طبیعت امروز Today's Nature
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حسین بدری پور - چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠

راستش سعی می کنم تا حد امکان کپی - پیست نکنم اما مطلبی را روی سایت خبرگزاری فارس دیدم که بد ندیدم در اینجا هم منعکس کنم. کارشناس تهیه کننده مطلب دیدگاه ها و زوایای مغفول دیگری را از نظر گذرانده که در نوع خود قابل تقدیر است. لذا بدون هیچ کم و کاست و حک و اصلاحی عیناَ مطلب ارائه شده است.  

 کدام یک از الــــزامات واگذاری 1000 متر زمین به هر خانوار مهیاست؟

 خبرگزاری فارس: اراضی واگذاری به هر خانواده باید حداقل در شعاع 30-20 کیلومتری از محل زندگی باشد که رفت و آمد برای مقرون به صرفه بوده و وقت زیادی را تلف نکند،نمی توان از یک خانواده مقیم تهران انتظار داشت که در فاصله 100 کیلومتری، زمین را آباد کرده و هر روز و یا حداقل هفته‌ای دو بار به آن سرکشی کند.

 

 

در خبرها صاحبنظران موافق و مخالف در خصوص محاسن و معایب طرح واگذاری اراضی 1000 متری به هر خانواده ایرانی، اظهارنظر کرده‌اند،اما شانس موفقیت در بررسی تمام جوانب طرح و فراهم کردن الزامات اجرائی آن است برخی الزامات و ضروریات اجرای این طرح در ذیل می‌آید:

الف) الزامات مرتبط با وجود زمین مناسب برای واگذاری :

1) اگر قرار باشد به حدود 20 میلیون خانوار ایرانی، هرکدام ، حدود 1000 متر زمین واگذار شود حداقل نیاز به دو میلیون هکتار زمین مناسب برای ایجاد باغ می باشد ولی با در نظر گرفتن فضاهای عمومی و راه‌های ارتباطی (جهت دسترسی به آنها) مقدار زمین موردنیاز به 3 تا 4 میلیون هکتار افزایش می یابد.

2) پراکندگی و تراکم جمعیت شهری در کل کشور یکسان نیست و بعنوان مثال در حاشیه خزر (استان‌های گیلان، مازندران و گلستان)، اکثر شهرها و روستاها به همدیگر وصل شده و در اطراف آنها اراضی کشاورزی است. این نوار ساحلی از سمت شمال به دریای خزر و از سمت جنوب به جنگلهای خزری (هیرکانی) محدود شده است و دیگر امکان توسعه ای ندارد (قطع درختان جنگلی و تغییر کاربری آنها، از نظر قانونی ، فنی و عقلی نیز نادرست است). در حاشیه کلان شهرهای تهران، کرج ، مشهد، اصفهان، شیراز، تبریز، اهواز و … که دارای تراکم جمعیت زیادی هستند، آیا زمین مستعدی برای توسعه باغات وجود دارد که جوابگوی خانوارهای ساکن در آن کلان‌شهرها را داشته باشد؟

3) علی‌القاعده اراضی واگذاری به هر خانواده باید در شعاع 30-20 کیلومتری از محل زندگی ایشان باشد که رفت و آمد برای آنها مقرون به صرفه بوده و وقت زیادی را تلف نکند. نمی توان از یک خانواده مقیم تهران انتظار داشت که در فاصله 100 کیلومتری، زمین را آباد کرده و هر روز و یا حداقل هفته ای دو بار به آن سرکشی کند!.

4) برای سهولت در ایجاد امنیت و همچنین سهولت در فراهم آوردن خدمات زیربنائی ، ضرورت دارد اراضی واگذاری به خانواده ها به صورت یک مجموعه حداقل چندهزار خانواری باشد (واگذاری اراضی به شکل موردی و پراکنده، میسر و مقرون به صرفه نخواهد بود) لذا اولاً باید یک قطعه زمین بزرگی وجود داشته باشد که نزدیک به شهر باشد همچنین مالکیت آن دولتی باشد (از اراضی ملی) نیز امکان تامین آب زراعی و شرب داشته باشد وً اعتبارات مورد نیاز جهت آماده سازی آن (نقشه برداری ، تفکیک قطعات ، طراحی راههای دسترسی و امکانات خدماتی عمومی ، تامین آب آشامیدنی ، برق ، گاز ، تلفن و …) موجود باشد.

5) ایرانی ها،افرادی باهوش و سخت کوش هستند و هرجا که امکان آبادی داشته باشد (آب و خاک مناسب) ، حتماً تاکنون تبدیل به اراضی کشاورزی و یا باغ شده است. از طرف دیگر در 30 سال اخیر به دلیل ارزش افزوده زمین ، اکثر اراضی ملی مستعد توسط زمین خواران تصرف شده است، آیا در حاشیه شهرها، اراضی مستعدی باقی مانده است که برای توسعه باغات (بوستانهای خانوادگی) اختصاص یابد؟

6) اراضی مستعد حاشیه روستاها ، همه جزء مستنثنیات مردم و بهره برداران محلی بوده و بنابراین سئوالی که مطرح است، این است که آیا برای هر خانواده روستائی نیز قرار است 1000 متر زمین اختصاص یابد؟!اگر جواب مثبت است از کجا ؟!
7) ارزش ریالی هر قطعه زمین بستگی به شرایط آن منطقه از قبیل: مسطح بودن اراضی، حاصلخیزی آن، نزدیکی به جاده و مناطق شهری جهت جغرافیائی (روبه افتاب بودن یا واقع شدن در سایه و … دارد لذا با فرض موجود بودن اراضی مستعد بدون صاحب (متعلق به دولت) چه مکانیزمی برای توزیع عادلانه آن (پیشگیری از تبعیض و سوء استفاده احتمالی) پیش بینی شده است؟ 1000 متر زمین یک خانواده، ممکن است 100 برابر هزار مترزمین یک خانواده دیگر، ارزش ریالی داشته باشد، آیا این موضوع تالی فاسد ندارد؟

ب) الزامات مرتبط با آب موردنیاز برای ایجاد باغستان :

1) احتمالاً یکی از اهداف این طرح، تولید محصولات باغی و صیفی جات است،بنابراین در شرایط فعلی کشور که با بحران شدید کم آبی مواجه است، تامین آب کشاورزی موردنیاز هر خانواده، از چه محلی خواهد بود ؟ و با چه هزینه ای ؟ آیا قرار است آب موردنیاز از سایر کشورها وارد شود؟!

2) آب آشامیدنی و بهداشتی خانواده هائی که قرار است حداقل در ایام آخر هفته، دو روز را در بوستان خانوادگی خویش به استراحت بپردازند از کجا تامین خواهد شد؟ آیا قرار است هر خانواده آب شرب و بهداشتی موردنیازشان را از شهر حمل کنند (که با توجه به طرح هدفمند کردن یارانه ها و افزایش نرخ آب شرب و هزینه حمل آن، مقرون به صرفه نخواهد بود) و یا اینکه هر خانواده تانکر آبی تهیه نموده و از طریق کامیونهای حمل آب ، آب موردنیازش را تامین خواهد کرد؟ (که این موضوع از نظر بهداشتی، خالی از اشکال نبوده و به شرط موجود بودن منابع آب کافی برای پر کردن تانکرها ، آیا برای خانواده ها، مقرون به صرفه خواهد بود؟).

3) اگر هدف طرح ایجاد اوقات فراغت و آسایش برای خانواده هاست.، لازم است که سیستم آب آشامیدنی برای هر مجتمع باغستانی، بطور جداگانه و مطمئن تامین شود که خانواده ها دیگر دغدغه ای در رابطه با تامین آب آشامیدنی نداشته باشند ولی آیا این مهم امکان پذیر است ؟ با چه قیمتی ؟ هزینه ایجاد این شبکه را چه کسی تامین خواهد کرد ؟ دولت یا خود خانواده ها ؟

4) هر کجا آبی هست ، مطمئناً صاحبی دارد (لزوم رعایت حق آبه ها) بنابراین برای این دو میلیون هکتار فضای مسکونی و باغ جدید و همچنین یک تا دو میلیون هکتار فضاهای عمومی و مشترک (فضای سبز ، درختکاری حاشیه راه‌های دسترسی ، مسجد ، درمانگاه ، پاسگاه نیروی انتظامی ، خدمات اداری امور شهری یا روستایی ، پست ، مخابرات و …)، آب موردنیاز از کجا تامین خواهد شد؟

5)‌ چون قرار است در همه جای ایران (شهر و روستا) و به همه خانواده ها، زمین واگذار شود و دیگر نمی توان آب یک حوزه آبخیز را به حوزه آبخیز دیگر منتقل کرد (حتی در شرایط فعلی) زیرا آب مازادی وجود ندارد،بنابراین آب مور نیاز هر ناحیه از کجا تامین خواهد شد.

ج) امکانات عمومی موردنیاز برای توسعه بوستانهای خانوادگی:

1) با توجه به ناامنی ایجاد شده توسط اراذل و اوباش، آیا تامین امنیت این مجتمع های باغی نیاز به همکاری نیروی انتظامی و ایجاد پاسگاه در فواصل مناسب و ایجاد سیستم گشت و مراقبت (برای جلوگیری از دزدی و تعرض به جان و ناموس خانواده های محترم که برای استراحت و فراغت در باغ خود زندگی می کنند) ندارد ؟ آیا نیروی انسانی و هزینه های موردنیاز آن پیش بینی شده است ؟

2) هر آن ممکن است برای اعضاء خانواده ساکن در باغها، سانحه و یا مشکل پزشکی پیش بیاید آیا لازم نیست که در هر مجتمعی یک درمانگاه اورژانس وجود داشته باشد؟ آیا قرار است هر کسی که دچار سانحه شد و یا بیمار شد، به نزدیکترین شهر منتقل شود؟

3) برای رعایت رفاه خانواده ها ، آیا نیاز به پیش بینی فروشگاه جهت عرضه مواد غذائی و لوازم ضروری زندگی در فضای عمومی مجتمع های باغستانی نیست؟

4) آیا فرزندان خانواده های ساکن در باغستان، نیاز به بازیگاه و پارک تفریحی در حوالی مرکز این مجتمع توریستی - تفریحی (مجتمع باغستانی) ندارند ؟

د) لزوم ظرفیت سازی و توانمندسازی خانواده ها :

1)آیا همه خانواده ها به باغداری و امور کشاورزی علاقمند هستند؟
2)‌ آیا همه خانواده ها به امور باغداری و کشاورزی و پرورش طیور آشنا هستند؟
3)‌ آیا نهاده های موردنیاز (بذر ، کود ، سم ، و …) به اندازه کافی و به قیمت مناسب برای دو میلیون خانواده وجود دارد؟
4)‌ آیا همه خانواده ها امکان استخدام سرایدار (نگهبان و یا باغبان) برای نگهداری و مراقبت از باغ خویش در ایام غیرتعطیل (که ایشان در شهر به سرمی برند) دارند ؟
5) آیا همه خانواده ها ، پس انداز کافی برای ساخت و ساز (حصارکشی و دیوار کشی ، ایجاد 100 متر بنای مسکونی ، ایجاد استخر و سیستم آبرسانی برای درختان، کاشت نهال و …) و آباد نمودن زمین خویش را دارند و یا اینکه قرار است نه تنها زمین رایگان به هر خانواده واگذار شود بلکه آموزشهای لازم برای کشاورزی و باغداری را به ایشان داده و تسهیلات بانکی کم بهره نیز برای ساخت و ساز و آباد نمودن زمین (واگذار شده) فراهم شود ؟ اگر جواب مثبت است از چه محلی؟
6) آیا قرار است هر خانواده به میزان مصرف خویش ، تولیدات باغی و صیفی داشته باشد یا اینکه قرار است مازاد بر مصرف خویش را به بازار عرضه نماید ؟ (برای تامین بخشی از هزینه های جاری ناشی از نگهداری باغ و ویلای کوچک خویش). در این صورت آیا پیش بینی لازم برای مکانیزم بازاریابی و عرضه محصولات تولیدی ایشان شده است ؟ زیرا برای پدر خانواده دارای مشغله کاری که برای تفریح و فراغت به کار باغداری پرداخته است مقرون به صرفه نیست که خودش به دنبال بازاریابی و عرضه محصولاتش باشد .
7) آیا این طرح شامل افراد مجردی که سنی از ایشان گذشته ولی بدلایلی نتوانسه اند خانواده تشکیل دهند یا بانوان سرپرست خانوار را نیز شامل می‌شود؟

هـ) لزوم پیش بینی مکانیزم های لازم برای تداوم این طرح :

1) برای پیشگیری از سوء استفاده های احتمالی (رانت خواری و دلالی زمین)، چه راهکارهائی پیش بینی شده است ؟
2) برای تداوم طرح تا حداقل سه نسل بعد، چه تمهیداتی پیش بینی شده است ؟ اگر بنا باشد که هر خانواده هزار متر زمین خود را دستکاری (تخریب) نموده و از حالت مرتع طبیعی خارج نماید و پس از مدتی آن را رها نماید، دیگر برگشت آن عرصه به حالت طبیعی سابق، غیرممکن است .
3) آیا فوت سرپرست خانواده سبب تقسیم زمین بین وراث و تبدیل آن به ویلای مسکونی در آینده نخواهد شد؟
4) چه تضمینی وجود دارد که اعضای خانواده هر هفته به زمین (باغ) خویش سرکشی نمایند و از آن درست نگهداری کنند. در هفته های اول ممکن است رفتن به باغ جاذبه داشته باشد ولی با توجه به روحیه تنوع طلبی بشر ، آیا خانواده ها به سرعت خسته نخواهند شد. آیا فرزندان خانواده نیز پدر و مادر علاقمند خویش را همراهی خواهند نمود ؟ آیا خانواده ها دو قسمت نمی شوند (بعنوان مثال، پدر و مادر به باغ رفته ولی فرزندانشان در شهر و در پارتی های دوستانه خویش شرکت نمایند) ؟ آیا بجای تقویت بنیان خانواده، کانون گرم خانواده (در اثر اختلاف نظر بین والدین و فرزندان) از هم نخواهد پاشید؟

سخن آخر اینکه، به نظر می رسد که بررسی این طرح نیاز به یک مطالعه همه جانبه فنی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی، امنیتی ، آموزشی ، کارآفرینی ، بازاریابی ، بهداشتی - درمانی و ... دارد و از آنجائیکه مسئولین محترم نظام به دنبال انجام کارهای اصولی بوده و به شدت از ایجاد امید واهی و یا دادن وعده های توخالی پرهیز می‌کنند، مطمئناً در بررسی و تصویب این چنین طرحهای مهمی، دقت و حساسیت بیشتری معمول خواهند کرد.

یادداشت از: یک کارشناس منابع طبیعی

 ماخذ:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9004295019

حسین بدری پور
من بیش از یک دهه سابقه کار در سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور را دارم و در حال حاضر هم در مقطع دکترای منابع طبیعی تحصیل می نمایم. هدف از راه اندازی این وبلاگ اطلاع رسانی در خصوص مباحث روز منابع طبیعی و محیط زیست از قبیل همایش ها، پروژه ها و طرح های مرتبط در سطح ملی و بین المللی می باشد.
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :