال مالی و بی نیازی اش از هرگونه کار دولتی و دانشگاهی، به او آزادی عمل بالایی داده بود تا یکسره خود را وقف نویسندگی کند.
در سه سال پس از نگارش "حاشیه دریا" و پیش از آغاز به کار بر روی بهار خاموش، او به نوشتن ادامه داد. نمایشنامه ای درباره ابرها برای برنامه تلویزیونی با نام Omnibus نوشت؛ مطلبی برای همراه زن خانه با عنوان "به کودکان خود کمک کنید شگفت زده شوند"
بهار خاموش از سایر کتاب های او درباره شگفتی های دریارها فاصله بسیار داشت. تصمیم او بر پرداختن به علل و پیامدهای آفت کشها بر روی محیط زیست عامدانه نبود، بلکه این خط را اتفاقی دنبال کرد. در ۱۹۵۸ نامه ای از الگا هاکینز نویسنده پیشین بوستون پست دریافت کرد که در آن از نابودی وسیع حشرات و پرندگان پناهگاه خصوصی پرندگانش در کیپ کد به وسیله سم د. د. ت و نفت برای از بین بردن پشه خبر داده بود. هاکینز امیدوار بود کارسون بتواند در واشنگتن کسی را بیابد که قادر باشد جلوی سم پاشی بیشتر را بگیرد. راشل کارسون پس از آنکه از کمک دیگران ناامید شد به این نتیجه رسید که خودش باید کاری انجام دهد. او شروع به نوشتن یک سری مقالات درباره آفت کشها نمود که نتیجه بررسی های دقیق خود او و دیگر دانشمندان در آنها آمده بود. کتاب بهار خاموش از تلفیق یک سری مقالات، تبدیل به کتابی درخور توجه گردید که نگارشش ۴ سال و نیم به طول انجامید.
نوشتن کتابی با موضوع آفت کشها و محیط زیست با تاکید بر هیدروکربن های آغشته به کلر پایدار در طبیعت، نیازمند عزمی ستودنی بود. نگرش عمومی نسبت به د. د. ت به علت قیمت پایین و سهولت تهیه آن، بسیار مثبت بود و عقیده بر این بود که اگر با احتیاط استفاده شود خطری برای سلامت انسان نخواهد داشت. تنها یک روزنامه آمریکایی طی ۱۸ ماه از سال ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۵ ، ۲۱۰۰۰ مطلب درباره د. د. ت چاپ کرد. اگرچه مساله پایداری د. د. ت و تجمیع آن در بافت چربی حیوان، و انتشار آن از طریق چرخه غذایی پیش از آن طرح شده بود و خبرهایی از گسترش آن در مگس های خانگی معمولی انتشار یافته بود، با این حال کارسون می دانست که با قلم زدن حول این موضوع وارد بازی خطرناکی شده است.
او کتابش را علیرغم فشارهای زندگی شخصی و خانوادگی اش – قبول خواهرزاده ۵ ساله اش راجرز کریستی به فرزندی، مرگ مادرش پس از یک دوره طولانی بیماری، درمان بیماری‎های خود او از جمله ورم مفاصل، زخم معده، ابتلا به باکتری استافیلوکوکوس و نهایتا سرطان.
بهار خاموش ابتدا در سه بخش در مجله نیویورکر به چاپ رسید و عکس ‏العمل ‏ها نسبت به آن چه موافق و چه مخالف، ‌فوری و شدیدالحن بودند. حتی پیش از انتشار نیز تهدید شده بود که به علت گنجاندن حقایق غیرواقعی درباره کلوردان و هپتاکلر (مواد به کار رفته در ساخت حشره کشها) علیه او دعوی شکایت خواهد شد.
بهار خاموش با استقبال بسیار خوبی روبه رو شد و برای ۳۱۳ هفته در فهرست پرفروش ترین کتب نیویورک تایمز باقی ماند. نتیجه پیش انتشار کتاب در نیویورکر، اختصاص بیش از ۵۰ مطلب و تقریبا 20 ستون در روزنامه ها بود. زمانی که کتاب در سپتامبر سال ۱۹۶۲ به چاپ رسید، ‌۴۰ هزار نسخه از ان پیش فرش شده بود و تا دسامبر ۱۰۰ هزار نسخه دیگر به فروش رفت. این کتاب هنوز هم در دنیا به زبان های مختلف چاپ می شود.
تا پایان آن سال بیش از ۴۰ قانون مالیاتی در ایالات مختلف جهت تعدیل میزان مصرف حشره کشها تصویب شد. حمله های جدی هم به او و کتابش می شد، ادوین دایاموند در ایونینگ پست نوشت: "به لطف یک کتاب احساساتی و هشدارآمیز به نام بهار خاموش، آمریکایی ها به غلط می پندارند دنیایشان سمی شده است." نیویورک تایمز نوشت: "او می خواهد روشنایی را از زندگی ما بگیرد و تا حد زیادی هم موفق بوده است." اما لمونت کول استاد بوم شناسی دانشگاه کرنل در مجله ساینتیفیک امریکن مینویسد: "خطاهای واقعیت چنان اندک و چنان بی اهمیت و بی ارتباط با موضوع اصلیست که زیبنده نیست که در آنها درنگ چندانی کرد."
حملات شخصی به وی ادامه می یافت و در همان حال ایده او به سرعت در حال انتشار بود. به او القابی نظیر "عاشق پرنده‏ ها"، "عشق گربه‏"، "عشق ماهی‏" و "عشق طبیعت" داده می‎ شد. می گفتند که او نگران مرگ یک گربه است، اما به مرگ روزانه هزاران انسان از گرسنگی و سوء تغذیه در دنیا اهمیت نمی دهد. البته که او عاشق گربه‏ ها بود و گربه مورد علاقه اش همیشه هنگام نوشتن در کنارش بود، اما به پرنده ها نیز علاقه ویژه داشت. بیشتر او را زنی هیستریک و دختر ترشیده خطاب می کردند. مجله لایف نوشت که او مجرد است اما فمینیست نیست و از قول خود کارسون نقل کرد که "من به کارهایی که زنها و یا مردها انجام می دهند علاقه ای ندارم بلکه به کارهایی که مردم انجام می دهند علاقه دارم." او البته که او یک فمینیست به معنای کلاسیک آن نبود اما به دستاوردهایش به عنوان یک زن افتخار می کرد. او از معدود زنانی بود که در اداره حیات وحش و شیلات به مقامی بالاتر از یک کارمند معمولی ارتقاء یافت و اولین زنی بود که در ۱۹۶۳ مدال "آدوبون" را برای فعالیت هایش در حفظ محیط زیست دریافت کرد. بسیاری از بدگویان او فراموش می کردند که او یک دانشمند واقعی است و از تحصیلات آکادمیک خوبی برخوردار است. او با متد کاملا علمی داده های خویش را به دست آورده چرا که می خواسته بنای کار خود را بر پایه ای محکم بگذارد. فهرست منابع کتاب او ۵۴ صفحه بود. اینکه او علاوه بر نویسنده، یک دانشمند است بر مدال "آدوبون" حک شده بود.
دانشمند شناخته شده، ‌نویسنده معتبر و مفسر حساس و نکته سنج طبیعت، و کسی که کتابی به نام بهار خاموش را نوشت، تلاش کرد جامعه را از خطر رهاسازی آلودگی‎ های شیمیایی در محیط زیست آگاه کند و با صدای بلند فریاد بزند که تکنولوژی برآمده از علم می تواند تهدیدی برای خود انسان باشد. او متهم به اغراق و پیش داوری می شد؛ نیویورک تایمز نوشت "کتاب بهار خاموش بسیار یک طرفه نوشته شده و می تواند مورد مناقشه واقع شود، اما برای زیرسئوال بردن ادعاهای مستند خانم کارسون کار زیادی نمی توان انجام داد." مجله لایف نوشت "تردیدی نیست که او در مورد یافته هایش اغراق کرده است." و این نکته را اضافه کرده بود که قضاوت او در مورد آفت کشهای شیمیایی که توسط کارخانه‏ جات صنایع شیمیایی تولید می شود نیز یک طرفه بوده است اما در یک جهت دیگر. اشعاری طنز با مضمون بهار خاموش، ‌برای تقابل و یا کاستن از تاثیر پیام آن نوشته شد. یکی از این اشعار با نام "سال متروک!" آینده ویرانی را بدون استفاده از آفت کشها تصویر می کند. دیگری با نام "تابستان ساکت!" ماجرای پسری است که با پدربزرگش میوه بلوط می خورند،‌ چون به علت استفاده نکردن از سموم آفت کش،‌ آنها ناگزیر شده اند به صورت طبیعی زندگی را بگذرانند. جزواتی در انتقاد به کتاب بهار خاموش در میان پزشکان توزیع شد، یکی از آنها توسط موسسه تغذیه در دفاع از آفت کشهای شیمیایی انتشار یافت که نامه رئیس موسسه ضمیمه آن شده بود. دفاع آنها از آفت کشهای شیمیایی حول چهار نکته متمرکز شده بود. اول اینکه اسپری های شیمیایی امکان تهیه محصولات کشاورزی مازاد را فراهم کرده اند، دوم اینکه حشره کشها جزء ضروری جهت حذف برخی از بیماریهای هستند که از حشرات ناشی می شوند، سوم اینکه اگر علف کشها توازن طبیعت را بر هم می زنند، این کار را به نفع بشر انجام می دهند و اینکه علف کشها اگر درست استفاده شوند بی خطر هستند. کارسون همچنین متهم به اغراق کردن و احساساتی بودن شده بود و اینکه برای بالابردن فروش کتابش دست به ساده سازی و قلب واقعیت زده است.
آیا او از واقعیت منحرف شده بود؟ آیا ارتباط علف کشها با سرطان ساده سازی شده بود؟ اقتصاد دانان او را متهم به بازی تبلیغاتی با آمار فزاینده سرطان می کردند. کتاب بهار خاموش تلویحا مواد شیمیایی و سموم رهاشده در طبیعت را عامل بیماری سرطان معرفی می کند بدون آنکه به رابطه علت و معلولی ایندو اشاره ای کرده باشد. آگاهی امروز ما درباره طیف گسترده مواد سرطان زا در طبیعت بسیار بیشتر شده است و بسیاری از علف کشها را سرطان زا می دانیم. هنوز روشن نیست که آیا کارسون درباره تهدید سرطان و ارتباط آن با آفت کشها با تفسیر آمارهای سرطان در جهت تایید ادعاهایش اغراق کرده و یا اینکه او به درستی خطر را احساس کرده بوده است.
انعکاس نگرش و درک عمومی آن زمان را می توان در کاریکاتورهای سیاسی که در مجلات و روزنامه‌ها از راشل کارسون منتشر می‎ شد دید. یکی از آنها که در ۱۹۶۳ در نیویورکر چاپ شده بود، زنی را در مقابل تبلیغ آفت کش در یک مغازه نشان می داد که به فروشنده می گوید: "چیزی که راشل کارسون نمی خرد به من نفروش."
چرا بهار خاموش چنین واکنشی را از سوی صنایع آفت کش و کشاورزی برانگیخت؟ بسیاری از آنها که به او حمله می کردند کتاب را نخوانده بودند و توجهی به دادن خبر دقیق درباره آن نداشتند. دایاموند می گوید: "هیچ کس جز خانم کارسون پیشنهاد عدم استفاده از آفت کشها را نداد." آیا به راستی آنگونه که بارها و بارها مخالفین کتاب مستقیم و غیرمستقیم می گفتند، خواستار ممنوعیت آفت کشها بود؟ احتمالا مهمترین نتیجه انتشار کتاب، تغییر نگرش عامه نسبت به علف کشها از ماده ای سودمند به حال کشاورزی به ماده ای که مضرات ناشناخته ‎ای به دنبال دارد بود. کتاب در فرانسه، آلمان، ایتالیا، دانمارک، سوئد، نروژ، فنلاند، هلند، اسپانیا، برزیل، ژاپن، ایسلند، پرتغال و بسیاری کشورهای دیگر به انتشار درآمد و سبب درگرفتن بحث ‎های فراوانی پیرامون محیط زیست گردید.
در نتیجه انتشار کتاب بهار خاموش، درخواستی به کمیته علمی مشورتی رئیس‎ جمهور وقت آمریکا، جان اف. کندی جهت بررسی مساله داده شد. کتاب بهار خاموش انگیزه تاسیس موسسه محافظت از محیط زیست را در سال ۱۹۶۷ فراهم نمود، که بعدها رهبری مبارزه علیه استفاده از DDT را برعهده گرفت. بحث ‎هایی که در دادگاه صورت گرفته بود نکات اصلی کتاب را بازتاب می نمود. پس از سال ۱۹۶۲ ده‏ها قانون فدرال و صدها قانون ایالتی در آمریکا تصویب گردید که دولت را موظف به محافظت آب، هوا، حیات وحش و انسان در برابر اثرات آفت‏ کشها می‏ نمود. در سال ۱۹۷۰ نیز آژانس حفاظت از محیط زیست با هدف محافظت از محیط زیست تاسیس گردید.
بهار خاموش یکی از تاثیرگذارترین کتب قرن بیستم نامیده می ‎شد و راشل کارسون توسط مجله لایف به عنوان یکی از ۱۰۰ نفر اشخاص برجسته آمریکایی در قرن بیستم را به خود اختصاص داد. متاسفانه او زنده نماند تا هیچ کدام از این تعاریف را بشنود و تنها شاهد عکس العمل های آنی در برابر کتابش بود. با وجود آنکه از سرطان رنج می برد هیچگاه شوخ طبعی اش را از دست نداد و در پاسخ به این سئوال که چه غذایی می خورد او پاسخ داد: هیدروکربن کلریزه شده، درست مثل همه آدمهای دیگر." تقدیرها و جوایز حتی پس از مرگ او در ۱۹۶۴ در اثر حمله قلبی و سرطان پیشرفته ادامه یافت. در ۱۹۷۰ پناهگاه حیات وحش مین، شامل ۹۶ درصد باتلاق های نمکی ساحلی، به افتخار او راشل کارسون نامگذاری شد. در ۱۹۸۰ جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا، جایزه آزادی را به او داد که پسرخوانده اش راجر کریستی از طرف او آنرا دریافت کرد. بر روی مدال نوشته شده بود: ... او موجی از آگاهی زیست محیطی خلق کرد که هرگز فروننشست." و در ۱۹۸۱ اداره پست اسپرینگ دیل، محل تولد او تمبر یادبودی از وی چاپ کرد.
وقتی از او سئوال شد که چرا قاطعانه از کتابش دفاع نکرد، او پاسخ داد: بگذارید سیر حوادث پاسخ شما را بدهد." زمان ثابت کرد او علاوه بر نویسنده و دانشمند، یک پیشگو هم بود. بهار خاموش نقطه عطفی بود که برانگیزاننده جنبش های محیط زیستی واقع گردید. در ۱۹۷۲ یک روزنامه نگار نوشت: "چند هزار کلمه او، جهان را به سمت دیگری کشاند." امروز به ندرت روزنامه یا مجله ای را می توان یافت که چنین آگاهی زیست محیطی رو به رشدی را بازتاب ندهد. ممکن است از خود بپرسیم اگر راشل کارسون زنده بود اکنون راجع به چه چیز ممکن بود بنویسد؟

 مطالب مرتبط

بهار خاموش دومین کتاب برتر پایداری

دوباره بهار خاموش

حسین بدری پور
من بیش از یک دهه سابقه کار در سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور را دارم و در حال حاضر هم در مقطع دکترای منابع طبیعی تحصیل می نمایم. هدف از راه اندازی این وبلاگ اطلاع رسانی در خصوص مباحث روز منابع طبیعی و محیط زیست از قبیل همایش ها، پروژه ها و طرح های مرتبط در سطح ملی و بین المللی می باشد.
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :