طبیعت امروز Today's Nature
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حسین بدری پور - جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠

مطلب فوق از زبان محمد درویش مدیر تارنمای مهار بیابان زایی است که در تارنمای خبرآن لاین روز پنجشنبه مورخه 17 شهریور 1390 درج شده است:

مطلب را می خوانید:

بالاخره سهم خشکسالی در بروز بحران دریاچه ارومیه چند درصد است؟!

وبلاگ > درویش، محمد  - محمّد درویش

در پانزدهمین روز از شهریور 1390، روزنامه شرق در صفحه 4 خود از قول محمدرضا عطارزاده، معاون امور آب وزیر نیرو سهم خشکسالی را در بروز بحران کنونی دریاچه ارومیه هفتاد درصد عنوان کرد. همان روز و در همان روزنامه اما علی ذبیحی، قائم مقام وزیر نیرو به صراحت گفت: «97 درصد مشکل دریاچه ارومیه به دلیل کاهش نزولات آسمانی است.» این در حالی است که در تیرماه سال 90 خبرگزاری رسمی دولت از قول عالی­ترین مقام وزارت نیرو یعنی مجید نامجو اعلام کرده بود که 85 درصد دلیل خشکی دریاچه ارومیه به خشکسالی مربوط می­شود[1]. حیرت­انگیز تر آن که همین مقام در آذرماه سال گذشته، سهم خشکسالی را 67 درصد ذکر کرده بود[2]! یعنی در طول کمتر از 8 ماه، به عقیده وزیر نیرو، سهم خشکسالی در بروز بحران ارومیه 18 درصد افزایش یافته است؛ در صورتی که بنابر آمار مرکز پایش خشکسالی کشور، وضعیت اقلیمی حاکم بر حوضه آبخیز ارومیه در سال آبی جاری در اغلب نقاط یا از شرایط نرمال بهتر بود و یا در حد میانگین درازمدت بود.

البته این فقط جناب وزیر نیست که سخنانش را فراموش می­کند! زیرا معاون ایشان، آقای عطارزاده هم یک هفته قبل از اظهار نظرشان در شرق، سهم تغییرات اقلیمی و خشکسالی را بین 63 تا 68 درصد ذکر کرده بودند[3].


و البته به این سیاهه­ی عجیب و ناهمسان، همچنان می­توان درصدهای مختلف دیگری از قول مدیران عالیرتبه وزارت نیرو اضافه کرد.

توجه کنید که این تناقضات آماری، مربوط به دو دستگاه رقیب نیست؛ بلکه همه این 34 درصد تفاوت را مدیران ارشدی بیان کرده­اند که ساکن ساختمان مجلل تقاطع کردستان به نیایش (یعنی وزارت نیرو) هستند! نیستند؟

نکته شگفت آورتر داستان این است که اغلب مطالعات و پژوهش­های مستقل علمی صورت گرفته در این خصوص در طول یک دهه اخیر، که بهروز حسنی مهمویی دانشجوی دکترای مقیم استرالیا آنها را در پایگاه اطلاع رسانی تغییرات اقلیمی گردآورده است[4]، نشان می­دهد که دست کم به 17 دلیل، شواهد لازم و کافی برای متهم کردن آسمان به عنوان مقصر شماره یک در پیدایش کویر ارومیه وجود ندارد.

به دیگر سخن، حتی کمترین برآورد مسئولین وزارت نیرو در تعیین سهم خشکسالی در بروز بحران دریاچه ارومیه، با آنچه که واقعیت به شمار می­رود تفاوتی آشکار دارد.

اینک این پرسش کلیدی مطرح می­شود:

تقریباً 5 سال است که دولت مرکزی و مدیران محلی با جدیت مشغول برگزاری انواع نشست های کارشناسی، تشکیل کارگروه های تخصصی، اعزام متخصصان به منطقه و تنظیم طرح­ها و معاهده­های قانونی و الزام­آور به هدف نجات دریاچه ارومیه هستند؛ در این مدت شاید بیش از 30 همایش علمی ملی و منطقه ای با همین موضوع برگزار شده است؛ با این وجود، حتی در ارایه یک آمار ساده از سوی مدیران تصمیم گیر وحدت نظر وجود ندارد و همچنان تناقض ها ادامه یافته و می­یابد؛ به نحوی که محمدی زاده - ریاست سازمان حفاظت محیط زیست و معاون رییس جمهور - در گفتگوی زنده با سیما در مورخ 14 شهریور 90 اذعان می کند که در بروز بحران کنونی دریاچه ارومیه 40 درصد ما مقصر بوده ایم و 60 درصد آسمان!

و این همان نکته دردآوری است که سبب شده به جای کاهش بحران در طول چند سال اخیر، حال دریاچه ارومیه شتابناک­تر از گذشته رو به وخامت گذارد. زیرا به رغم شعارهایی که اغلب می­دهیم، هنوز ظاهراً واقعیت­های علمی در پای مصلحت­های بخشی و سازمانی ذبح می­شوند تا مبادا خدای ناکرده خاطر مدیری مکدر شده یا این پندار بوجود آید که ممکن است خطایی مدیریتی متهم شماره یک در بروز بحران دریاچه ارومیه بوده باشد! خطایی که اگر شجاعانه آن را معرفی می­کردیم، هم همراهی مردمی بیشتری را برای جبران مافات برمی انگیختیم و هم هزینه­های اقتصادی و زمانی جبران را کاهش می­دادیم.

 اما: صحبت از مدیریت این فاجعه است و ارائه راهکار علمی برای آن. دیروز مطلبی از زبان مدیر حفاظت از تالاب ها درج نمودم که ایشان از ارائه 24 راه کار سخن به میان آوردند. راستش در سال های اخیر که درگیر کار اجرایی شده ام به واسطه همکاری با برخی پروژه های بین المللی و  علاقه شخصی ام به یادگیری سعی کرده ام به جد به دانش و تجارب شخصی ام افزوده گردد، تشکیلات اداری خاصه اجرایی که برای دانش ارزشی قائل نیست. اجانب تا علت العلل را نشناسند نسخه ای تجویز نمی کنند. برای شناخت زنجیره علت - معلول تا بخواهید مدل تدوین نموده اند که می توانید با یک جستجوی ساده تعدادی از این ها را بیابید. برای نمونه می توان به مدل DPSIR اشاره کرد که برای بررسی ارتباط انسان و محیط زیست تدوین شده است.

دوستان ظاهراً نسخه می پیچند بدون این که علت را بخواهند تشخیص دهند یا تشخیص داده اند نمی خواهند اذعان نمایند ( خدا می داند). مثلی است معروف میان جماعت منابع طبیعی و آبخیزداری و دعواهای درون سازمانی امان که بد نیست به آن هم اشاره شود. جماعت منابع طبیعی اعتقاد دارند که رسوب را باید در سر منشا’ کنترل نمود که لازمه آن تقویت پوشش گیاهی است و التماس به خدا که شدت بارش از حد کنترل پوشش ما ( آستانه) فراتر نرود. اما این جماعت آبخیزداری که با کار بیولوژیک کمی میانه ندارند بیش تر تمایل به احداث سازه های کوچک رسوب گیر در آبراهه ها دارند. القصه نزولات را داریم و پوشش ضعیف که منجر به پر شدن سدهای رسوب گیر شده و یکی دو سالی بعد یک زنجیره سد رسوب گیر بالای سدهای قبلی احداث می شود و پوشش هم تخریب شده و با نزولاتی با شدت پائین تر، رسوب تولید می شود. خلاصه سرتان را درد نیاورم چرخه ای را شاهد هستیم. اما اگر برای علت العلل که ضعف بنیه مالی بهره بردار و در نتیجه بهره برداری بی رویه است چاره ای اندیشیده شده بود. قطعاَ پدیده رسوب زایی از منشا’ کنترل می شد.

حالا مدیران هم برای رضای خدا بیایند دور هم بنشینند تکلیف را روشن کنند خشکسالی یا عامل انسانی؟ اگر خشکسالی است یک نسخه می خواهد اگر عامل انسانی است نسخه دیگری؟ هر چند امیدی به بهبود وضعیت این تالاب وجود ندارد فقط می توان کمی زمان خرید شاید تغییر اقلیم به نفع حوزه آبخیز ارومیه ورق خورد و میران نزولات جوی افزایش و حرارت هم کاهش یابد تا ....


[1] http://irna.ir/NewsShow.aspx?NID=30476114

[2] http://www.chn.ir/news/?section=1&id=32338

[3] http://www.aryanews.com/Lct/fa-ir/News/20110830/20110830113512485.htm

[4] http://climatechange.ir/blogs/36-En-Blog/1018-lake-urmia.html

حسین بدری پور
من بیش از یک دهه سابقه کار در سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور را دارم و در حال حاضر هم در مقطع دکترای منابع طبیعی تحصیل می نمایم. هدف از راه اندازی این وبلاگ اطلاع رسانی در خصوص مباحث روز منابع طبیعی و محیط زیست از قبیل همایش ها، پروژه ها و طرح های مرتبط در سطح ملی و بین المللی می باشد.
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :