طبیعت امروز Today's Nature
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حسین بدری پور - جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠

این هفته برای پروژه ای به نام منارید که هدفش تقویت و انسجام سازمانی برای مدیریت یکپارچه منابع طبیعی است باید سازمان جنگل ها تعدادی سازمان غیر دولتی (سمن) انتخاب نماید تا کار را در عرصه سایت های انتخابی اش در استان های سیستان و بلوچستان، کرمانشاه و یزد به جلو برند. طبق معمول سازمان ملل پس از آگهی در جراید کثیرالانتشار و وصول اعلام آمادگی ها به همراه رزومه کاری آن ها. باید لیست کوتاهی از آن سمن ها بر اساس شاخص های تعیین شده از قبیل رزومه کاری و توانمندی انجام کار و بومی بودن و ... لیست کوتاهی از سمن ها تعیین می شوند.

حال نوبت به ارائه دقیق برنامه کار به سمن ها می رسد تا سمن ها بر اساس حجم کار قیمت مورد نظر خود را ارائه دهند. یکی از سمن های دعوت شده در تماسی با دفتر پروژه درخواست کرد که هزینه ایاب و ذهاب و اقامت در تهران را مدیریت پروژه تامین نماید برایم کمی عجیب بود چون در جلسات مشورتی، هزینه های میهمانان پرداخت می شود ولی در جلساتی که منجر به عقد قرارداد می شود چنین چیزی مرسوم نیست. به فکر فرو رفتم که به راستی در چنین مواردی باید هزینه های سمن ها را پرداخت کرد یا خیر؟ تا چه حد باید از سمن ها حمایت کرد. راستش برای چنین قراردادی آیا سمن نقش خود را ایفا می نماید یا نقش شرکت مهندسین مشاور. تعاریف فرق دارد، ندارد؟

در ادامه مطلبی می خوانید که تا حدودی به این بحث ارتباط دارد که آن را از سایت دنیای اقتصاد اخذ نموده ام:


مروری بر ساختار سازمان‌های غیردولتی 
موضوع: آیا یک سازمان غیردولتی، به واقع غیر دولتی است؟ 

زینب زمانی* حمیدرضا صابر **
قسمت چهارم
استقلال عملکرد NGOها از دولت و حوزه کنترل آن، یکی از مباحث مناقشه برانگیز در بررسی سازمان‌های غیردولتی است. این استقلال را از دو منظر می‌توان مورد بررسی قرار داد: یکی دیدگاه مستقل در تعریف ماموریت‌ها با توجه به چشم‌اندازهای سازمان و دیگری رویکرد عملی در پیگیری این ماموریت‌ها در دنیای واقعی. این یادداشت می‌کوشد تا با محوریت چگونگی تامین بودجه، بر مساله رویکرد عملی NGOها تمرکز کند. 

مرور مباحث پیشین
در قسمت‌های قبلی ابتدا در مورد ضرورت بحث درباره NGOها در کشورهای در حال توسعه، مطالبی بیان شد و سعی شد که طرح مساله‌ای درباره نقش واقعی این‌گونه سازمان‌ها در فرآیند توسعه پایدار صورت بگیرد [1]. پس از آن درباره ویژگی‌های بنیادی NGO، یعنی غیرسیاسی و غیرانتفاعی و مسالمت‌آمیز بودن و ویژگی‌ ذاتی NGO یعنی استقلال از دولت، توضیحاتی کلی آورده شد. همچنین درباره دو تقسیم‌بندی ساده و مشهور سازمان‌های غیردولتی بر اساس شعاع پوشش‌دهی یا نوع فعالیت‌ها، معرفی اولیه صورت گرفت[2]. پس از آن و با در نظر گرفتن این مقدمات، مساله حساس رابطه جنبش اجتماعی و NGO مطرح شد و نتیجه آن شد که با توجه به شرایط ذاتی رادیکال جنبش اجتماعی، از سازمان‌های بوروکراتیک و در عین حال محافظه‌کاری مثل
NGOها نمی‌توان انتظار اجرای تام و تمام را داشت. آن‌ها فقط می‌توانند صورت مساله‌ها را دقیق‌تر کنند یا مانع از انحراف و در نهایت بی‌نتیجه ماندن آن حرکت همه‌جانبه اجتماعی شوند؛ سر آخر هم در این باره بحث شد که چرا در عمل، بسیاری از سازمان‌های غیردولتی عملا از آوردن فشار به دولت، در چارچوب اهدافشان عاجزند یا از آن فرار می‌کنند؟ شاید باید درباره مفهوم استقلال NGOها از دولت دقیق‌تر اندیشید [3].
به هر روی، زمانی که درباره رادیکال بودن یا نبودن یک NGO صحبت شد، مطرح شد که بهتر است از منظری متفاوت و با کمک سه اصطلاح هدف نهایی (goal) و چشم‌انداز (vision) و ماموریت (mission) در این‌ موارد فکر کرد. به این صورت که «سازمان غیردولتی با هر نوع جهت‌گیری یا سازماندهی نمی‌تواند سازمانی غیرمحافظه‌کار (conservative) باشد. البته محافظه‌کاری آن نباید تعبیر به محافظه‌کاری در تعیین چشم‌اندازها (vision) یا هدف نهایی (goal) شود. این محافظه‌کاری بیشتر در عمل و ماموریت‌های سازمان (mission) نمود پیدا می‌کند.» [4]
اکنون زمان آن رسیده است که کمی دقیق‌تر روی این اصطلاحات اندیشید؛ چرا که به خوبی می‌توانند در بحث استقلال از دولت و بسیاری از مباحث دیگر راهگشا باشند.

چشم‌انداز، ماموریت، هدف نهایی 
چشم‌انداز تصویری از آینده NGO شماست. یعنی عبارتی که سازمان شما را زمانی که به اهدافتان رسیده‌اید، توصیف می‌کند. چشم‌انداز تا آنجا که ممکن است باید خاص باشد و قابل پاسخ‌دهی در برابر پرسش‌ها و پرسش‌گران ساده، یعنی از عبارت یا عبارت‌‌های پیچیده در آن پرهیز شود و هر فردی بتواند به راحتی درباره تحقق یا عدم تحقق چشم‌انداز بیندیشد یا پرسش کند. به عنوان مثال چه شکلی است؟ چه حسی دارد؟ چه فرد یا افرادی در آن شرکت دارند؟ چگونه و چه چیزهایی از سازمان می‌گیرند و چه چیزهایی به سازمان می‌دهند؟ برای راحتی در ادامه بحث، یک سازمان حمایتی از کودکان آفریقایی را در نظر می‌گیریم. این چشم‌انداز سازمان خیریه کودک آفریقایی است: «ساختن جهانی مناسب برای کودکان و برای همه ما و دیدن اینکه هر کودکی در یک خانواده با عشق، احترام و امنیت بزرگ شود و گشودن درها به روی کودکان آفریقا.»
ماموریت فلسفه وجودی NGO است. یعنی قصد شما از به‌وجود آوردن NGO. عبارت ماموریت باید بتواند «شما چه کار می‌کنید، چرا، برای چه کسی و به نفع چه کسی و چگونه آن کار را انجام می‌دهید» را توصیف کند. عبارت توصیف‌کننده ماموریت مهم است، زیرا واضح است که «اگر ندانید دارید به کجا می‌روید، در نهایت به جای دیگری خواهید رسید.» یعنی ماموریت باید وضعیت زمان حال شما و کارهایی را که می‌کنید، توصیف کند. عبارت ماموریت، داستان سازمان را در قالب یک شعار سی ثانیه‌ای بیان می‌کند. این عبارت باید کوتاه و شفاف و الهام‌بخش باشد تا تمام اعضای سازمان و اجتماع آن را به راحتی به خاطر بسپارند و در عین حال باید به اندازه کافی گسترده باشد تا تمام ارز‌ش‌های سازمان را و دلیل وجودی‌‌اش را بازتاب دهد. از طرفی شفاف‌سازی ماموریت، چشم‌انداز NGO را عملیاتی می‌کند و کمک می‌کند تا سازمان به اهداف و مقاصدش برسد. به عنوان مثال برای همان سازمان آفریقایی برای کودکان: «برطرف کردن نیازهای کودک آفریقایی مبتلا به ایدز و به کارگیری و تقویت ظرفیت‌ها، بسیج کردن و به کارگیری شیوه‌های موثر بین سهامداران در تمام سطوح.»
اهداف، نیات بلند‌مدت و گسترده سازمان است که دستاوردهای ماموریت را تعریف می‌کند. اهداف گام‌های بلند و مشخصی در راستای چشم انداز یا ماموریت سازمان هستند. اهداف نباید به راحتی دست یافتنی باشند و باید باعث شوند شما برای رسیدن به آن‌ها تلاش کنید و همچنین باید با اصول و ارزش‌های شما سازگار باشند. وقتی به اهدافتان دست پیدا کردید، باید به چشم‌اندازتان نزدیک‌تر شده باشید. اهداف می‌توانند تحت نظارت باشند، اندازه‌گیری شوند، سنجیده شوند و ارزیابی شوند. به عنوان مثال این‌ها بعضی از اهداف سازمان خیریه کودک آفریقایی هستند: «تقویت کردن ظرفیت‌های جوامع آفریقایی به منظور دفاع کردن، مراقبت و حمایت کردن کودکان مبتلا به ایدز و جلوگیری از گسترش بیشتر ایدز؛ بهبود رفاه کودکان بی‌سرپرست و آسیب‌پذیر با افزایش دسترسی به آموزش، غذای فراوان، حمایت‌های روانی، خدمات بهداشتی اولیه و حقوق قانونی.» حال با دانستن موارد بالا به پرسش اصلی، یعنی چگونگی استقلال NGOها از دولت باز‌می‌گردیم. در این یادداشت ابتدا سعی خواهیم کرد که به استقلال از جنبه تامین بودجه سازمان برای ماموریت‌هایش نگاه کنیم. سپس در یادداشت بعدی به اساس استراتژی سازمانی و چگونگی تعریف اهداف و چشم‌اندازها باز‌خواهیم گشت.

استقلال از نظر تامین بودجه: 
مستقیم
ویلتس (Willetts) در مقاله «NGO چیست؟» می‌گوید: «سخت‌ترین سوالی که در مورد استقلال سازمان‌های غیردولتی مطرح است، این است که آیا آنها تحت نفوذ دولت قرار می‌گیرند یا خیر. گاهی دولت‌ها تلاش می‌کنند با ایجاد سازمان‌های غیردولتی‌ای که تحت نفوذ و سیاست‌گذاری خودشان قرار دارد، در عرصه‌های خاص اجتماع سازمان‌های غیردولتی را تحت تاثیر قرار بدهند. به اینگونه سازمان‌، سازمان‌های دولتی با سازماندهی دولتی می‌گویند که به اختصار GONGO نامیده می‌شود. همچنین در بیشتر جوامع دیکتاتوری، برای NGOها سخت خواهد بود که مستقل عمل کنند و حتی هنگامی که مستقل عمل کنند ممکن است دیگر بازیگران سیاسی آنها را به رسمیت نشناسند. ورای این موقعیت‌های غیرعادی، یک باور فراگیر متعصبانه وجود دارد که بودجه دولتی منجر به کنترل دولتی خواهد شد.» درباره قسمتی از صحبت‌های ویلتس که مربوط به استقلال عمل سازمان‌های غیردولتی در کشور‌های دیکتاتوری است، در یادداشت بعدی توضیحات بیشتری داده خواهد شد. در این قسمت، تمرکز ما روی کنترل از طریق تامین بودجه دولتی خواهد بود. 
ویلتس در ادامه اشاره می‌کند که در زمینه‌های گسترش حقوق بشر به واقع بودجه دولتی می‌تواند مخرب باشد. شاید دلیل این حرف ویلتس را بتوان در ذات این‌گونه اهداف جست‌وجو کرد که به هر حال با استقبال دولت روبه‌رو نمی‌شود و برای ترس از قطع شدن بودجه، ممکن است که سازمان در بسیاری از موارد در مقابل اقدامات دولت یا نهادهای وابسته به آن کوتاه بیاید. «از طرفی دیگر NGOهای با محور توسعه (development) یا با محور کمک‌های بشردوستانه (humanitarian relief) [منظور خیریه‌هایی برای کودکان بی‌سرپرست یا مشابه آن است]، برای اجرای برنامه‌های عملیاتی‌شان نیاز به منابع قابل ملاحظه‌ای دارند، بنابراین بیشتر آنها بودجه‌های رسمی را می‌پذیرند. در حالی که NGOها تمایل دارند برای هزینه‌های ثابت اداری‌شان یک بودجه تضمین شده داشته باشند، دولت‌ها عموما می‌خواهند هزینه‌های میدانی پروژه‌ها را تامین کنند.»
پس با تقسیم‌بندی بالا که عملا ناشی از تفاوت در هدف‌گذاری بود، می‌توان نتیجه گرفت که اگر بودجه دولتی اخلالی در اهداف نهایی سازمان ایجاد نکند، نمی‌تواند ناقض استقلال NGO باشد. یعنی اگر دولت‌ها در مقابل بودجه‌ای که در اختیار یک سازمان غیردولتی قرار می‌دهند، باج‌خواهی غیرمتعارف نکنند و در برابر هزینه‌شان فایده‌ای در چارچوب کلی چشم‌اندازهای سازمان طلب کنند، می‌توانند مدعی همکاری دوجانبه باشند تا نقض استقلال NGO. باری این بلوغ در همکاری یک زمینه مناسب برای توسعه پایدار خواهد بود.
غیر‌مستقیم
اما بودجه مستقیم دولتی تمام ماجرا نیست. اکثر بودجه سازمان‌های غیردولتی در سراسر جهان از طریق دولت‌ها تامین نمی‌شود. محل تامین هزینه‌های آن‌ها شرکت‌های تجاری یا حتی تاجران و سرمایه‌داران حقیقی‌ای (غیرحقوقی) هستند که هم می‌خواهند قسمتی از ثروتشان را در راه‌های انسان‌دوستانه خرج کنند و هم از طرفی مشمول معافیت مالیاتی ناشی از کمک به این سازمان‌ها شوند. این قانون معافیت مالیاتی تا جایی است که بعضی از پژوهشگران حوزه اقتصاد [5] معتقدند که کار کارکرد غیرانتفاعی (nonprofit) سازمان‌های غیردولتی به نوعی به انتفاعی و سودآور(for-profit) تغییر شکل داده است. به هر ترتیب این بحث درخوری است که شاید در آینده بیشتر روی آن تمرکز کنیم. اما آن‌چه که در این‌جا مهم است، تیغ دولبه تامین بودجه از سرمایه‌داران بزرگ است. به طوری که در بعضی از موارد، این سرمایه‌داران می‌توانند سپر مقاوم و قدرتمندی برای ادامه فعالیت‌های سازمان باشند، اما به طور معمول و در اکثر موارد، به خصوص در کشورهای توسعه‌نیافته که قدرت دولتی و سرمایه بزرگ با هم عجین هستند، سرمایه‌داران به خاطر ترس از دست دادن ثروت‌های خود هرگز از اقدامات بنیادین سازمان‌های غیردولتی حمایت نخواهند کرد و بیشتر این سازمان‌ها را سوپاپ اطمینان یا سرگرمی برای تخلیه انرژی جوانان و بعضی از شهروندان طبقه متوسط تلقی 
می‌کنند.
اما سر آخر هوشمندی سازمان غیردولتی مذکور می‌تواند به نوعی تامین بودجه کند که هم از حمایت دولت برخوردار باشد (یا حداقل کش ‌و قوس خاصی با نهادهای دولتی نداشته باشد) و هم از طرفی اهداف خود را پیگیری کند. در یادداشت بعدی، با پیگیری این مساله در استراتژی سازمانی موضوع را با تفصیل بیشتری مورد بررسی قرار خواهیم داد. 

* zeinabz@gmail.com
** hrsaber@gmail.com
ارجاعات: 
[1]: مراجعه کنید به قسمت اول این سلسله یادداشت‌ها که در روزنامه دنیای اقتصاد (چهارشنبه 30 شهریور 1390، صفحه 28) منتشر شده و در نشانی اینترنتی زیر قابل دسترسی است: 
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=270360
[2]: مراجعه کنید به قسمت دوم این سلسله یادداشت‌ها که در روزنامه دنیای اقتصاد (چهارشنبه 6 مهر 1390، صفحه 28) منتشر شده و در نشانی اینترنتی زیر قابل دسترسی است: 
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=271163
[3]: مراجعه کنید به قسمت دوم این سلسله یادداشت‌ها که در روزنامه دنیای اقتصاد (چهارشنبه 13 مهر 1390، صفحه 28) منتشر شده و در نشانی اینترنتی زیر قابل دسترسی است: 
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=273131
[4]: برای توضیح بیشتر به قسمت سوم این سلسله یادداشت‌ها مراجعه شود. 
[5]: مانند هاینتس(Hines) یا هارویتس«Horwitz یا نیکولزNichols» 

حسین بدری پور
من بیش از یک دهه سابقه کار در سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور را دارم و در حال حاضر هم در مقطع دکترای منابع طبیعی تحصیل می نمایم. هدف از راه اندازی این وبلاگ اطلاع رسانی در خصوص مباحث روز منابع طبیعی و محیط زیست از قبیل همایش ها، پروژه ها و طرح های مرتبط در سطح ملی و بین المللی می باشد.
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :