طبیعت امروز Today's Nature
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حسین بدری پور - پنجشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۳

امروز مطلبی روی پایگاه اطلاع رسانی سازمان حفاظت محیط زیست مشاهده نمودم با عنوان "تخریب شتابنده جنگل‌های کشور/ 40 سال دیگر جنگل نداریم". 

در این مطلب بیان شده بود که در هر ثانیه 360 متر مربع از سطح جنگل‌ها و مراتع کشور تخریب می‌شود. به بیان دیگر در هر پنج سال یک میلیون هکتار از جنگل‌های ایران نابود می‌شود یا سالانه یک و نیم درصد از جنگل‌های ایران از دست می‌رود. اگر این روند ادامه یابد در 60 سال آینده اثری از جنگل‌های امروزی ایران باقی نخواهد ماند.


این اطلاعات آنقدر تکان‌دهنده است که باورکردن آنها مشکل به نظر می‌رسد. با این وجود، همه آنها واقعیت دارد به‌گونه‌ای که، روند تخریب جنگل‌ها در ایران را باید یکی از نگران‌کننده‌ترین مشکلات زیست‌محیطی کشور به حساب آورد. درحال حاضر با تخریب 33 درصد از جنگل‌های ایران، وسعت 18 میلیون هکتاری این جنگل‌ها به 12/4 میلیون هکتار کاهش یافته است و سهم هر ایرانی از جنگل به 0/2 هکتار یعنی یک‌چهارم میزان جهانی آن (0/8 هکتار) رسیده است که این آمار حاکی از فقر و کمبود شدید کشور در این زمینه است. کشور ایران در حال حاضر بین 56 کشور دارای جنگل در جهان‏، مقام چهل و پنجم را داراست. بر پایه گزارش کارشناسان فائو (سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد) چنان چه سطح جنگل‌های یک کشور از 25 درصد خاک آن کمتر شود آن کشور از نظر وضعیت محیط زیست انسانی در وضعیت بحرانی به سر می‌برد. این درحالی است که سطح پوشش جنگل و مرتع در ایران 57 درصد از مساحت کشور است. حال با این شرایط، اجرای طرح ملی نهضت سبز نیز چندان جدی گرفته نشده است. در حال حاضر مساحت مناطق چهارگانه طبیعی (مناطق حفاظت شده‌ پارک ملی، آثار طبیعی و پناهگاه‌های حیات‌وحش) در ایران تنها 4/48 درصد از کل سرزمین است. درحالی که طبق استانداردهای جهانی حداقل سطح این مناطق باید معادل با 10 درصد از مساحت هر سرزمین باشد.



زوال جنگل‌های بلوط

آخرین بررسی‌ها نشان می‌دهد زوال جنگل‌های بلوط 11 استان کشور را تحت‌تاثیر قرار داده است. سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور، میزان آلودگی جنگل‌های غرب کشور ازجمله استان‌های لرستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، فارس، کرمانشاه، کردستان و ... زوال بلوط را 33 درصد اعلام کرده است و اکنون در استان ایلام، 30 درصد جنگل‌ها در معرض خشک شدن تدریجی و در نهایت دائمی و از بین رفتن کامل قرار دارند. برخی کارشناسان زوال بلوط را در نتیجه حمله آفات و امراض و بعضی دیگر آن را نتیجه تنش‌های غیرزنده و عده‌ای نیز این عارضه را به دلیل مجموع تنش‌های غیرزنده و زنده می‌دانند. در اکثر منابع اشاره شده است که زوال بلوط در اثر برهمکنش تنش‌ها، آفات، بیماری‌های گیاهی و عوامل موضعی به وجود می‌آید. در واقع تنش‌ها ازجمله تنش‌های خشکی و سرما، نقش مهمی در شروع فرآیند زوال بلوط به عهده دارند. منظور از عوامل موضعی یا محلی خصوصیات محلی و موضعی مانند آب و هوا، وضعیت زمین، وضعیت خاک و... است که می‌توانند تشدیدکننده عارضه زوال بلوط باشند. سن و گونه بلوط نیز در برهمکنش مذکور تاثیرگذار است. در پیدایش زوال بلوط، نمی‌توان یک عامل را دخیل دانست بلکه مجموعه عوامل فوق با سهم و وزن متفاوتی تاثیرگذار هستند. درختان در واکنش به تنش خشکی بلندمدت و برگ‌ریزی مداوم، ذخیره نشاسته ریشه را به قند تبدیل می‌کنند تا متابولیسم‌شان همچنان تداوم یابد. زمانی که این ذخیره به اتمام برسد، درختان دیگرقادر به حفظ خود نیستند و فرآیند زوال آن‌ها شروع می‌شود.

عوامل نابودی درختان بلوط چیست؟

هم عوامل محلی یا موضعی و هم عوامل مربوط به خود توده درختی بر ضربه‌پذیری و حساسیت بلوط در مقابل زوال دخیل هستند. از عوامل موضعی، کمبود رطوبت که معمولاً در یال‌ها و شیب‌های جنوبی و غربی وجود دارد، بسیار مهم است. خاک‌های درشت‌بافت (شنی) سنگریزه‌دار و کم‌عمق با ظرفیت نگهداری رطوبت و حاصلخیزی کم، زمینه‌ساز زوال بلوط هستند. از میان عوامل توده درختی، سن درختان و ترکیب گونه‌ها از اهمیت بیشتری برخوردارند. درختان دارای سن 70 تا بیش از 90 سال، امکان ضربه‌پذیری بیشتری دارند زیرا توان آنها در برخورد با پدیده زوال‌پاشی کم و قدرت بازیافت‌شان نیز محدود است. غالباً درختان اصلی همراه با تعداد زیادی جَست در قاعده خود هستند که شرایط تنش خشکی را تشدید می‌نمایند. توده جنگلی دارای تنوع گونه‌ای کم و در خاک‌ها و اراضی فقیر، حساس‌ترین توده به زوال هستند. تنش خشکی و سرمای زودرس و برگ‌ریزی ناشی از حمله آفات برگ‌خوار نیز مرتبط با زوال بلوط است. خشکی و خشکسالی، درختان را از بین برده یا به شدت ضعیف می‌کند تا در معرض حمله آفات و بیماری‌های گیاهی قرار گیرند. خشکسالی، عامل مهم کاهش رشد قطری شاخه‌هایی است که بعداً دچار زوال و خشکیدگی می‌شوند. کمبود آب در شرایط خشکی و خشکسالی، باعث برگ‌ریزی و حمله قارچ‌ها به ریشه می‌شود.

70 درصد عوامل زوال جنگل‌ها انسانی است

یک کارشناس محیط زیست درباره وضعیت جنگل‌های زاگرس به آرمان می‌گوید: از حدود سه‌سال پیش روند شتابنده تخریب جنگل‌های زاگرس که خشکیدگی و زوال اکوسیستمی است آغاز شده است. هومان خاکپور ادامه می‌دهد: این جنگل‌ها با آفتی موسوم به آفت زغالی دست به گریبانند و اگرچه این آفت، آفتی نیست که به‌صورت دستی و غیرطبیعی وارد شده باشد اما، عوامل انسانی در ظهور و بروز آن نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند. به گفته او دو دسته عوامل طبیعی و انسانی در تخریب جنگل‌های زاگرس موثر هستند که عوامل انسانی 70 درصد در این تخریب نقش ایفا می‌کند. این کارشناس حوزه جنگل‌ها با اشاره به حضور بیش از حد دام‌ها در جنگل‌ها، استفاده کشاورزی و همچنین بهره برداری از چوب جنگل‌ها می‌گوید: بهره‌برداری از جنگل‌ها سه تا چهار برابر بیشتر از حد توان جنگل‌هاست. او ادامه می‌دهد: برای اینکه روند زوال شتابنده جنگل‌های زاگرس متوقف شود باید آن دسته از عوامل انسانی را که موجب ضعف اکوسیستمی می‌شود، کنترل کنیم. باید به‌مدت طولانی مثلا 10 سال جنگل‌های در معرض زوال قرق شوند و هیچ‌گونه استفاده‌ای از آنها وجود نداشته باشد. خاکپور با انتقاد از سازمان جنگل‌ها عنوان می‌کند: سازمان جنگل‌ها تنها کاری که انجام داده است قطع درختان خشک است درحالی که، باید عواملی که موجب ضعف اکوسیستمی شده است را کنترل کنیم.

چگونه می‌توان از زوال بلوط جلوگیری کرد؟

بهترین راه کنترل زوال بلوط و جلوگیری از آن، داشتن درختانی سالم، شاداب و قوی است. زمانی که شاخص مکانی رشد مساوی سن درخت می‌شود، خطرپذیری ابتلای به زوال بلوط به‌ویژه در بلوط‌های قرمز افزایش می‌یابد. تنک کردن باعث کاهش رقابت بر سر رطوبت و مواد غذایی می‌شود و شرایط فیزیولوژیکی درختان باقی مانده را بهبود می‌بخشد. در گونه‌های حساس به زوال، درختان باید در سن 30 تا 40 سالگی تنک شوند و در سن 70 سالگی گلازنی شوند. تنک‌کردن باید از اواخر تابستان تا زمستان انجام شود تا از زخم شدن درختان باقی مانده اجتناب گردد و زمینه حمله آفات و امراض فراهم نشود. کاشتن گونه‌های سازگار به منطقه و مقاوم به خشکی، در جلوگیری از ابتلای به زوال موثر است. حذف و برداشتن درختان پیر، ضعیف و درحال مرگ ممکن است حمله قارچ‌ها و حشرات را کاهش دهد یا به تاخیر بیندازد. بهتر است ترکیبی از گونه‌ها و اندازه‌های مختلف درخت را در توده جنگلی‌مان داشته باشیم. داشتن بیش از 25 درصد از یک گونه (به‌ویژه بلوط قرمز) در ترکیب توده جنگلی، خطرپذیری ابتلای به زوال را افزایش می‌دهد.

حسین بدری پور
من بیش از یک دهه سابقه کار در سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور را دارم و در حال حاضر هم در مقطع دکترای منابع طبیعی تحصیل می نمایم. هدف از راه اندازی این وبلاگ اطلاع رسانی در خصوص مباحث روز منابع طبیعی و محیط زیست از قبیل همایش ها، پروژه ها و طرح های مرتبط در سطح ملی و بین المللی می باشد.
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :