طبیعت امروز Today's Nature
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: حسین بدری پور - جمعه ۳۱ تیر ۱۳٩٠

 

بازار، بازار کربن است و کاهش انتشار یا افزایش جذب کربن یا امروری تر آن ترسیب و پول هنگفت و خوبی این وسط تو این آشفته بازار جابجا می شود. همین جابجا شدن ها باعث می شود که دستگاه ها و آَژانس های بین المللی از پول دارهاش گرفته تا بی پول هاش وسوسه شده و تلاش کنند در این زمینه فعالیتی انجام دهند.

از اون آژانس های پول دار یکیش هم این بانک جهانی است (که هر روز هم خبر ساز است) که یک دفتر و دستکی برای کربن راه انداخته و چند تا مشاور و کارشناس پرآوازه جفت و جور کرده که هر از چند وقت یکبار یک گزارشی تهیه می کنند.

از این دست گزارشات می شود به این گزارش اشاره کرد که نامش هست:

A Draft Framework for Sharing Approaches for Better Multi-Stakeholder

Participation Practices

Florence Daviet with input from Marian Mabel and Elspeth Halverson

و در 44 صفحه تنظیم شده است. با توجه به علاقمندیم به موضوع، گزارش را مطلوب دیدم. علاقمندان می توانند از آدرس زیر فایل آن را دریافت کنند:

http://www.unredd.net/index.php?option=com_docman&task=doc_download&gid=5576&Itemid=53

نویسنده: حسین بدری پور - جمعه ۳۱ تیر ۱۳٩٠

معاون دبیر کل سازمان ملل متحد در امور اقتصادی و اجتماعی و دبیرکل کنفرانس توسعه پایدار (UNCSD, or Rio+20) آقای Sha Zukang در روز 13 ژوئیه 2011، اعلام کرد که  کشورها و سایر ذی نفعان  8 مورد را به عنوان چالش اساسی نام برده اند که برخی از آن ها قدیمی هستند و برخی جدید. که این ها شامل: دسترسی به انرژی و امنیت، مشاغل سبز، تاکید بر پایه های اجتماعی توسعه پایدار و بی کاری مردم، امنیت غذایی و کشاورزی پایدار، شهرنشینی و شهرهای پایدار، منابع دریایی و اعتباری می باشند.

نویسنده: حسین بدری پور - جمعه ۳۱ تیر ۱۳٩٠

خانم Margareta Wahlstrom معاون دبیر اجرایی کاهش ریسک بلایا اعلام نمود که توسعه آینده در گرو برنامه ریزی روی ریسک های تهدید کننده می باشد.

حداقل یکی از مخاطرات طبیعی حدود 20 درصد جهان را تهدید می کنند که بیش از نیمی مردم جهان در معرض این مخاطرات قرار دارند. تنها در صورت اندیشیدن و تلفیق برنامه ریزی  برای این مخاطرات در برنامه های توسعه می توان میزان آسیب پذیری را کاهش داد.

اصولاً فقرا بیشتر در معرض این بلایا قرار دارند. کشورهای فقیر امکان تامین هزینه های بلایایی که به طور مکرر به کشورهایشان آسیب می زند را ندارند. برای روشن شدن مطلب فقط کافی است به مطلبی که آقای کارلوس روبرتو فلورس ریاست جمهوری هندوراس در مورد خسارات وارده در اثر طوفان اشاره نمود که اعلام داشت کشورش حدود 6 میلیارد دلار خسارت دیده است که این میلغ معادل تخریب 50 سال اقدامات توسعه ای آن کشور می باشد.!!! حتما سیل ویرانگر پاکستان را به یاد دارید. دولت پنجاب پس از وقوع سیل مجبور شد قسمت اعظم اعتبارات عمرانی اش را برای رفع بحران سیل هزینه کند بدون این که امکان تامین مجدد آن فراهم باشد. می توان نتیجه گرفت که این گونه خسارات باعث می شود که هر چه کشورهای فقیر برای دست یابی به اهداف هزاره صرف می کنند، بی فایده است.

اما کشور ما در کجا قرار دارد؟ آیا صرف راه اندازی تشکیلاتی در وزارت کشور آن هم با عناوین مختلف و تعویض جایگاه تشکیلاتی از دفتر به ستاد و از ستاد به سازمان و نام هایی مانند ستاد حوادث و سوانح طبیعی - ستاد بلایای طبیعی - سازمان مدیریت بحران و یا هزار عنوان دگیر.

مهم است که دیدگاه مسئولین دچار چرخشی 180 درجه ای شده و از مدیریت بحران به سوی مدیریت ریسک گام بردارند و هر دفتر و سازمان و وزارت خانه ای در برنامه های عمرانی خود جایگاه و ردیفی برای مدیریت ریسک ( و بحران) ببینند و اصل برنامه هایشان هم حول محور ریسک های تهدید کننده حیطه کاری اشان شکل گرفته باشد.

نویسنده: حسین بدری پور - پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠

 

سازمان ملل صندوقی برای کمک به کشورهای در حال توسعه جهت حفظ نژادهای بومی دام خود تشکیل داد و اولین کمک که میلغ 1 میلیون دلار می باشد و از طرف کشورهای آلمان، نروژ، سوئیس و فائو تامین شده است به آن صندوق واریز شد. فائو مدیریت این صندوف را بر عهده خواهد داشت.

بناست یک برنامه اقدام جهانی برای حفظ ذخایر ژنتیکی دام ها تهیه و سپس اجرا شود. هر کشور ملزم است برنامه خود را که در راستای برنامه اقدام جهانی باید باشد جهت تامین اعتبار به فائو ارسال کند. چارچوب کلی این برنامه اقدام در سال 2007 توسط کشورهای عضو فائو تهیه شده است.

در جهان قریب 8000 نژاد دامی وجود دارد که نزدیک به 21 درصد آن ها در معرض خطر می باشند. برنامه اقدام جهانی تاکنون به 8 زبان دنیا ترجمه شده است و ترجمه آن به 12 زبان دیگر هم در حال انجام می باشد. تا کنون 16 کشور استراتژی خود برای مدیریت منابع ژنتیک دامی را تصویب کرده اند و 22 کشور در حال تهیه استراتژی خود می باشند.  15 کشور هم در حال برنامه ریزی برای تهیه استراتژی خود می باشند.

نویسنده: حسین بدری پور - پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠

موسسه تحقیقات سیاست زمین (Earth Policy) در یکی از تازه ترین گزارش خود، مقاله ای منتشر کرده است  با عنوان رشد جعیت بز نشان تخریب گراسلندها می باشد.

بعد از خلقت زمین، با هوازدگی صخره ها به آرامی خاک تشکیل شد. خاک تامین کننده گیاهان اولیه بود که همین خاک ها تا تشکیل و تقویت خاک سطحی ایفا نقش نمود که کمک به ایجاد تنوع زیستی در گیاهان و جانوارن کرد. امروزه جمعیت رو به رشد گله های گاو، گوسفند و بز در حال تبدیل گراسلند ها به بیابان می باشند.  

شاخصی که به ما کمک می کند در ارزیابی سلامت گراسلندها، تغییر جمعیت بز نسبت به گوسفند و گاو می باشد. با تخریب گراسلندها، بوته های بیابانی جایگزین گراس ها می شوند. در شرایط تخریب یافتگی مراتع، گاو و گوسفند به خوبی رشد نمی کنند در حالی که بز به خوبی از علوفه بوته ها استفاده می کند زیرا جزو نشخوارکنندگان پرطاقت و مقاوم می باشد.  بز خصوصاً به خاک آسیب می زند زیرا سم های تیز آن پوسته خاک را که در باران تشکیل می شود و مانع فرسایش بادی می شود، را سائیده و به حالت پودر در می آورد. بین سال های 1970 و 2009، جمعیت گاو دنیا تا 28 درصد افزایش یافت و جمعیت گوسفند تقریباً ثابت بود. در حالی که جمعیت بز در همین بازه زمانی بیش از دو برابر شده است.

 

جمعیت بز خصوصاً در برخی کشورهای در حال توسعه، رشد چشمگیری داشته است. در حالی که جمیعت گاو در کشور پاکستان در خلال سال های 1961 و 2009 دو برابر شده، جمعیت گوسفند تقریباً 3 برابر شده، جمعیت بز بیش از 6 برابر شده است و تقریباً با کل جمعیت گاو و گوسفند کشور برابری می کند.  این دام ها در مناطقی از کشور چرا می کنند که به دلیل فقدان و کمبود بارش، پوشش گیاهی آن مناطق ضعیف می باشد، همین تضعیف پوشش گیاهی سهمی داشت در سیل سهمگینی که تابستان سال 2010 پاکستان را ویران کرد.

عرصه وسیعی از جنوب ساهارا در منطقه ساحل آفریقا در حال تبدیل به منشاء گرد و غبار (Dustbowl) می شود که این مساله ناشی از چرای بی رویه می باشد. گزارش شده است که در نیجریه که پرجمعیت ترین کشور آفریقا است، 350860 هکتار مرتع تخریب و اراضی زراعی سالانه به بیابان تبدیل می شوند. با رشد جمعیت انسان و دام، دام داران و کشاورزان برای بهره مندی از منابع محدودی که به هر فرد و دام اختصاص می یابد، رقابت می کنند. مشخصاً جمعیت بز به طور زائدالوصف و نجومی همزمان با تخریب خاک افزایش یافته است. اگر جمعیت انسانی و دامی کشور نیجریه به همین روند فعلی رشد یابد، تخریب سرزمین ناشی از این رشد جمعیت به حدی خواهد رسید که دیگر امکان دام داری و کشاورزی وجود نخواهد داشت.

دومین عرصه بزرگ منشاء گرد و غبار (Dustbowl) در منطقه شمال و غرب چین، غرب مغولستان و آسیای مرکزی در حال شکل گیری است. پس از اصلاحات اقتصادی در سال 1978، مسئولیت تولید کشاورزی از واحدهای تولیدی بزرگی که در اختیار دولت بود به خانوارهایی با مزارع کوچک انتقال یافت. جمعیت دامی کشور چین به شدت زیاد شد. جمیعت بز همزمان با تضعیف پوشش گیاهی و تخریب مراتع، در حال رشد می باشد که این تخریب باعث از بین رفتن خاک و تبدیل مراتع به بیابان می شود.

می توان وضعیت حاکم بر کشور چین را با کشور ایالات متحده که از ظرفیت چرای بالایی برخوردار است، مقایسه نمود. در حالی که جمعیت گاو در هر دو کشور یکسان می باشد، سرجمع جمعیت گوسفند و بز ایالت متحده 9 میلیون است در حالی که این رغم در کشور چین به 281 میلیون می باشد.

متاسفانه، تمام انواع دام ها با برداشت پوشش گیاهی و لگدکوبی زمین، خاک را تخریب می کنند. چرای متناوبی دام، تلفیق زراعت و دام داری، و سایر روش های پایدار کشاورزی می توانند به کاهش فرسایش خاک، افزایش بهره وری مزارع و ترسیب بیشتر کربن و رطوبت بیش تر خاگ منجر شوند. در برخی شرایط، تعداد کم جمیعت دامی می تواند در مناطق محصور نگه داری شوند و با علوفه دستی تعلیف شوند که این شیوه را در هندوستان  India's cooperative dairy model انجام می دهد. ولی در پایان باید خاطر نشان نمود که تنها راه پایدار برای حذف چرای بی رویه در مراتع دنیا تعادل اندازه گله و دام با ظرفیت مراتع می باشد.


www.earth-policy.org/data_highlights/2011/highlights14

نویسنده: حسین بدری پور - پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠

انتشار کتاب دنیا در پرتگاه world on the edge - نحوه پیشگیری از بحران زیست محیطی و اقتصادی.

نام لستر براون برای کارشناسان و فعالان زیست محیطی که با مطالعه سر و کار دارند بسیار آشناست از وی چندین کتاب به فارسی ترجمه شده است. وی رئیس موسسه تحقیقات زیست محیطی سیاست زمین (Earth Policy ) می باشد.

 

کتاب حاضر در سال 2011 منتشر شده و در 13 فصل و 174 صفحه منتشر شده است که عناوین بخش های آن عبارتست از:

1- دنیا در لبه پرتگاه

               - بنیان در حال تخریب

2- افت سطح سفره های آب زیرزمینی و کاهش استحصال آب

3- تخریب خاک و گسترش بیابان

4- بالا رفتن درجه حرارت، ذوب یخ ها و امنیت غذایی

             - تبعات آن ها

5- سیاست هایی که برای  کمبود غذایی تصویب می شوند

6- آوارگان زیست محیطی، مقوله ای در حال گسترش

7- فشار فزاینده و ناکامی کشورها برای مواجه با بحران ها

           - عکس العمل ها - طرح B

8- ایجاد اقتصاد جهانی با کارآیی بالای انرژی 

9- استفاده از انرژی باد، خورشیدی و زمین گرمایی

10- احیاء سیستم های طبیعی حمایت اقتصادی

11- رفع فقر، کنترل جمعیت و تامین مجدد کشورهای بحران زده

12- تامین خواک 8 میلیارد نفر جمعیت جهان

              - نگاه کردن به زمان

13- حفظ تمدن

برای داونلود کتاب به آدرس ذیل مراجعه نمائید:

http://www.earth-policy.org/books/wote

نویسنده: حسین بدری پور - چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠

راستش سعی می کنم تا حد امکان کپی - پیست نکنم اما مطلبی را روی سایت خبرگزاری فارس دیدم که بد ندیدم در اینجا هم منعکس کنم. کارشناس تهیه کننده مطلب دیدگاه ها و زوایای مغفول دیگری را از نظر گذرانده که در نوع خود قابل تقدیر است. لذا بدون هیچ کم و کاست و حک و اصلاحی عیناَ مطلب ارائه شده است.  

 کدام یک از الــــزامات واگذاری 1000 متر زمین به هر خانوار مهیاست؟

 خبرگزاری فارس: اراضی واگذاری به هر خانواده باید حداقل در شعاع 30-20 کیلومتری از محل زندگی باشد که رفت و آمد برای مقرون به صرفه بوده و وقت زیادی را تلف نکند،نمی توان از یک خانواده مقیم تهران انتظار داشت که در فاصله 100 کیلومتری، زمین را آباد کرده و هر روز و یا حداقل هفته‌ای دو بار به آن سرکشی کند.

 

 

در خبرها صاحبنظران موافق و مخالف در خصوص محاسن و معایب طرح واگذاری اراضی 1000 متری به هر خانواده ایرانی، اظهارنظر کرده‌اند،اما شانس موفقیت در بررسی تمام جوانب طرح و فراهم کردن الزامات اجرائی آن است برخی الزامات و ضروریات اجرای این طرح در ذیل می‌آید:

الف) الزامات مرتبط با وجود زمین مناسب برای واگذاری :

1) اگر قرار باشد به حدود 20 میلیون خانوار ایرانی، هرکدام ، حدود 1000 متر زمین واگذار شود حداقل نیاز به دو میلیون هکتار زمین مناسب برای ایجاد باغ می باشد ولی با در نظر گرفتن فضاهای عمومی و راه‌های ارتباطی (جهت دسترسی به آنها) مقدار زمین موردنیاز به 3 تا 4 میلیون هکتار افزایش می یابد.

2) پراکندگی و تراکم جمعیت شهری در کل کشور یکسان نیست و بعنوان مثال در حاشیه خزر (استان‌های گیلان، مازندران و گلستان)، اکثر شهرها و روستاها به همدیگر وصل شده و در اطراف آنها اراضی کشاورزی است. این نوار ساحلی از سمت شمال به دریای خزر و از سمت جنوب به جنگلهای خزری (هیرکانی) محدود شده است و دیگر امکان توسعه ای ندارد (قطع درختان جنگلی و تغییر کاربری آنها، از نظر قانونی ، فنی و عقلی نیز نادرست است). در حاشیه کلان شهرهای تهران، کرج ، مشهد، اصفهان، شیراز، تبریز، اهواز و … که دارای تراکم جمعیت زیادی هستند، آیا زمین مستعدی برای توسعه باغات وجود دارد که جوابگوی خانوارهای ساکن در آن کلان‌شهرها را داشته باشد؟

3) علی‌القاعده اراضی واگذاری به هر خانواده باید در شعاع 30-20 کیلومتری از محل زندگی ایشان باشد که رفت و آمد برای آنها مقرون به صرفه بوده و وقت زیادی را تلف نکند. نمی توان از یک خانواده مقیم تهران انتظار داشت که در فاصله 100 کیلومتری، زمین را آباد کرده و هر روز و یا حداقل هفته ای دو بار به آن سرکشی کند!.

4) برای سهولت در ایجاد امنیت و همچنین سهولت در فراهم آوردن خدمات زیربنائی ، ضرورت دارد اراضی واگذاری به خانواده ها به صورت یک مجموعه حداقل چندهزار خانواری باشد (واگذاری اراضی به شکل موردی و پراکنده، میسر و مقرون به صرفه نخواهد بود) لذا اولاً باید یک قطعه زمین بزرگی وجود داشته باشد که نزدیک به شهر باشد همچنین مالکیت آن دولتی باشد (از اراضی ملی) نیز امکان تامین آب زراعی و شرب داشته باشد وً اعتبارات مورد نیاز جهت آماده سازی آن (نقشه برداری ، تفکیک قطعات ، طراحی راههای دسترسی و امکانات خدماتی عمومی ، تامین آب آشامیدنی ، برق ، گاز ، تلفن و …) موجود باشد.

5) ایرانی ها،افرادی باهوش و سخت کوش هستند و هرجا که امکان آبادی داشته باشد (آب و خاک مناسب) ، حتماً تاکنون تبدیل به اراضی کشاورزی و یا باغ شده است. از طرف دیگر در 30 سال اخیر به دلیل ارزش افزوده زمین ، اکثر اراضی ملی مستعد توسط زمین خواران تصرف شده است، آیا در حاشیه شهرها، اراضی مستعدی باقی مانده است که برای توسعه باغات (بوستانهای خانوادگی) اختصاص یابد؟

6) اراضی مستعد حاشیه روستاها ، همه جزء مستنثنیات مردم و بهره برداران محلی بوده و بنابراین سئوالی که مطرح است، این است که آیا برای هر خانواده روستائی نیز قرار است 1000 متر زمین اختصاص یابد؟!اگر جواب مثبت است از کجا ؟!
7) ارزش ریالی هر قطعه زمین بستگی به شرایط آن منطقه از قبیل: مسطح بودن اراضی، حاصلخیزی آن، نزدیکی به جاده و مناطق شهری جهت جغرافیائی (روبه افتاب بودن یا واقع شدن در سایه و … دارد لذا با فرض موجود بودن اراضی مستعد بدون صاحب (متعلق به دولت) چه مکانیزمی برای توزیع عادلانه آن (پیشگیری از تبعیض و سوء استفاده احتمالی) پیش بینی شده است؟ 1000 متر زمین یک خانواده، ممکن است 100 برابر هزار مترزمین یک خانواده دیگر، ارزش ریالی داشته باشد، آیا این موضوع تالی فاسد ندارد؟

ب) الزامات مرتبط با آب موردنیاز برای ایجاد باغستان :

1) احتمالاً یکی از اهداف این طرح، تولید محصولات باغی و صیفی جات است،بنابراین در شرایط فعلی کشور که با بحران شدید کم آبی مواجه است، تامین آب کشاورزی موردنیاز هر خانواده، از چه محلی خواهد بود ؟ و با چه هزینه ای ؟ آیا قرار است آب موردنیاز از سایر کشورها وارد شود؟!

2) آب آشامیدنی و بهداشتی خانواده هائی که قرار است حداقل در ایام آخر هفته، دو روز را در بوستان خانوادگی خویش به استراحت بپردازند از کجا تامین خواهد شد؟ آیا قرار است هر خانواده آب شرب و بهداشتی موردنیازشان را از شهر حمل کنند (که با توجه به طرح هدفمند کردن یارانه ها و افزایش نرخ آب شرب و هزینه حمل آن، مقرون به صرفه نخواهد بود) و یا اینکه هر خانواده تانکر آبی تهیه نموده و از طریق کامیونهای حمل آب ، آب موردنیازش را تامین خواهد کرد؟ (که این موضوع از نظر بهداشتی، خالی از اشکال نبوده و به شرط موجود بودن منابع آب کافی برای پر کردن تانکرها ، آیا برای خانواده ها، مقرون به صرفه خواهد بود؟).

3) اگر هدف طرح ایجاد اوقات فراغت و آسایش برای خانواده هاست.، لازم است که سیستم آب آشامیدنی برای هر مجتمع باغستانی، بطور جداگانه و مطمئن تامین شود که خانواده ها دیگر دغدغه ای در رابطه با تامین آب آشامیدنی نداشته باشند ولی آیا این مهم امکان پذیر است ؟ با چه قیمتی ؟ هزینه ایجاد این شبکه را چه کسی تامین خواهد کرد ؟ دولت یا خود خانواده ها ؟

4) هر کجا آبی هست ، مطمئناً صاحبی دارد (لزوم رعایت حق آبه ها) بنابراین برای این دو میلیون هکتار فضای مسکونی و باغ جدید و همچنین یک تا دو میلیون هکتار فضاهای عمومی و مشترک (فضای سبز ، درختکاری حاشیه راه‌های دسترسی ، مسجد ، درمانگاه ، پاسگاه نیروی انتظامی ، خدمات اداری امور شهری یا روستایی ، پست ، مخابرات و …)، آب موردنیاز از کجا تامین خواهد شد؟

5)‌ چون قرار است در همه جای ایران (شهر و روستا) و به همه خانواده ها، زمین واگذار شود و دیگر نمی توان آب یک حوزه آبخیز را به حوزه آبخیز دیگر منتقل کرد (حتی در شرایط فعلی) زیرا آب مازادی وجود ندارد،بنابراین آب مور نیاز هر ناحیه از کجا تامین خواهد شد.

ج) امکانات عمومی موردنیاز برای توسعه بوستانهای خانوادگی:

1) با توجه به ناامنی ایجاد شده توسط اراذل و اوباش، آیا تامین امنیت این مجتمع های باغی نیاز به همکاری نیروی انتظامی و ایجاد پاسگاه در فواصل مناسب و ایجاد سیستم گشت و مراقبت (برای جلوگیری از دزدی و تعرض به جان و ناموس خانواده های محترم که برای استراحت و فراغت در باغ خود زندگی می کنند) ندارد ؟ آیا نیروی انسانی و هزینه های موردنیاز آن پیش بینی شده است ؟

2) هر آن ممکن است برای اعضاء خانواده ساکن در باغها، سانحه و یا مشکل پزشکی پیش بیاید آیا لازم نیست که در هر مجتمعی یک درمانگاه اورژانس وجود داشته باشد؟ آیا قرار است هر کسی که دچار سانحه شد و یا بیمار شد، به نزدیکترین شهر منتقل شود؟

3) برای رعایت رفاه خانواده ها ، آیا نیاز به پیش بینی فروشگاه جهت عرضه مواد غذائی و لوازم ضروری زندگی در فضای عمومی مجتمع های باغستانی نیست؟

4) آیا فرزندان خانواده های ساکن در باغستان، نیاز به بازیگاه و پارک تفریحی در حوالی مرکز این مجتمع توریستی - تفریحی (مجتمع باغستانی) ندارند ؟

د) لزوم ظرفیت سازی و توانمندسازی خانواده ها :

1)آیا همه خانواده ها به باغداری و امور کشاورزی علاقمند هستند؟
2)‌ آیا همه خانواده ها به امور باغداری و کشاورزی و پرورش طیور آشنا هستند؟
3)‌ آیا نهاده های موردنیاز (بذر ، کود ، سم ، و …) به اندازه کافی و به قیمت مناسب برای دو میلیون خانواده وجود دارد؟
4)‌ آیا همه خانواده ها امکان استخدام سرایدار (نگهبان و یا باغبان) برای نگهداری و مراقبت از باغ خویش در ایام غیرتعطیل (که ایشان در شهر به سرمی برند) دارند ؟
5) آیا همه خانواده ها ، پس انداز کافی برای ساخت و ساز (حصارکشی و دیوار کشی ، ایجاد 100 متر بنای مسکونی ، ایجاد استخر و سیستم آبرسانی برای درختان، کاشت نهال و …) و آباد نمودن زمین خویش را دارند و یا اینکه قرار است نه تنها زمین رایگان به هر خانواده واگذار شود بلکه آموزشهای لازم برای کشاورزی و باغداری را به ایشان داده و تسهیلات بانکی کم بهره نیز برای ساخت و ساز و آباد نمودن زمین (واگذار شده) فراهم شود ؟ اگر جواب مثبت است از چه محلی؟
6) آیا قرار است هر خانواده به میزان مصرف خویش ، تولیدات باغی و صیفی داشته باشد یا اینکه قرار است مازاد بر مصرف خویش را به بازار عرضه نماید ؟ (برای تامین بخشی از هزینه های جاری ناشی از نگهداری باغ و ویلای کوچک خویش). در این صورت آیا پیش بینی لازم برای مکانیزم بازاریابی و عرضه محصولات تولیدی ایشان شده است ؟ زیرا برای پدر خانواده دارای مشغله کاری که برای تفریح و فراغت به کار باغداری پرداخته است مقرون به صرفه نیست که خودش به دنبال بازاریابی و عرضه محصولاتش باشد .
7) آیا این طرح شامل افراد مجردی که سنی از ایشان گذشته ولی بدلایلی نتوانسه اند خانواده تشکیل دهند یا بانوان سرپرست خانوار را نیز شامل می‌شود؟

هـ) لزوم پیش بینی مکانیزم های لازم برای تداوم این طرح :

1) برای پیشگیری از سوء استفاده های احتمالی (رانت خواری و دلالی زمین)، چه راهکارهائی پیش بینی شده است ؟
2) برای تداوم طرح تا حداقل سه نسل بعد، چه تمهیداتی پیش بینی شده است ؟ اگر بنا باشد که هر خانواده هزار متر زمین خود را دستکاری (تخریب) نموده و از حالت مرتع طبیعی خارج نماید و پس از مدتی آن را رها نماید، دیگر برگشت آن عرصه به حالت طبیعی سابق، غیرممکن است .
3) آیا فوت سرپرست خانواده سبب تقسیم زمین بین وراث و تبدیل آن به ویلای مسکونی در آینده نخواهد شد؟
4) چه تضمینی وجود دارد که اعضای خانواده هر هفته به زمین (باغ) خویش سرکشی نمایند و از آن درست نگهداری کنند. در هفته های اول ممکن است رفتن به باغ جاذبه داشته باشد ولی با توجه به روحیه تنوع طلبی بشر ، آیا خانواده ها به سرعت خسته نخواهند شد. آیا فرزندان خانواده نیز پدر و مادر علاقمند خویش را همراهی خواهند نمود ؟ آیا خانواده ها دو قسمت نمی شوند (بعنوان مثال، پدر و مادر به باغ رفته ولی فرزندانشان در شهر و در پارتی های دوستانه خویش شرکت نمایند) ؟ آیا بجای تقویت بنیان خانواده، کانون گرم خانواده (در اثر اختلاف نظر بین والدین و فرزندان) از هم نخواهد پاشید؟

سخن آخر اینکه، به نظر می رسد که بررسی این طرح نیاز به یک مطالعه همه جانبه فنی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی، امنیتی ، آموزشی ، کارآفرینی ، بازاریابی ، بهداشتی - درمانی و ... دارد و از آنجائیکه مسئولین محترم نظام به دنبال انجام کارهای اصولی بوده و به شدت از ایجاد امید واهی و یا دادن وعده های توخالی پرهیز می‌کنند، مطمئناً در بررسی و تصویب این چنین طرحهای مهمی، دقت و حساسیت بیشتری معمول خواهند کرد.

یادداشت از: یک کارشناس منابع طبیعی

 ماخذ:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9004295019

نویسنده: حسین بدری پور - چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠

قطعاَ با چرخه معیوب فقر و تخریب سرزمین آشنا هستید که بیانگر ارتباط گردشی یا به تعبیری لوپ وار فقر و تخریب سرزمین است که در تصویر ذیل ارائه شده است.

سازمان های مختلفی در زمینه محیط زیست کار می کنند که هر کدام از هر دری وارد شدند به این نتیجه رسیدند که راه حفظ طبیعت و محیط زیست از طریق رفع فقر می تواند تحقق یابد لذا کارهای خود را به سمت فقر زدایی هدایت کردند هر چند تجارب موفق و ناموفق در این زمینه بسیارند.

در این خصوص برنامه های محیط زیست (UNEP) و عمران ملل متحد (UNDP) هم نخواستند سرشان بی کلاه بماند و از این آشفته بازار اعتبارات جهانی مبلغی به جیب بزنند و کارشناسانشان هم دچار رخوت نگردند لذا به صورت مشترک کار یا به تعبیر امروزی تر آن "ابتکار عملی" سر هم کردند که در سال 2005 آغاز شد و در سال 2007 در سطح گسترده ای رواج یافت. حیطه کاری این برنامه شامل  آفریقا، آسیا – اقیانوسیه، اروپای شرقی و آسیای مرکزی و منطقه کارآئیب و آمریکای لاتین می باشد که از طریق تسهیلات جهانی و چهار گروه منطقه ای و تیم های کشوری سازمان ملل هدایت و اجرا می شود. اعتبار این برنامه را دولتهای  بلژیک، دانمارک، ایرلند، نروژ، اسپانیا، سوئد، انگلستان و اتحادیه اروپا تامین می نمایند.

از جمله برنامه های راهبردی آن عبارتست از:

- گنجاندن بررسی روابط فقر – محیط زیست در سیستم های پایش ملی

- بودجه ریزی و تامین منابع مالی برای بررسی روابط فقر – محیط زیست

- حمایت از اقدامات سیاسی در سطوح ملی، استانی و شهرستانی

- تقویت نهادها و ظرفیت سازی

 

برای اطلاعات بیش تر مراجعه نمائید به:

UNDP – UNEP Poverty – Environment Facility

United Nations, Gigiri

Nairobi,kenya

Email: Facility.unpei@unpei.org

Website: www.unpei.org

 

 

نویسنده: حسین بدری پور - چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠

رویکرد اکوسیستمی یک استراتژی برای مدیریت یکپارچه سرزمین، آب و منابع زنده می باشد که به حفظ و بهره برداری پایدار به شیوه ای منصافه کمک می کند.

در رویکرد سیستمی، مدیریت تنوع زیستی حول محور تامین نیاز انسانی می باشد. هدف از تدوین و کاربست این رویکرد مدیریت اکوسیستم بر اساس عملکردهای مختلفی است که اکوسیستم دارد و بالتبع خدماتی است که اکوسیستم در اثر این عملکردها ارائه می دهد. رویکرد اکوسیستمی به دنبال منافع اقتصادی کوتاه مدت نمی باشد بلکه هدفش بهینه سازی بهره برداری از اکوسیستم بدون وارد نمودن تخریب به آن می باشد.  

رویکرد فوق در پنجمین نشست کنفرانس اعضا’کنوانسیون تنوع زیستی به عنوان چارچوبی برای اقدام در کنوانسیون به  تصویب رسید(CoP 5 in Nairobi, Kenya; May 2000/Decision V/6). این رویکرد 5 مرحله و 12 اصل دارد که عبارتند از:

الف- شناسایی ذی نفعان و تعیین محدوده اکوسیستم

ب- بررسی ساختار، عملکرد و مدیریت اکوسیستم

ج- بررسی مباحث اقتصادی

د- مدیریت تعدیل پذیر در عرصه

هـ - مدیریت تعدیل پذیر در زمان

 

12 اصل رویکرد اکوسیستمی هم عبارتند از:

1- اهداف مدیریت سرزمین، آب و منابع زنده را اجتماع محلی باید تعیین نمایند.

2- مدیریت باید تا پائین ترین سطح ممکن غیر متمرکز باشد.

3- مدیران اکوسیستم باید به اثراتی ( بالفعل و بالقوه) که هر فعالیت بر مناطق و یا اکوسیستم های مجاور مورد توجه نماید.

4- معمولاً  لازم است برای تشخیص دستاوردهای بالقوه از اعمال مدیریت، اکوسیستم در بستر اقتصادی درک و مدیریت شود.

برنامه مدیریت اکوسیستم باید شامل موارد ذیل را در بر داشته باشد:

-         انحرافات بازار که اثرات معکوسی بر تنوع زیستی دارد باید به نحوی کاهش یابند.

-         انگیزه ها برای حمایت از حفاظت و بهره برداری از تنوع زیستی باید هم سو گردند.

-         هزینه و منافع تا حد امکان در داخل کوسیستم بررسی شوند.

5- به منظور بقاء و پایدار ماندن خدماتی که اکوسیستم ارائه می دهد، در رویکرد اکوسیستمی حفاظت ساختار و عملکرد اکوسیستم باید هدفی دارای اولویت باشد.

6- اکوسیستم باید در چارچوب فضا و محدوده عملکرد خود مدیریت شود.

7- رویکرد اکوسیستمی باید در مناسب ترین مقیاس زمانی و مکانی اعمال شود.

8- مقیاس های زمانی مختلف و اثرات تاخیری که فرآیندها و اهداف اکوسیستم را برای مدیریت اکوسیستم مشخص می کنند، باید برای بلند مدت تنظیم شوند.

9- مدیریت باید توجه داشته باشد که تغییر امری اجتناب ناپذیر است.

10- رویکرد اکوسیستمی مدیریت باید در جستجوی مناسب ترین تعادل بین ( و تلفیق) حفظ و بهره برداری از تنوع زیستی باشد.

11- رویکرد اکوسیستمی باید به تمامی اشکال اطلاعات مرتبط شامل دانش نوین و آکادمیک، بومی و محلی و رسوم رایج را توجه داشته باشد.

12- رویکرد اکوسیستمی باید تمام بخش های مربوط جامعه و رشته های علمی را بپردازد.

اصول مربوط به هر مرحله عبارتند از:

مراحل 5 گانه

اصول 12 گانه

مرحله الف

1- 7-11 و 12

مرحله ب

2- 5- 6 و 10

مرحله ج

4

مرحله د

3 و 7

مرحله هـ

7- 8 و 9

   

نویسنده: حسین بدری پور - چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠

بروز خشکسالی از ویژگی های ذاتی اقلیم هر منطقه می باشد که با توجه به شدت و طویل المدت بودن آن از یک سو و بنیه و تمکن مالی مردم و دولت ها از سوی دیگر امکان دارد که مردم و حتی دولت ها در تامین مایحتاج ضروری مردم درمانده و مستاصل شده و به اصلاح قطحی زده شوند. علاوه بر موارد فوق امکان دارد که دولت ها و سازمان های بین المللی وابسته به سازمان ملل یا بنیاد های خیریه بخواهند در خصوص حل مشکل قطحی زدگی مردم اقدام نمایند ولی ناامنی منطقه در اثر برخوردها و درگیری ها باعث شوند که دسترسی به این مناطق امکان پذیر نباشد. بخش هایی از کشور سومالی از جمله مناطقی است که به سبب بروز خشکسالی و ناامنی که ارائه هر گونه کمکی را ناممکن نموده است.

به دنبال اخباری که از بروز خشکسالی در شاخ آفریقا به گوش می رسید و وخامت اوضاع، سازمان ملل متحد در بخش هایی از سومالی که دچار خشکسالی بی سابقه ای شده است، اعلام قحطی زدگی می کند. این خشکسالی به حدود ۱۰ میلیون سکنه آسیب زده است و موجب شده بیش از ۳۰ درصد از کودکان دچار سوء تغذیه شوند و روزانه ۴ نفر از هر ده هزار کودک بمیرند. تاکنون ده ها هزار نفر  از این کشور گریخته و به کشورهای همسایه کنیا و اتیوپی رفته اند.

سازمان ملل می گوید با وجود کمک های جهانی، وضعیت این کشور به شدت وخیم شده است. طی ۱۹ سال گذشته این نخستین بار است که در این منطقه اعلام قحطی زدگی می شود. این بدترین خشکسالی سومالی در نیم قرن گذشته است.

سازمان ملل متحد می گوید سازمان های کمک رسانی نیاز به تضمین های امنیتی بیشتر از گروه های مسلح سومالی دارند، تا به کارکنان خود اجازه سفر به مناطق بحران زده را بدهند. سازمان های بشردوستانه به ندرت منطقه ای را "قحطی زده" می نامند و این از سال ۱۹۹۲ تاکنون این نخستین بار است که سومالی قحطی زده اعلام شده است. در همین حال سازمان ملل متحد خواهان دسترسی نا محدود به همه مناطق آسیب دیده شده و گفته است مشکلات امنیتی مانع از کمک رسانی می شود.

 

نویسنده: حسین بدری پور - سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠

پژوهشکده مجازی کشاورزی و منابع طبیعی سازمان بسیج مهندسین با همکاری دانشگاه تربیت مدرس برگزار می کند:

National conference on occupation of agriculture graduated community



اهداف برگزاری همایش عبارتند از:

*همکاری وزارت خانه ها، سازمان ها و دستگاههای دولتی با بخش خصوصی

*آسیب شناسی و بررسی چالش ها و فرصت ها در یک فضای دانش محور

*تبیین و نقش آموزش عالی در بستر سازی اشتغال در این بخش 

محورهای همایش:

فرصت های شغلی،طرح های اشتغال زا و قابلیت های سرمایه گذاری

* تجاری سازی ایده های نوین در بخش کشاورزی

* موانع اشتغال پایدار در بخش کشاورزی

* نقش آفرینی دانش آموختگان با رویکرد جهاد اقتصادی

* نقش آموزش عالی در توانمندسازی دانش آموختگان

همایش ملی اشتغال دانش آموختگان بخش کشاورزی و منابع طبیعی
دبیرخانه: تهران، میدان توحید، خیابان نیایش شرقی، ساختمان 37، واحد 202، تلفن و نمابر: 66904481  

http://www.nationalconference.ir

نویسنده: حسین بدری پور - سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠

سنگسری ها شاخص ترین کوچندگان دامنه های البرز هستند.استانهای سمنان ، تهران و مازندران در دوره ییلاقی و استانهای سمنان، خراسان و مرکزی در دوره قشلاقی قلمرو این عشایر را تشکیل می دهند. آنها طولانی ترین مسیر کوچ را طی می کنند به طوری که فاصله ی دورترین نقطه ی ییلاقی و قشلاقی آنان به بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر می رسد.

سیاه چادر های عشایر سنگسری که "گوت" نام دارد منحصر به فرد هستند و در مقایسه با دیگر عشایر ایران بزرگ و زیبا است و تقسیمات داخلی آن همسان معماری ایرانی است. پلاس سنگسری کف آن را مفروش و دیوارهای نقش دار فضای داخل چادر را به محل میهمانان، خانواده و آشپزخانه تقکیک می نمایند. دست بافته ها و آویزه های بسیاری که دارای نقش و رنگ هستند در داخل چادر کاربرد دارند.

کودکان سنگسری هنگامی که مادرانشان تنور درست می کردند با گل مجسمه تولید می کردند. در کنار بازی در طبیعت و حاشیه رودخانه با استفاده از سنگ و ماسه سازه های کوچکی را می ساختند و به آن "توستوسو" می نامیدند.

سنگسری ها به دلیل نزدیکی به پایتخت فرهنگشان رو به فراموشی است.در گذر زمان نسل جدید عشایر سنگسر در عرصه های مختلفی همچون نقاشی، موسیقی، مجسمه سازی، هنرهای محیطی، عکاسی و فیلم روی آورده اند.

در این جشنواره آثار هنری کهن و نو سنگسری ها در کنار هم و در محیط طبیعی ارائه شد. آویزه هایی که رنگی غنی دارند در چادرهای ییلاق آویخه شدند هنرهای محیطی و اجرا در حاشیه رودخانه اجرا شد.

شرکت کنندگان در جشنواره میهمانان خود را با فراورده های شیری و غذا های مقوی سنگسری پذیرائی نمودند. مهم ترین آن ها "آرشه" است که در هیچ جای جهان نمونه مشابه آن دیده نشده است.تهیه آرشه کار بسیار ظریف و مستلزم وقت است و حساسی است.آرشه تفت دادن نوعی پنیر است که بسیار مقوی است و نگهداری آن نیازی به یخچال ندارد. مشتقات آن نیز مصرف دارویی دارد.  کافی است بدانیم که سنگسری ها از فراورده های شیری نوعی شیرینی به نام "چیکو" تولید می نمایند.

صید ماهی به روش سنگسری بسیار بدوی و بدون غلاب بوده است.آنها مسیر رودخانه را منحرف و پس از پائین رفتن آب در گردآب ها ماهی ها را با دست شکار می کردند.

غذای گرم سنگسری در روز 18 تیر "دیگی" خواهد بود.طبخ این غذا وقت کمی نیاز دارد ولی تجربه و دقت عمل ضروری است."دیگی"غذایی بوده است که چوپان ها شب پس از افروختن آتش، برنج و گوشت را در دیگ مسی در دار قرار داده، به مقدار لازم آب به آن اضافه می کردند و سپس آن را در دل ذغال و خاکستر باقیمانده از آتش دفن می کردند. آنچه که باید با دقت محاسبه شود میزان حرارت، میزان آب و زمان می باشد. چوپان سنگسری در سپیده دم پس از صرف چنین غذایی گوسفندان را به چراگاه می برد. در روز 18 تیر  در کنار افراد با تجربه مسابقه رقابتی برای گروه های جوان زیر سی سال نیز برگزار شد.

در محل تعیین شده گروه های جوان بدون کمک افراد با تجربه توانائی خود را برای طبخ "دیگی" نشان دادند و بهترین های این عرصه تشویق شدند.

در این جشنواره همچنین توانایی تکلم گویش سنگسری به صورت رقابتی مورد ارزیابی قرار گرفت.این بخش ویژه کودکانی بود که در شهر های بزرگ زندگی می کنند و یا همسرانی که با سنگسزی ها وصلت کرده اند. گویش عشایر سنگسری قدیمی ترین و اصیل ترین کلمات و اصطلاحات زبان فارسی قدیم را شامل می شوند. از وبژگی های مهم گویش سنگسری دستور زبان کلاسیک و قابل تجزیه و ترکیب آن و به کار بردن ضمایر متفاوت برای مذکر و مونث است . افعال زبان سنگسری نیز در نوع خود کم نظیر است .

نویسنده: حسین بدری پور - سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠

دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات از تمام پژوهشگران دعوت می­نماید تا با ارائه مقالات پژوهشی خود در اولین همایش " رویکردهای نوین در مدیریت پایدار منابع طبیعی " که به تاریخ 26 آبان­ماه 1390 در این واحد برگزار می­گردد، حضور به هم رساند. این همایش با ارائه آخرین دستاوردهای علمی در زمینه منابع طبیعی، سعی خواهد نمود که بستر مناسبی را با هم‌اندیشی و تبادل نظر برای همکاری­های علمی بین متخصصان دانشگاهی و دیگر مراکز علمی و تحقیقاتی برقرار نماید.

محورهای همایش عبازتند از:

آبخیزداری:

·        مدیریت حوزه های آبخیز

·        مدیریت بلایای طبیعی (حرکت های توده ای زمین ، سیل و خشکسالی)

·        فرسایش و رسوب

·        هیدرولوژی و منابع آب

 جنگل­داری:

·        حفاظت جنگل­ها

·        آگروفارستری

·        کاربرد GIS و سنجش از دور در جنگل­داری

·        بوم­شناسی جنگل

·        مدیریت و بهره­برداری از جنگل

شیلات:

·        حفاظت از منابع شیلاتی

·        بازسازی ذخایر

·        آبزی پروری

·        سیستم های نوین آبزی پروری

·        توسعه پایدار در شیلات

·      روش های نوین در فرآوری محصولات شیلاتی

·      مدیریت زیست محیطی صنایع فرآوری آبزیان

 صنایع چوب و کاغذ:

            توسعه پایدار و فن آوری های نوین در صنایع چوب و کاغذ در زمینه

·        خواصل مواد لیگنوسلولزی

·        خمیر کاغذ و کاغذ

·        فرآورده های مرکب سلولزی ( چند سازه)

·        طراحی و مهندسی

·        حفاظت و اصلاح

·        اقتصاد و مدیریت

 مرتعداری:

·        آنالیز و ارزیابی پوشش گیاهی مراتع

·        اصلاح و احیاء مراتع

·        روش های نوین در بهره برداری از مراتع

·        مسائل اقتصادی و اجتماعی مراتع ایران

·        بوم­شناسی مراتع

·        کیفیت علوفه

·        مدیریت چرای دام

·        مدیریت حیات وحش

 فناوری های نوین در بیابان زدایی

مدیریت اکوسیستم های بیابانی

مدیریت خشکسالی

تفرج و اکوتوریسم

 

مهلت ارسال مقالات : 31/4/90 (مهلت ارسال مقالات تا 31 مرداد ماه تمدید شد.)

اعلام نتایج داوری: 15/6/90

زمان برگزاری: 26/8/90

ارسال مقالات می بایست تا پایان مهلت مقرر و از طریق آدرس پست الکترونیکی کنفرانس انجام پذیرد (برای اطلاعات بیشتر به نحوه تدوین و ارسال مقالات مراجعه شود).
مقالات پس از داوری و پذیرش به صورت کامل در CD کنفرانس به چاپ خواهند رسید. همچنین مقالات منتخب در یک شماره از مجله علمی پژوهشی دانشگاه به چاپ می رسند.

 تماس با دبیرخانه همایشا

وب سایت:      http://nsf.srbiau.ac.ir

پست الکترونیکی :  nsf@srbiau.ac.ir

آدرس : تهران – میدان پونک – انتهای بزرگراه اشرفی اصفهانی، به سمت حصارک – واحد علوم و تحقیقات تهران – کد پستی 1477893855

فکس :02144865464

نویسنده: حسین بدری پور - سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠

خانم Linden Coppell که کارشناس محیط زیست است و در سال 2009 به سمت مسئول بخش محیط زیست شرکت هواپیمایی الاتحاد امارات متحده عربی منسوب شد.

وی بیش از 18 سال فعالیت در زمینه مسائل زیست محیطی دارد و برای شرکت بزرگی مانند Cathay Pacific Airways  کار کرده که در این شرکت مدیر بخش محیط زیست بوده است. از جمله مواردی که وی پیگیری می کند بررسی مباحث مربوط به تغییر اقلیم و صنایع هوایی است. ضمن این که برنامه و اهدافی استراتژیکی هم که یاتا دارد جزو مسئولیت های وی به عنوان مسئول کمیته محیط زیست یاتا می باشد. 

علاوه بر موارد فوق وی مدیر تیم اجرایی مدیریت ضایعات گروه پایداری ابوظبی می باشد.

نویسنده: حسین بدری پور - سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠

Sixth International Conference on Environmental Future

The International Conferences on Environmental Future (ICEFs) are a distinguished series, the first of which preceded the historic 1972 Stockholm Conference on the Human Environment.

At this time, 'interdisciplinary' thinking is considered key to solving environmental problems, but it is unclear what this thinking is or would be and how it might be progressed in future.

The 6th ICEF aims to explore the current and potential future extent and nature of interdisciplinary research and management practice across the environmental domain. Eighty speakers, from many countries have agreed to give presentations, and abstracts from up to 370 registered participants will be considered for oral or poster presentations. The 6th ICEF is a major international forum that will inform senior scientists, environmental managers and policy formers and encourage debate about 'interdisciplinary' progress in environmental science and management.

dates: 18-22 July 2011   venue: Newcastle University   location: Newcastle (Wales), United Kingdom   contact: Foundation for Environmental Conservation Secretariat   phone: +44 (0)191 241 4523   fax: +44 (0)191 245 3802   e-mail: info@icef.org.uk   www: http://www.icef.org.uk/index.php

نویسنده: حسین بدری پور - سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠

پدیده سیل هر ساله در نقاط مختلف جهان باعث بروز خسارات جانی و مالی فراوان می گردد. حتی در کشورهایی که در زمینه حفاظت سواحل و رودخانه ها و ایجاد سدهای مخزنی با هدف کنترل سیلاب پیشرفتهای چشم گیری داشته اند، هر ساله سیلهای عظیم و غیر قابل انتظاری اتفاق افتاده و خسارات فراوانی به بار می آورد. امروزه اهمیت مدیریت سیلاب افزایش یافته و کنترل سیل با استفاده از مدیریت سیل بیشتر مطرح می باشد.

به دنبال سیل شدید سال گذشته در کشور پاکستان و خسارت شدید به مردم و بی خانمانی و مرگ و میر در روز 12 ژوئیه یونسکو برای راه اندازی سیستم هشدار اولیه سیل در این کشور سند همکاری امضا کرد. این پروژه با کمک جایکا انجام خواهد شد. هزنیه های اجرای این پروژه 48/3 میلیون دلار آمریکا است که در طی دو سال اجرا خواهد شد.

اهداف پروژه عبارتند از:

1- ظرفیت سازی برای پیش بینی و تهیه نقشه خطر سیل

2- ایجاد مرکزی برای تبادل داده ها و گردش اطلاعات در سطح ملی و بین المللی

 اما سیستم هشدار اولیه؟

سیستم های هشدار سیل یکی از روشهای شاخص مدیریت سیلاب می باشند که در کنترل سیل از طریق اعمال سیاست بهره برداری زمان واقعی از مخازن نقش اساسی دارد. از آنجائیکه حفاظت حریم رودخانه ها توسط انواع خاکریزها و سایر روشهای سازه ای به دلیل هزینه های غیر اقتصادی و مشکلات زیست محیطی و دلایل دیگر غیر معقول می باشد. لذا ایجاد سیستم هشدار سیل به عنوان یک روش غیر سازه ای همراه با حفظ وضعیت طبیعی رودخانه می تواند راهگشای این گونه مشکلات باشد.
   یکی از انگیزه های ایجاد سیستم های هشدار دهنده سیل رودخانه ها کاهش خسارات سیل از طریق هشدار به ساکنین مناطق سیل گیر و تعیین بهره برداری زمان واقعی از سدهای احداث شده بر روی رودخانه ها می باشد. از طرف دیگر بسیاری از رودخانه های سیلابی وجود دارند که در اثر طغیان آب، مسیرهای آنها عملا عوض شده و در نتیجه اقدامات سازه ای بی نتیجه خواهند ماند. لذا بهترین روش در این رودخانه ها ایجاد سیستم هشدار سیلاب جهت کاهش خسارات سیل می باشد.
   هدف اولیه این سیستم، انجام دادن خدمات اضطراری و فراهم اوردن اطلاعات پیشرفته درباره سیل است به طوری که به سهولت و سرعت بتوان پس از دریافت این اطلاعات، عکس العمل نشان داد. دومین هدف مهم سیستم هشدار سیل، فراهم آوردن اطلاعات برای مدیریت منابع آب است. بنابراین، اطلاعات سیستم های هشدار سیل می تواند برای تصمیم گیریهای روزانه در تخصیص منابع آب مورد استفاده واقع شود. هدفهای اولیه سیستم هشدار سیل عبارتست از (1) کاهش خسارت وارده به جان و مال مردم از طریق سیل، و (2) کاهش اختلال در فعالیتهای تجاری و انسانی. برای رسیدن به هدفهای بالا باید اقدامات زیر انجام شود.
   1- بهبود بخشیدن و حفظ یک سیستم ارتباطی موثر بین سازمانها و افراد
   2- مشارکت عمومی و برنامه ریزی واکنش و پاسخ به خطر
   3- آموزش همگانی برای واکنش در برابر پیش بینی و هشدار سیل های ناگهانی
   4- موثرتر و بهتر کردن مدیریت سیلابدشت
   5- به حداقل رساندن زمان واکنش پس از پخش هشدار سیل ناگهانی

نویسنده: حسین بدری پور - سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠

بیشترین سطح خشکیهای کره زمین را مراتع تشکیل می دهند. کارشناسان و متخصصین مختلف برآوردهای متفاوتی از وسعت مراتع جهان ارائه نموده اند که با توجه به منابع و سال محاسبه، این ارقام می توانند قابل توجیه باشند. لازم به ذکر است که در شرایط نیمه خشک و نیمه مرطوب در اثر تغییر پارامترهایی از قبیل شرایط آب و هوایی و اقتصادی، سطح مراتع دچار تغییر می باشند. براساس برآوردهای آقای Heady (1975) سطح اراضی جهان به قرار ذیل می‌باشد:

مراتع 47%، اراضی کشاورزی 10%، جنگلهای تجاری 28% و پوشش یخهای دائمی 15% خشکیها را شامل می شود.

آقای Cook (1983) نیز سطح اراضی جهان را چنین تقسیم بندی نمود: مراتع 43%، اراضی کشاورزی 20%، جنگلها 18%، مناطق مسکونی و صنعتی 4% و پوشش یخهای دائمی 15% سطح خشکیهای زمین.

طبق آمار سازمان خواربار و کشاروزی جهان (FAO) حدوداً بیش از 133/2 میلیارد هکتار مرتع در سطح جهان وجود دارد که با احتساب سطح جنگلهای غیرتولیدی به مساحت 366/1 میلیارد هکتار که مورد تعلیف دامهاست و همچنین دو سوم جنگلهای تجاری (حدود 2 میلیارد هکتار) که معمولاً توسط دام تعلیف می شوند، سطح اراضی که مورد استفاده چرایی دام قرار می گیرد حدود 5/5 میلیارد هکتار خواهد بود.

همانگونه که ارقام ارائه شده برای مراتع متفاوت می‌باشد، تعاریف متفاوت و عدیده ای نیز برای واژه مرتع ارائه شده است که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می شود.

 

- انجمن مرتعداران آمریکا (SRM)*(1974)

کلیه اراضی دارای پوشش طبیعی که به نحوی خوراک دام از آن حاصل می شود و تجدید حیات آن به طور طبیعی انجام می پذیرد، را مرتع گویند. آن قسمت از اراضی که برای کمک به تجدید حیات پوشش گیاهی طبیعی به نحوی از انحاء بشر در آن دخالت نموده است و پس از این دخالت همانند مراتع طبیعی مدیریت می شوند نیز مشمول این تعریف می‌باشد.

 

- هدی** (1975)

مراتع را شامل کلیه مناطق با پوشش بوته، گراس (گندمیان)، جنگلهای غیرانبوه می داند. وی همچنین مناطقی که به علت وجود املاح، شن، صخره و سرانجام خشکی محیط، تولید جنگل تجارتی و یا زراعت امکان پذیر نیست را نیز مرتع می داند.

 

- تعریف مرتع در ایران:

مرتع اعم است از مشجر و غیرمشجر

الف- مرتع غیرمشجر: زمینی است اعم از کوه و دامنه یا زمین مسطح که در فصل چرا، دارای پوششی از نباتات علوفه ای خودرو بوده و با توجه به سابقه چرا، عرفاً مرتع شناخته می شود. اراضی که آیش زراعتند، ولو آنکه پوشش نباتات خودرو باشند، مشمول تعریف مرتع نیستند.

ب- مرتع مشجر: اگر مرتع دارای درختان جنگلی خودرو باشد، مرتع مشجر نامیده می شود، مشروط بر آنکه حجم درختان موجود در هر هکتار، در شمال، از حوزه آستارا تا حوزه گلبداغی بیش از پنجاه مترمکعب و در سایر مناطق ایران بیش از بیست متر مکعب نباشد.

 

- وسعت مراتع ایران:

برای وسعت مراتع کشور، ارقام مختلفی ارائه شده است که تا چندی قبل (1383) وسعت 90 میلیون هکتار مورد استناد سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور بود. بر این مبنا مراتع به شرح ذیل تقسیم بندی گردید:

1-  مراتع علفی با وسعت 14 میلیون هکتار با تولید متوسط 290 کیلوگرم علوفه قابل برداشت در هکتار.

2- مراتع بوته زار با وضعیت ضعیف و متوسط به وسعت 60 میلیون هکتار و تولید متوسط 92 کیلوگرم علوفه قابل برداشت در هکتار.

3- مراتع حاشیه کویر (خیلی ضعیف) با وسعت 16 میلیون هکتار و تولید متوسط 25 کیلوگرم علوفه قابل برداشت.

 

مراتع کشور با وسعت 90 میلیون هکتار دارای تولیدی برابر 7/10 میلیون تن علوفه خشک قابل بهره‌برداری مجاز و یا 8/5 میلیون تن T.D.N مجاز می‌باشد.

اگر میزان علوفه مورد نیاز یک واحد دامی را در سال 5/276 کیلوگرم T.D.N در نظر گرفته شود، میزان علوفه تولیدی مراتع جوابگوی نیازهای غذایی حدود 37 میلیون واحد دامی برای مدت 7 ماه خواهد بود.

در سال 1383 دفتر فنی مهندسی سازمان جنگلها، نقشه پوشش گیاهی کشور را منتشر نمود که بر اساس مطالعات انجام شده وسعت مراتع کشور را 1/86 میلیون هکتار اعلام و به شرح ذیل تقسیم بندی نمود:

 

نوع مرتع

وسعت

(میلیون هکتار)

معیار طبقه بندی

متراکم

34/6

مراتع دارای تاج پوشش بیش از 50%

نیمه متراکم

69/20

مراتع دارای تاج پوشش 25% تا 50%

کم تراکم

05/56

مراتع دارای تاج پوشش کمتر از 25%

مراتع استانهای شمالی کشور

3

 

جمع

1/86

 

 - اهمیت مراتع:

مراتع از ابعاد مختلف دارای اهمیت می‌باشند که به اختصار موارد فوق اشاره شده اند:

1-    حفظ خاک و جلوگیری از فرسایش

2-    تنظیم گردش آب در طبیعت

3-    حفظ ذخایر ژنتیک گیاهی و جانوری

4-    ایجاد فضای سبز و تلطیف هوا

5-    تامین علوفه مورد نیاز احشام

6-     تامین بخشی از پروتئین مورد نیاز

7-    تولید محصولات دارویی و صنعتی

8-    اکوتوریسم

9-    تامین غذا و مامن وحوش، پرندگان

 

- ارزش اقتصادی مرتع:

براساس مطالعات انجام شده، ارزش هر هکتار مرتع سالانه 232 دلار می‌باشد که ارزش سالانه هر یک از آن خدمات به ازاء هر هکتار به ترتیب ذیل می‌باشد :

-         تنظیم گاز                           7 دلار

-         تنظیم چرخه آب                   3 دلار

-         جلوگیری از فرسایش            27 دلار

-         تشکیل خاک                        1 دلار

-         مهار آلودگی                         87 دلار

-         گرده افشانی                        25 دلار

-         کنترل بیولوژیک                    23 دلار

-         مواد خام (علوفه)                   57 دلار

-         تفریح و تفرج                         2 دلار

          جمع کل                              232  دلار

در ایران ارزش های زیست محیطی بین 4 تا 8 برابر ارزش علوفه می باشد.

 -        ترسیب کربن:

یکی از ارزشهای زیست محیطی مراتع جذب CO2 است. این گاز که جزو گازهای گلخانه ای است باعث گرم شدن هوا و تغییرات اقلیمی می شود و با توجه به اینکه این گازها عمدتاً توسط کشورهای توسعه یافته در محیط زیست آزاد می شوند. لذا بحثها و مجادلات فراوانی درخصوص کنترل و کاهش گازهای گلخانه ای میان کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه وجود دارد.

 به طورکلی، کربن در سه محل جذب می شود که عبارتند از: اقیانوسها، جو و بیوسفر خاکی (شامل پوشش گیاهی و خاک).

درخصوص جذب کربن جنگلهای حاره بیشترین حجم کربن را جذب می کنند که پس از آن جنگلهای مخروطی، جنگلهای معتدله و ساواناهای حاره در رتبه های بعدی قرار دارند. گراسلندهای غیرمشجر نسبت به مناطق جنگلی کربن کمتری جذب می کنند.

میزان جذب کربن در خاک بیشتر از میزان جذب آن در پوشش گیاهی گراسلند می‌باشد. براساس برآوردهای اعلام شده، میزان کربن موجود در پوشش گیاهی گراسلندها حدود 231 میلیارد تن می‌باشد در حالیکه میزان آن در خاک گراسلندها حدود 579 میلیارد تن برآورد شده است. در مقیاس کلی 34% کل کربن کره خاکی را گراسلندها جذب می کنند در حالیکه جنگلها 39% و اکوسیستم های کشاورزی 17% کربن را جذب می کنند.

 

- پراکنش مراتع:

پروژه تحلیل الگویی اکوسیستم های جهانی (PAGE)* که موسسه منابع جهان (WRI)** آن را هدایت می نماید. واژه گراسلند را این گونه تعریف نموده است: "اکوسیستم های خشکی که عمدتاً پوشیده از پوشش گیاهی علوفه ای و بوته ای بوده و در برابر آتش سوزی، چرا، خشکسالی و سرمازدگی مقاومت نموده اند". این تعریف بسیار گسترده بوده و کلیه مناطق دارای پوشش گیاهی با انبوهی از گیاهان غیرچوبی همراه ساوانا، بیشه زار، بوته زار، توندرا و واژه رایج گراسلندها را مشتمل می شود.

با توجه به وسعت بسیار زیاد مراتع، آنها در کلیه مناطق و اقالیم مشاهده می شوند. بررسیهای انجام شده توسط پروژه PAGE پراکنش مراتع در اقالیم مختلف را چنین ارائه نموده است.

 

اقلیم

شاخص خشکی

درصد از وسعت اراضی جهان

درصد وسعت گراسلندها در هر منطقه اقلیمی

سرد

ــ

6/13%

20%

فراخشک

05/0 <

5/7%

2%

خشک

2/0 < - 05/0

1/12%

19%

نیمه خشک

5/0 <- 2/0

7/17%

28%

خشک نیمه مرطوب

65/0 < - 5/0

9/9%

8%

مرطوب

65/0 >

2/39%

23%

 

همانگونه که مشاهده می شود تقریباً 28% مراتع جهان در مناطق نیمه خشک، 23% مناطق مرطوب، 20% مناطق سرد و 19% در مناطق خشک قرار دارند.

 

- وسعت مراتع در کشورهای مختلف براساس پروژه PAGE:

28 کشور بیش از 000ر500 کیلومتر مربع گراسلند دارند و 11 کشور بیش از 1 میلیون کیلومترمربع گراسلند دارند. کشورهایی که بیش از 1 میلیون کیلومتر مربع گراسلند دارند در 6 منطقه جغرافیایی یافت می شوند:

-         در منطقه صحرای آفریقا: 2 کشور - سودان و آنگولا

-         در آسیا: 3 کشور - چین، قزاقستان و مغولستان

-         در آمریکای جنوبی: 2 کشور - برزیل و آرژانتین

-         در آمریکای شمالی: 2 کشور - ایالات متحده آمریکا و کانادا

-         در اروپا: 1 کشور - فدراسیون روسیه

-         در اقیانوسیه: 1 کشور - استرالیا

پنج کشور عمده ای که بیشترین سطح مراتع را دارند عبارتند از: استرالیا، فدارسیون روسیه، چین، ایالات متحده آمریکا و کانادا که هر یک از آنها بیش از 3 میلیون کیلومتر مربع گراسلند دارند.

کشورهایی با بیشترین وسعت مراتع (کیلومتر مربع)

کشور

منطقه

وسعت کل کشور

وسعت مراتع (کیلومترمربع)

استرالیا

اقیانوسیه

7704716

6576417

روسیه

اروپا

16851600

6256518

چین

آسیا

9336856

3919452

ایالات متحده آمریکا

آمریکای شمالی

9453224

3384086

کانادا

آمریکای شمالی

9908913

3167559

قزاقستان

آسیا

2715317

1670581

برزیل

آمریکای جنوبی

8506267

1528305

آرژانتین

آمریکای جنوبی

2781237

1462884

مغولستان

آسیا

1558853

1307746

سودان

نیمه صحرایی آفریقا

2490706

1292163

آنگولا

نیمه صحرایی آفریقا

1252365

1000087

مکزیک

آمریکای مرکزی و کارائیب

1962065

944751

آفریقای جنوبی

نیمه صحرایی آفریقا

1223084

898712

اتیوپی

نیمه صحرایی آفریقا

1132213

824795

جمهوری دموکراتیک کنگو

نیمه صحرایی آفریقا

2336888

807310

ایران

خاورمیانه و شمال آفریقا

1624255[1]

748429

نیجریه

نیمه صحرایی آفریقا

912351

700158

نامیبیا

نیمه صحرایی آفریقا

825606

665697

تانزانیا

نیمه صحرایی آفریقا

945226

658563

موزامبیک

نیمه صحرایی آفریقا

788938

643632

چاد

نیمه صحرایی آفریقا

1167685

632071

مالی

نیمه صحرایی آفریقا

1256296

567140

جمهوری آفریقای مرکزی

نیمه صحرایی آفریقا

621192

554103

سومالی

نیمه صحرایی آفریقا

639004

553963

هندوستان

آسیا

3090846

535441

زامبیا

نیمه صحرایی آفریقا

754676

526843

بوتسوانا

نیمه صحرایی آفریقا

579948

508920

عربستان صعودی

خاورمیانه و شمال آفریقا

1958974

502935

 منبع: محاسبات PAGE براساس 1993 ESRI، 1998 Olson 1994a & b, GLCCD

 

در 28 کشور جهان، مراتع بیش از 60% وسعت آن کشورها را پوشش می دهد که 5 کشوری که بیشترین درصد اراضی را مراتع تشکیل می دهند عبارتند از: بنین، جمهوری آفریقای مرکزی، بوتسوانا، توگو و سومالی که همگی در ناحیه صحرای آفریقا قرار دارند.

علاوه بر آن، مراتع 25 کشور جهان، حداقل 60% وسعت کشور با بیش از 000ر100 کیلومترمربع را پوشش می دهد که عمدتاً در صحرای آفریقا واقع می باشند (آنگولا، بنین، بوتسوانا، بورکینافاسو، آفریقای مرکزی، ساحل عاج، اتیوپی، غنا، گینه، کنیا، ماداگاسکار، موزامبیک، نیجریه، سنگال، سومالی، آفریقای جنوبی، تانزانیا، زامبیا و زیمباوه) و 4 کشور آن آسیایی می‌باشد که عبارتند از مغولستان، قزاقستان، ترکمنستان و افغانستان و 1 کشور از اقیانوسیه (استرالیا) می‌باشد. 6 کشور حداقل 60% گراسلند دارند و بیش از 1 میلیون کیلومترمربع گراسلند دارند که عبارتند از: استرالیا، مغولستان، قزاقستان، آنگولا، آفریقای جنوبی و اتیوپی.

 

کشورهایی با مراتعی بیش از 60% وسعت کشور

بنین

116689

1/93%

جمهوری آفریقای مرکزی

621192

2/89%

بوتسوانا

579948

2/87%

توگو

57386

2/87%

سومالی

639004

7/86%

استرالیا

7704716

4/85%

بورکینافاسو

273320

7/84%

مغولستان

1558853

9/83%

گینه

246104

5/83%

موزامبیک

788938

6/81%

نامیبیا

825606

6/80%

آنگولا

1252365

9/79%

زیمباوه

393052

8/76%

نیجریه

912351

7/76%

گینه بیسائو

34117

9/73%

سنگال

169699

5/73%

آفریقای جنوبی

1223084

5/73%

لسوتو

30533

5/73%

افغانستان

642146

4/73%

اتیوپی

1132213

9/72%

زامبیا

754676

8/69%

تانزانیا

945226

7/69%

ماداگاسکار

594816

4/69%

کنیا

584453

6/68%

غنا

240055

2/64%

ساحل عاج

322693

3/62%

ترکمنستان

471216

1/62%

قزاقستان

2715317

5/61%

منبع: محاسبات PAGE براساس 1993 ESRI، 1998 Olson 1994a & b, GLCCD

پی نوشت:

Total Digestible Nutrition یا T.D.N عبارتست از مجموع مواد غذایی قابل هضم توسط دام

 

Animal Unit عبارتست از AU یا یک میش به وزن 45kg

 

منابع:

-         اجلالی، روزبه، 1383، جزوه درس اقتصاد مرتع - مرکز آموزش منابع‌طبیعی دکتر جوانشیر - آبان ماه

-         اشرقی، چنگیز، 1374، مراتع کشور، اهمیت و نقش اقتصادی و زیست محیطی آن، سابقه مدیریت و مسائل و مشکلات بهره برداری آز آن، 14 ص

-         شورای منابع‌طبیعی، 1380 ، برنامه ملی تعادل دام و مرتع با نگرشی به منابع علوفه کشور، مرداد ماه

-         پایگاه اطلاع رسانی سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور - www.frw.org.ir

-         مقدم، محمد رضا-1377 - مرتع و مرتعداری- انتشارات دانشگاه تهران

-         Grassland Ecosystems, Pilot Analysis of Global Ecosystems (PAGE), WRI, 2000



* - SRM, Society for Rangeland Management

** Heady

* - Pilot Analysis of Global Ecosystems

** - World Resource Institute

[1]  وسعت کشور ایران 1648195 کیلومترمربع می باشد که PAGE اشتباهاٌ رقم مورد اشاره در متن را به عنوان وسعت کشور ایران ملاک عمل قرار داده است.

نویسنده: حسین بدری پور - سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠

باز هم خبر تخریب جنگل های دنا به گوش رسید البته موضوع تازه نیست ولی هر از گاهی به واسطه برخی گزارشات و اظهار نظرها موضوع داغ و داغ تر می شود. اما چرا؟ هر روز یکی از مناطق با ارزش بالای زیست محیطی به واسطه برخی اهمال کاری های دستگاه های دولتی و بعضاَ افراد تخریب می شود و کسی هم پاسخ گو نیست و توپ در میانه ادارات در تبادل است و رسانه های جمعی از هر نوع از جمله نوشتاری و مجازی هم در این خصوص قلم فرسایی می کنند.

در سایت های مختلف که جستجو می نمودم به مطالب مختلفی برخوردم که هر یک از آن ها علی رغم وحدت نظر در مورد تخریب محیط زیست، از دیدگاهی خاص به موضوع نگریسته بودند. ولی نکته جالب این بود که متوجه نشدم ابعاد تخریب چقدر است؟ برای برآورد و اظهار نظر در مورد ابعاد تخریب رویکردهای متفاوتی وجود دارد. ساده ترین شکل آن همانا شمارش تعداد درختان قطع شده و محاسبه خسارت بر اساس ارزش و یا قیمتی است که برای هر اصله درخت قائل هستند.

هر چند اجماعی هم در مورد اعداد و ارقام ارائه شده برای تعداد اصله درخت قطع شده وجود ندارد و برخی تعداد آن ها را کمتر از 3500 اصله و برخی دیگر بیش از 12000 اصله اعلام نموده اند. امیدوارم مسئولین امر که قاعدتاَ اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری است حداقل تعداد واقعی را بر اساس شمارش و نه برآورد اعلام نماید.

نکته بعد و بس مهم تر این که ارزش واقعی درختان محاسبه شده و از مسئولین این تخریب اخذ گردد. اما به دلیل این که این کار امری نسبتا پیچیده است که نیاز به مطالعات فراوان دارد و ما هم حوصله انجام این کارهای طاقت فرسا را نداریم پس بهتر آن که با همان اعداد و ارقام قبلی خسارت برآورد و مبلغ اخذ و به حساب دولت واریز گردد. بدین ترتیب کار همه مسئولین خوب و به دقت و برابر قانون انجام شده و انگشت اتهام به سمت کسی نشانه نخواهد رفت.

اما؟

آیا وظیفه دستگاه های زیست محیطی حفظ محیط زیست است یا ارزش گذاری برای تخریب و صدور مجوز تخریب؟ به نظر می رسد باید در ستاد سازمان های عریض و طویل دولتی متولی محیط زیست یک بازنگری صورت گیرد؟ چرا باید جنگل های با چنین ارزشی به راحتی تخریب شوند و هیچ کس هم پاسخ گو نباشد؟ 

کلام آخر: کاش به جای اخذ مبلغی ناچیز به عنوان خسارت، مجریان طرح های عمرانی و یا متخلفین مجبور به احیا عرصه های مورد تخریب می شدند. در آن صورت  مسئولین به خود اجازه نمی دادند با سخره از پرداخت هزینه های خسارات صحبت کنند. ظاهرا آن گونه که مسئول امور حقوقی شرکت گاز در برنامه بیست و سی مورخ 27 تیر 1390عرض کردند حدود 29 میلیون تومان اداره گاز بابت تخریب موفقیت آمیز این جنگل های باارزش پرداخت کرده است.  

حالا یک نگاهی به یک پروژه جاده سازی در منطقه ای جنگلی که در یکی از کشورهای دیگر انجام شده توجه کنید. راستش نمی دانم کشور توسعه یافته بوده و یا مثل ما در حال توسعه. چون هستند کشورهای در حال توسعه ای که محیط زیست برایشان ارزشمند است و برای آن ارزش هزینه هم پرداخت می کنند نه مثل ما.

 

نویسنده: حسین بدری پور - دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠
The 1th International and The 4th National Congress on Recycling of Organics Wastes in Agriculture 
9 – 10 november 2011 in Isfahan, Iran

  

The scientific committee of CROWA would like to invite professors in the area of agricultural waste management as honored guests and keynote speakers.The keynote speaker will be awarded up to 400 $ for presenting one of the original research papers in English at the keynote speech on one of the main topics of the congress.

These awards are limited to 10 original papers and the scientific committee will select these papers until June, 30th. Furthermore, all accommodation and transportation expenses will be covered.

 

Sincerely Yours,

 

Prof. Hossein Pourmoghadas

Chairman of the Scientific Committee

The 1st International and 4th National Congress

on Recycling of Organic Wastes in Agriculture

9 – 10 November , 2011

Khorasgan Islamic Azad University, Esfahan, Iran.

 


Sponsors:

-Iran Department of Environment

- Ministy of Energy Iran Water Resources  Management Company

- Agriculture–Jahad Organization

- Zobahan  Isfahan

- Islamic Development Organization

- Payam e Noor University

- Isfahan Municipality

 

 

 

 

نویسنده: حسین بدری پور - دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠

 





محورهای همایش

1-فرآیندهای غیر حرارتی در مواد غذایی
 2-روش های کاهش افزودنی های سنتزی در مواد غذایی
3-مدل سازی، شبیه سازی و کنترل در فرآیندهای غذایی
4-ایمنی وکاهش ضایعات محصولات کشاورزی
5- روش های نوین کنترل کیفیت مواد غذایی
6-فن آوری های نوین در بسته بندی مواد غذایی
7- غنی سازی مواد غذایی
8- محصولات کشاورزی ارگانیک
9-روش های تولید و ارزش غذایی محصولات بومی وسنتی
10-نقش رسانه، تبلیغات وفن آوری اطلاعات در توسعه صنعت و ایمنی مواد غذایی

تاریخ های مهم همایش
    آخرین مهلت ارسال مقاله : 20   دی ماه  1390
    اعلام نتایج داوری مقالات : 15   بهمن ماه    1390
    تاریخ برگزاری همایش :  10-9   اسفندماه    1390

 

آدرس پستی

خراسان رضوی- قوچان- کیلومتر 4 جاده قوچان مشهد
مجتمع دانشگاه آزاد اسلامی واحد قوچان
حوزه معاونت پژوهشی - دفتر باشگاه پژوهشگران جوان
دکتر محمد رضا عابدی - مهندس سید موسی تقی زاده
کد شهرستان 0581
  تلفن مستقیم 2201188
فاکس 2241801


 

 آدرس پست الکترونیکی

bpj@iauq.ac.ir

 


 

نویسنده: حسین بدری پور - دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠

حوزه معاونت پژوهشی

 و باشگاه پژوهشگران جوان واحد شهرقدس برگزار می کند

همایش ملی دستاوردهای نوین در زراعت


آخرین مهلت ارسال مقالات   15/7/1390

اعلام نتایج داوری مقالات   21/7/1390

آخرین مهلت پرداخت هزینه های ثبت نام در همایش   1/8/1390

تاریخ برگزاری همایش   25 , 26/8/1390

دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرقدس قصد دارد در جریان همایش، کارگاهی تحت عنوان اندازه گیری آنزیم آنتی اکسیدانت ها و محصولات تخریب غشاء سلولی بر پا نماید. لذا از متقاضیان محترم درخواست می شود جهت کسب اطلاعات از چگونگی ثبت نام به بخش ثبت نام در کارگاه مراجعه نمایند و یا با شماره تلفن 02146896000 داخلی 1067 تماس حاصل فرمایند


عنوان کارگاه: اندازه گیری آنزیم آنتی اکسیدانت ها و محصولات تخریب غشاء سلولی

مدرسان کارگاه: دکتر طاهر محمدیان - دکتر پیام معاونی - دکتر داود حبیبی

زمان برگزاری کارگاه: 25 و 26 آبان 1390

هزینه ثبت نام در کارگاه: هر نفر 000/500/1 ریال

ظرفیت پذیرش: 30 نفر

آنزیم های قابل اندازه گیری: کاتالاز - گایاکل پراکسیداز - مالون دی آلدئید



قابل توجه ثبت نام کنندگان در کارگاه
دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرقدس در پایان کارگاه آموزشی به کلیه شرکت کنندگان گواهی معتبر ارائه خواهد نمود


نویسنده: حسین بدری پور - دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠

به منظور نشان دادن اهمیت شتر و چالش هایی که این حیوان با آن ها مواجه است روز 22 ژوئن سال 2011 مصادف با اول تیر 1390 به عنوان روز جهانی شتر اعلام شده است.

این روز بنا به پیشنهاد آقای Dr. Abdul Raziq kakar رئیس انجمن دانشمندان علوم دامی، دامپزشکان و محیط زیست پاکستان (ُSAVES) چنین نام گذاری شد.

http://www.saves.org.pk/

شتر چیست ؟

شُتُر یا اُشتر را که در زبان پهلوی ushtar می‌گفتند حیوانی است نیرومند و تنومند با توش و توان بالا از خانواده شترسانان؛ نشخوارکننده و با دست و گردنی دراز. بر پشت خود یک یا دو کوهان دارد که ساختارش از پیه و چربی است. در دین اسلام گوشت او حلال است. اما ذبح آن با دیگر جانوران حلال گوشت متفاوت است و آن را نهر میکنند و اگر سر آن را مانند گوسفند قبل از نهر ببرند گوشت آن حلال نیست. شیرش نیز نوشیده می‌شود ولی بیشتر کاربرد بارکشی دارد. پشم و پوستش نیز برای ریسندگی و پارچه‌بافی و کفش‌دوزی کاربرد دارد.
گونه‌های دیگری از شتر نیز در آمریکای جنوبی زندگی می‌کنند، به نام‌های لاما، الپاگا، گوانا که دارای کوهان نیستد.
شتر ویژگی‌های خاصّی دارد که مهم‌ترین آنها تحمّل شرایط سخت صحرا و دماهای گوناگون و به‌ویژه گرمای شدید تابستان و کمبود آب و علوفه است. ترکیب جسمانی شتر با دیگر جانوران اختلاف زیادی دارد، و این اختلاف باعث شده که شتر در طول روزهای سال در صحرا زندگی کند و از بوته‌ها و درختچه‌های گوناگون صحرایی و کویری و حتی از بوته‌های شور و خاردار تغذیه کند. عرب‌‌ها از زمان‌های بسیار دور از شتر استفاده کرده و می‌کنند. آن‌ها به این حیوان اهلی لقب کشتی صحرا سفینة‌الصحراء داده‌اند.
شتر حیوان مفیدی است و کاربردهای فراوانی دارد. این حیوان علاوه بر اینکه وسیله اصلی رفت و آمد ساکنین صحراست، از سویی دیگر می‌تواند غذای آدمی و وسایل مورد نیاز دیگر را به انسان عرضه کند و انسان می‌تواند بوسیله تغذیه با شیرشتر و گوشت شتر، تا هفته‌ها در صحرا زنده بماند. هم چنین می‌توان از چربی کوهان به جای کره استفاده کرد و پشم شتر را در ساختن خیمه ها، پتو، فرش،‌لباس‌های پشمی،‌طناب و ریسمان به کار برد. هم چنین می‌توان از مدفوع خشک شده شتر برای روشن کردن آتش استفاده کرد و پس از کشتار شتر می‌توان از پوست آن برای ساختن کفش و مشک و چیزهای دیگر استفاده کرد. شتر از جانورانی است که با محیط‌های خشک و بی‌آب و علف و صحرا سازگار شده و این سازگاری باعث شده است که به خوبی بتواند آب و هوای گرم و خشک، بی‌آبی و کم‌غذایی را تحمل کند.
کوهان، عضوی قابل توجه در شتر است که فقط از چربی و عضلات تشکیل شده و در آن استخوانی وجود ندارد و شتر درشرایط بی‌غذایی تا چندین روز می‌تواند با اعتماد به وجود این چربی و سوخت و ساز آن زنده بماند.
کف پای شتر حالت مخصوص به خود دارد و از دو بخش تشکیل شده است و کلفت و پهن است و مانع از این می‌شود که پای شتر در شن‌های ریز صحرا فرو رود. چشم‌های شتر دارای مژگان‌های بلندی است که به همراهی پلک ها، چشم‌ها را از طوفان‌های شنی و از تابش شدید آفتاب محافظت می‌کند. منخرین شتر دارای شکاف‌های طولی است که شتر در هنگام تنفس می‌تواند بینی را به خوبی از هم باز کند و بیشترین میزان هوا را وارد ریه‌های خود کند و در هنگام بروز طوفان‌های شنی بینی خود را ببندد. هم چنین شتر دارای فک درازی است که به طور جانبی حرکت می‌کند و می‌تواند عمل جویدن را به خوبی انجام دهد. شتر می‌تواند بیشتر از هر حیوان دیگر بی آبی را تحمل کند ‌و اکنون آشکار شده است که شتر به علت اختلاف زیاد درجه حرارت بدنش می‌تواند آب بدن خود را حفظ نماید. زیرا که از این آب برای خنک کردن بدن استفاده نمی کند. درجه حرارت بدن شتر ثابت نیست و به آهستگی همراه با ارتفاع درجه حرارت محیط بالا میرود و این بدان معنی است که شتر آب بدن خود را از دست نمی دهد تا بدن خود را سرد نگه دارد (که این کار در انسان از طریق عرق کردن صورت می‌گیرد) و در هنگام شب، هنگامی که درجه حرارت محیط پایین می‌رود درجه حرارت بدن شتر نیز کاهش یافته و در هنگام صبح در پایین ترین درجه خواهد بود.
دمای بدن شتر می‌تواند در محدوده 7 درجه فارنهایت بالا و پایین برود در حالی که در انسان فقط در محدوده 1 درجه فارنهایت بالا و پایین می‌رود.
کمتر جانوری چون شتر می‌تواند ادعا کند که این چنین اثر تعیین کننده‌ای در تاریخ بشر داشته است، و اغراق نیست اگر ادعا شود که زندگی بدون وجود او برای انسانهایی که در منطقه بزرگی از جهان یعنی بیایان زندگی می‌کردند، ناممکن بوده است. و احتمالا تمدن هرگز در آفریقای شمالی و آسیای صغیر گسترش نمی‌یافت.
خانواده شترها شامل دو گونه از شترهای کوهاندار که در آفریقا و آسیا به چشم می‌خورند و همچنین شترهای بی کوهان آمریکا می‌شود. شترهای کوهاندار دارای قدرت مافوق تصوری در زمینه مقاومت در مقابل شرایط سخت کویری ، بدون نوشیدن آب برای مدت طولانی هستند. آنها که از بوته‌های خار کویر تغذیه می‌کنند، می‌توانند بدون آب در سفرهای طولانی کویری زنده بمانند. کوهان این شترها سلولهای چربی را انبار کرده و در زمان نبودن غذا از آن به عنوان منبع انرژی استفاده می‌کند.
پاهای پهن شتر کوهاندار از فرو رفتن این حیوان در ماسه‌های نرم جلوگیری می‌کند. ساختمان بدن شتر چمن خوار بی کوهان ٬ فامیل کوچک شتر ، برای زندگی در زمینهای پر از سنگ ، در ارتفاعات بالا تطبیق دارد.

خصوصیات شتر

لب‌های شتر دارای وسعت حرکتی خو بی است و لب بالائی به دو بخش تقسیم شده است و ملاحظه می‌گردد که لب پایینی در شترهای مسن بوضوح آویزان است. در این حیوان نیز، همانند سایر نشخوارکنندگان برروی فک پایینی شتر فقط دندان پیشین وجود دارد و این دندان‌ها در فک بالائی وجود ندارد. دهان شتر همیشه باز است و حیوان صداهائ بلند و آزار دهنده ای از خود در می‌آورد و هنگامی که حیوان چنین صداهائی از خود در می‌آورد اگر به دهان او بنگریم در موخره دهان می‌توانیم توده ای سرخ رنگ را ببینیم که احیاناً تا بخش جلوئی دهان می‌رسد و به نظر می‌رسد که وظیفه این توده مرطوب کردن ناحیه انتهایی حنجره است و در نتیجه کمک می‌کند حیوان در برابر تشنگی مقاومت کند. (این توده با لاخص درهنگام فصل جفتگیری، که شتر نر مست بدون دلیل به دیگران حمله می‌کند، و بیضه‌ها و مثانه و اجزای دیگر بدن را گاز می‌گیرد، در خارج از دهان نیز مشاهده می‌گردد).
شتر در بالای پس سر خود غده ای نرم و مرطوب دارد که وظیفه ترشحی آ‌ن در هنگام مستی شتر است. در حالی که بقیه اجزای بدن کاملا خشک می‌باشد. در ناحیه مفصل پاها، پوست شتر کلفت و خشن می‌گردد که به آن پینه می‌گوییم. این پینه‌ها بیشتر در جاهائی از بدن مشاهده می‌گردد که شتر بر روی آنها می‌نشیند تا باقی بدن خود رااز اصطحکاک با زمین محافظت نماید و هم چنین شتر در ناحیه جناغ سینه نیز پینه بزرگی دارد که شتر را در هنگام نشستن بر روی زمین در حفظ تعادل کمک می‌رساند. کوهان شتر یک توده چربی است که حجم آن بر حسب شتر، سن وی و سلامتی یا بیماری وی تغییر می‌یابد.
پاهای شتر به گونه ای آفریده شده است که حیوان را در هنگام راه رفتن بر روی شن‌های نرم یاری کند، ولی به هر حال این پاها با هر گونه زمینی به جز زمین‌های گل‌آلود مناسبت دارد. اما سم‌های حیوان واضح و آشکار نبوده و در داخل بافت کراتینه کف پا فرار گرفته است. کف پا محکم بوده و دارای ناخن‌های سخت و کوتاهی در مقدمه است و هنگامی که کف پا بر روی زمین گذاشته می‌شود به خوبی منبسط می‌گردد و باعث تثبیت پا بر روی شن‌ها می‌گردد و این در حالی است که شتر با سختی فراوان بر روی زمین‌های گلی و لغزنده راه می‌رود.
دستگاه گوارش شتر همچون سایر نشخوار کنندگان دارای معده چهارگانه است هر چند که هزار لای شتر، رشد وتوسعه چندانی نیافته است. شتر دارای رفتار خاصی است. این حیوان هر چند که حیوانی بردبار و آرام است اما احیاناً وبه صورت ناگهانی مهاجم می‌گردد (به‌ویژه در فصل جفت‌گیری) و به همین جهت بهتر است که در هنگام کار،‌شتران نرو ماده از هم جدا گردند در اوقات دیگر شترها مطیع و آرام هستند. علی رغم اینکه در هنگام گرفتن افسار آنان و یا نهادن بار، از خود صداهای بلند آزار دهنده در می‌آورند خطری نخواهند داشت و معمولاً شتران اخته شده در مقایسه با شتران نر طبیعی آرام‌تر هستند. شتر نسبت به تحمل درد و در قبال بیماریها تا حدودی مقاوم‌تر از سایر دام‌هاست و هیچگونه علایم خستگی و ناراحتی از خود بروز نمی دهند. به همین جهت باید که به دقت آن‌ها را تحت نظر داشت زیرا در هنگام بیماری نیزبدون هیچگونه اظهار ناراحتی هم چنان به کار خود ادامه می‌دهند.

تاریخچه

شتر بیشتر از هفت هزار سال پیش اهلی گردید و از دو هزار سال پیش تاکنون هیچ گونه شتر یک کوهانه وحشی در دنیا دیده نشده است. شتر دو کوهانه تا پیش از ۵۰۰۰ سال پیش اهلی نشده بود و هنوز نوع وحشی آن در صحرای گبی در مغولستان وجود دارد ولی شتر دو کوهانه مانند شتر یک کوهانه در توسعه تمدن در مناطق بیابانی موثر بوده است .
● امتیاز شتر بر دیگر جانوران
به طور کلی شتر نقش عمده‌ای در بازرگانی و حمل کالا ی گرانبها در راههای بیابانی بی آب و آبادانی داشته که در همان مسیر‌ها در حال حاضر شهرهای فراوانی ساخته شده است. شتر در مقایسه با دیگر جانوران ، مانند اسب کاملا استثنایی است. چون نیاز بسیار کمی به آب در مسافتهای طولانی و شرایط سخت بیابان دارد. در ضمن شکل بدن این جانور ، بسیار مناسب برای آب و هوای گرمسیری است. بدن جانور در قسمت بالای کمر باریک است و بنابراین در گرمترین ساعات روز که آفتاب کاملا عمودی می تابد سطح کمی از بدن آن در تماس با پرتو مستقیم خورشید قرار می گیرد.
● اهمیت شتر
سازگاری جانور با محیط زیستش به نحوی است که حفظ تعادل مایع در بدن در هماهنگی کامل با عمل دیگر یاخته‌ها در شرایط سخت خشکی می‌باشد، آنچه نبود آن در دیگر جانوران باعث مرگشان در همان شرایط می‌گردد. کوهان برجسته شتر نیز یکی دیگر از بخش های مهم بدن اوست که در با شرایط محیطی هماهنگی کامل دارد. قبلا تصور می‌شد که کوهان محل اندوختن آب است، در حالی که می‌دانیم اینجا محلی برای اندوختن حدود پنجاه کیلوگرم چربی با دو عمل کرد متفاوت می‌باشد.
یکی به عنوان عایق گرما در پرتو سوزان خورشید و دیگری اندوخته‌ای از انرژی و آب است. زمانی که چربی می‌سوزد، هیدروژن آزاد می‌گردد که با اکسیژن موجود در هوا ترکیب شده و تولید آب می‌نماید، چیزی حدود ۲۱ لیتر آب از ۲۰ کیلوگرم چربی. این فرایند باعث ایجاد گرمای فراوانی می‌گردد، که واکنش طبیعی آن تعریف می‌باشد، ولی نتیجه نهایی آن در بدن شتر ایجاد آب برای رفع تشنگی ، مخصوصا در سفر می‌باشد که این امر بخصوص در شتر به عنوان حیوانی باربر بسیار حائز اهمیت است.
● قدرت شتر
شتر در کاروان بین ۱۷۰ تا ۲۷۰ کیلوگرم بار را با سرعتی معادل ۴ – ۵ کیلومتر در ساعت حمل می‌کند. در کاروان معمولی شتر پنج روز حرکت می‌کند، و پس از آن آب و غذا دریافت می‌کند. هر شتر می‌تواند هفت روز بدون آب و غذا کار کند، در حالی که اگر کار نکند نصف این مدت را می‌تواند تحمل کند .
● فواید دیگر شتر
شتر به غیر از خاصیت باربری عرضه کننده یک رشته تولیدات مهم می‌باشد. شیر آن بسیار چرب و پر از مواد غذایی است. گوشت آن خوراکی و از پوست آن کمربند ، صندلی و لباس تهیه می‌کنند. پشم آن برای تولید فرش و چادر و ار پیخال کاملا خشک آن به عنوان سوخت استفاده می‌گردد. به عبارت دیگر می‌توان گقت کمتر قسمتی از شتر وجود دارد که بی‌مصرف و دور انداختنی باشد و به همین جهت چندان شگفت انگیز نیست که قبایل بادیه نشین تصور می‌کنند که شتر گرانبها ترین دارایی آنهاست.
● گرانترین مورد استفاده شتر
نوع بهتر استفاده یا بهتر بگوییم استفاده نادرست از شتر در حمل مواد مخدر و سایر کالاهای با ارزش مانند سنگهای گرانبها و طلا می‌باشد. این مواد را در کیسه‌های پلاستیکی قرار داده و به حیوان زبان بسته می‌دهند تا بخورد، در صورت عدم وجود آشکارساز با اشعه ایکس در گمرک مربوطه که قادر به تشخیص باشد، این مواد را بعد ار عبور از مرز یه صورت دفع طبیعی و یا با کشتن حیوان ، به دست می‌آورند.

نویسنده: حسین بدری پور - دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠

در سال 2006 فائو گزارشی منتشر کد با عنوان سایه سنگین دام بر محیط زیست. این گزارش 400 صفحه ای با اشاره به اثرات دام بر تغییر اقلیم، تخریب سرزمین، تنوع زیستی، آلودگی آب و تعداد دامی که در جهان وجود دارد، دام را مخرب ترین عامل تخریب محیط زیست دانسته است.

وقتی در سایت های مختلف جستجو می کردم دیدم که کارشناسان تغذیه دام در برخی کشورها از جمله آرژانتین در حال تحقیق در زمینه روش هایی برای کاهش میزان گاز متان خروجی از دستگاه گوارش دام ها می باشند.

اما به تازگی در جلسه ای که در دبیرخانه کنوانسیون مقابله با بیابان زایی در شهر بن آلمان برگزار  شد آقای Allan Savory که کارشناس مرتع است و سال ها تجربه کار در مراتع آفریقا را دارد یک سخنرانی در نقد تاثیر دام بر محیط زیست ارائه داد و انسان و مشخصاً مدیریت وی را عامل تخریب دانست.

 

نویسنده: حسین بدری پور - دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠

به‌منظور کاهش استفاده از بذرهای هیبرید و چینی؛ اولین بانک بذر کشاورزان در ایران راه‌اندازی شد

اولین بانک بذر کشاورزان در ایران به عنوان دومین بانک نمونه در خاورمیانه خردادماه امسال در گرمسار راه‌اندازی ‌شد.
احمد طاهری – مدیر عامل توسعه کشت و صنعت گرمسار اظهار کرد: با راه‌اندازی این بانک بذر از تمرکززدایی جلوگیری و تنوع زیستی و ذخایر ژنتیکی حفظ می‌شود. همچنین ارقام ژن در اختیار کشاورزان قرار می‌گیرد چرا بانک بذر کشور بذرهای بومی که با محیط سازگار باشند را در اختیار کشاورزان قرار نمی‌دهد و این بانک بذر تنها در اختیار محققان قرار می‌گیرد لذا این بانک ژن و بذر از ایکاردا سوریه برای کشاورزان وارد شده است.
طاهری گفت: با این اقدام اصلاح مشارکتی بذر در شرایط محیط اقلیمی و مزرعه کشاورزان صورت می‌گیرد. همچنین ژن‌ها در اختیار کشاورزان قرار می‌گیرند و فریز نمی‌شوند و به روز هستند؛ با توجه به اینکه بذرهای ایستگاه‌های تحقیقاتی با تغییرات آب و هوایی که نیاز مبرم به آب و سموم شیمیایی دارند، اگر از ارقام بومی و ژن‌های محلی خود استفاده کنیم وابستگی‌ها و نهاد محور بودن از بین می‌رود و مزرعه محور می‌شود.
وی اظهار کرد: این بذر‌ها توانایی خاص در شرایط اقلیمی دارند و اگر به سوی یکنواختی بذر‌ها پیش رویم ممکن است امنیت غذایی کشور به مخاطره بیفتد در حالی که اگر ارقام بومی و ژنتیک‌های سازگار با محیط داشته باشیم توانایی بزرگی در کشاورزی خواهیم داشت.
طاهری با اشاره به این‌که بذرهای مورد استفاده کشاورزان بیشتر بذرهای هیبرید است، گفت: بذر هیبرید تنها یک سال بارور بوده و نیازمند مصرف سموم و کود شیمیایی زیادی است.


واردات بذر خیار هیبرید و خربزه مشهدی چینی!
وی با اشاره به این‌که ایران بزرگ‌ترین واردکننده بذر خیار هیبرید در جهان است، گفت: ‌ در حالی که ژنتیک‌های محلی خیار اصفهانی را داریم. همچنین امروزه خربزه مشهدی چینی وجود دارد؛ بدین معنا که هر ساله کیلویی ۷۰ هزار تومان بذر این محصول فقط برای یک سال خریداری می‌شود و چون توانایی تکثیر زیادی در سال اول دارد مورد استقبال کشاورزان قرار می‌گیرد اما هیچ بذری از خود تولید نمی‌کند و نیاز بسیار مبرم به آب، سموم و کودهای شیمیایی دارد. لذا بذر‌ها بومی در حال خارج شدن است که با تشکیل بانک ژن در اختیار کشاورزان از ورود بذرهای غیر بومی و هیبرید جلوگیری می‌شود.
طاهری اظهار کرد: براساس فرایندی که در ایستگاه‌های تحقیقاتی داریم ۱۲ سال طول می‌کشد که بذر در اختیار کشاورزان قرار بگیرد که با تشکیل بانک بذر کشاورزان بذر سازگار با مزارع کشاورزان تامین می‌شود.
وی خاطرنشان کرد: هرچه ارقام و بذرهای مصرفی در بخش کشاورزی به روز باشد با شرایط اقلیمی سازگار خواهد بود و وابستگی اقتصادی کشورمان را می‌کاهد.
منبع: ایسنا

نویسنده: حسین بدری پور - دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠

با توجه به خسارات شدید آتش‏سوزی در عرصه‏های منابع طبیعی در سال‏های گذشته و ضرورت توجه بیشتر به این موضوع و روش‏های نوین مدیریت و مبارزه با بحران آتش‏سوزی در عرصه‏های منابع طبیعی و همچنین بهره‏گیری از تجربیات و یافته‏های علمی و پژوهشی اساتید مراکز دانشگاهی، پژوهشگران، مدیران و صاحب نظران، نخستین همایش بین‏المللی آتش‏سوزی در عرصه‏های منابع طبیعی در تاریخ 4 تا 6 آبان ماه 1390 در استان گلستان (گرگان) برگزار می‏گردد.

محورهای همایش:

  • ·        تغییرات اقلیم و آتش‏سوزی
  • ·        مدیریت و مبارزه با آتش‏سوزی
  • ·        تاثیر آتش‏سوزی بر محیط زیست
  • ·         احیای عرصه‏ها بعد از آتش‏سوزی
  • ·        رفتارشناسی و اکولوژی آتش‏سوزی
  • ·        کاربرد فناوری نوین در آتش‏سوزی
  • ·        مسایل اقتصادی و اجتماعی در آتش‏سوزی
  •  .       ساختار تشکیلاتی در مدیریت بحران آتش‏سوزی

برگزار کنندگان همایش:

  • سازمان حفاظت محیط زیست کشور
  • سازمان مدیریت بحران کشور
  • سازمان جنگل‏ها، مراتع و آبخیزداری کشور
  • استانداری استان گلستان
  • بنیاد نخبگان استان گلستان
  • دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان (دانشکده علوم جنگل)
  • سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی
  • بسیج اساتید و مهندسین استان

    سایت همایش:    WWW.Fireconf.Golestan.gov.ir

    پست الکترونیک:  Fireconf@golestan.gov.ir

    تلفکس دبیرخانه:  2260098- 0171 

    نشانی دبیرخانه همایش:

    استان گلستان- گرگان- خیابان دکتر بهشتی- جنب اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گلستان –
    بنیاد ملی نخبگان استان گلستان- کد پستی 85799-49166

 

نویسنده: حسین بدری پور - سه‌شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٠

 

متاسفانه با خبر شدم مهندس یاسر انصاری کجوری مدیر پایگاه خبری سبزپرس بر اثر ایست قلبی در 32 سالگی دار فانی را وداع گفت! آری چه سخت و باور نکردنی اما گریزی نیست جز وداع و طلب مغفرت برای آن سفر کرده

انصاری یکی از فعال ترین چهره های فعال محیط زیست در چند سال اخیر بود و تا آخرین روز از عمر کوتاهش، فعالیت های خود را در جهت حفظ محیط زیست ادامه داد.  

این ضایعه را به همسرش سرکار خانم «مژگان جمشیدی»، خانواده آن مرحوم و همچنین خانواده بزرگ فعالان محیط زیست ایران تسلیت می گوید.

نویسنده: حسین بدری پور - سه‌شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٠
خبر کوتاه بود : ” با کمال تاسف اطلاع یافتیم که آقای دکتر محمد مصدق سحرگاه امروز پنج شنبه در ساعت 5/4 بامداد 14/12/1345 در سن 87 سالگی در اتاق شماره 62 بیمارستان نجمیه تهران زندگی را بدرود گفت. “
خبری بسیار کوتاه برای مردی بزرگ!!!
سالنامه سازمان اطلاعات انگلیس در سال 1995 درباره اش منتشر کرد: خسارتی که وی به انگلستان وارد کرد از خسارتی که هیتلر در جنگ دوم جهانی به انگلستان وارد کرد بیش تر بود، معترف هستیم که  انگلستان در برابر مصدق شکستی بی سابقه را متحمل شد.
اولین نفر که با لایحه کاپیتولاسیون در ایران مخالفت کرد.
اولین ایرانی فارق التحصیل در دکتری حقوق.
امتیاز حق شیلات و کشتیرانی در دریای خزر را از شوروی باز پس گرفت.
شخصا در دادگاه لاهه برای احیای حقوق ملت خویش فریاد کشید.
جمال عبدالناصر (رهبر بزرگ و فقید ناسیونالیست عربی-اسلامی مصر) به گفته خویش او را الگوی خود قرار داد و کانال سوئز را برای مصر ملی کرد.
سفیر شوروی در ایران رسما اعلام کرد که دولتش در برابر وی به زانو افتاد.
اولین نفر که با استفاده از علوم روز در دانشگاه به بررسی علمی حقوق اسلامی شیعه پرداخت.
اولین نفر که حقوق شرعی زنان را به طور علمی در دانشگاه مطرح ساخت.
ابرمرد تاریخ ایران، با جان بر کف بودن خویش در راه وطن اجازه نداد که تا سال 1992 امتیاز نفت ایران در انحصار بیگانه باشد.
مجاهدت های کسی که خود را وقف سرزمین و مردم و دین خویش کرد، یگانه طراح بزرگ ملی شدن صنعت نفت ایران، جاوید یاد دکتر محمد مصدق به همین جا ختم نشد، وی خود را وقف ملیت ایرانی و دیانت اسلامی ساخت و لحظه به لحظه افتخار آفرید.
 بخشی از بیانات بزرگوار:
من ایرانی و مسلمانم و بر علیه هرچه ایرانیت و اسلامیت را تهدید کند تا زنده هستم مبارزه می کنم “.
تنها گناه من و گناه بسیار بزرگ من این است که صنعت نفت ایران را ملی کردم و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیم ترین امپراطوری جهان را از این مملکت برچیدم“.
حیات من و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سر فرازی میلیون ها ایرانی و نسل های متوالی این ملت کوچک ترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آمد هیچ تاسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده ام. عمر من و شما و هر کس چند صباحی دیر نخواهد پائید.
*برای درمان سرطان بینی با وجود اصرار فرزندش که پزشک بود و دوستدارانش راضی به سفر به خارج برای درمان نشد و گفت پزشکان ما قادرند همه کاری را برای درمانم انجام دهند.
 
اما خاطره ای شنیدنی از وی:
 زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود ، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت . در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود ، دکتر مصدق رفت و به نمایندگی هیات ایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست .
 قبل از شروع جلسه ، یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای نماینده هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست ، اما پیرمرد توجهی نکرد و روی همان صندلی نشست ..
 جلسه داشت شروع می شد و نماینده هیات انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خویش بنشیند ، اما پیرمرد اصلاً نگاهش هم نمی کرد.
جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماینده انگلستان نشسته اید، جای شما آن جاست.
کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد و بیخ پیدا میکرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت:
شما فکر می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی نماینده هیات انگلیس کدام است؟ 
نه جناب رییس، خوب می دانیم جایمان کدام است… اما علت اینکه چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستم به خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای دیگران نشستن یعنی چه ؟
 او اضافه کرد که سال های سال است دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست و ایران سرزمین آبا و اجدادی ماست نه سرزمین آنان ...
سکوتی عمیق فضای دادگاه را احاطه کرده بود و دکتر مصدق بعد از پایان سخنانش کمی سکوت کرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خویش قرار گرفت..
با همین ابتکار و حرکت، عجیب بود که تا انتهای نشست، فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفته بود و در نهایت نیز انگلستان محکوم شد.

روح مرحوم مصدق شاد

 

نویسنده: حسین بدری پور - دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠

موسسه بین المللی محیط زیست و توسعه (IIED)  یکی از موسسات بین المللی فعال در زمینه محیط زیست و توسعه پایدار می باشد که در انگلستان مستقر می باشد.

این موسسه در زمینه های تغییر اقلیم، مدیریت و حکمرانی سرزمین، مناطق مسکونی، منابع طبیعی و بازار های پایدار فعالیت دارد.

به تازگی این موسسه به دلیل اهمیت و تاثیری که مدیریت پایدار سرزمین بر کنترل و یا به تعبیری سازگاری با تغییر اقلیم دارد، ویدیویی تهیه کرده است با عنوان

Sustainable Land Management Technologies for Climate Change Adaptation in Africa"

  برای دریافت و مشاهده آن به آدرس ذیل مراجعه نمائید:

http://www.iied.org/climate-change/key-issues/drylands/sustainable-land-management-technologies

نویسنده: حسین بدری پور - دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠

کنوانسیون مقابله با بیابان زایی و تقلیل اثرات خشکسالی برای این که بتواند اقدامات کشورها را پایش نماید و ارزیابی ای داشته باشد از روند مثبت یا احیاناً منفی اقدامات کشورها، نمی توانست به گزارشات مرسوم کشورها تکیه کند لذا مجبور به تدوین ابزاری برای پایش کشورها شد. اما طبیعی است که انجام چنین کاری در سطح جهان با وجود تنوع جغرافیایی، اقلیمی، اقتصادی، اجتماعی و ... امر فوق العاده دشواری است لذا در مجموع به این جمع بندی رسیدند که از میان انبوه شاخص های موجود، روی یک سری به عنوان شاخص های حداقلی به اجماع رسیده و همان ها را ملاک عمل قرار دهند که نهایتاً موارد ذیل در نشست هشتم اعضاء متعاهد کنوانسیون فوق (COP 8)  Hآن ها قطعی شدند.

این شاخص ها در راستای 3 هدف استراتژیک کنوانسیون فوق برای برنامه ده ساله اش تدوین شدند که اهداف فوق عبارتند از:

هدف استراتژیک (1)

بهبود شرایط زندگی مردم تحت تاثیر بیابانزائی

هدف استراتژیک (2)

بهبود شرایط اکوسیستمهای تخریب یافته

هدف استراتژیک (3)

ایجاد منفعت جهانی از طریق اجرای موثر (UNCCD)

 

سری حداقلی شاخصهای موثر    ( Minimum set of Impact Indicator ): سری فوق متشکل از 11 شاخص می باشد که در مجموع دید خوبی از وضعیت و روند اقدامات کشورها ارائه می دهد. این شاخص ها عبارتند از:

1- سرانه آب قابل دسترس

2- جمعیت با درآمد بالای خط فقر

3- مصرف سرانه کالری و تغذیه کودکان
4- توسعه انسانی HDI
5- سطح تخریب اراضی
6- تنوع گیاهی و جانوری
7- خشکسالی
8- ترسیب کربن
9- تغییر کاربری
10- پوشش زمین
11- سطح تحت پوشش مدیریت پایدار سرزمین SLM

 

 

نویسنده: حسین بدری پور - دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠

میزان فرسایش خاک در ایران براساس برآورد سازمان خواروبار کشاورزی جهانی تا سال 1358 سالانه حدود 1 میلیارد تن بوده است. امروزه این مقدار از مرز 3 میلیارد تن در سال گذشته است. سالیانه در حدود 400000 هکتار زمین زراعی از دست ما خارج می شود این در حالی است که برای تشکیل خاک حداقل 800 سال وقت لازم است. رسوب گذاری پشت سدها سالانه به رقمی حدود 100 میلیون تن بالغ می گردد. اگر اینگونه پیش برویم سالیانه حدود 7/4 میلیارد تن خاک حاصلخیز را از دست خواهیم داد(جدول شماره 1).

جدول شماره 1- آمار رسوبات برجای مانده ناشی از رسوبات حوزه ای پشت سدها

ارقام: به میلیون

ردیف

نام سد

مدت زمان بهره‌برداری (سال)

رسوبات سالانه (تن)

جمع کل رسوبات تاکنون (تن)

حجم مفید اولیه (مترمکعب)

حجم مفید فعلی (مترمکعب)

1

سفید رود

20

40

800

1650

850

2

زاینده رود

11

7

77

1260

1183

3

وشمگیر

11

3

33

70

37

4

لتیان

14

1

14

85

71

5

کرج (امیرکبیر)

20

7/0

14

195

181

6

دز

19

19

361

2480

2119

7

شهید عباسپور

2

20

40

1500

1060

ماخذ: موسسه بررسی آزمایشگاهی منابع آب وزارت نیرو، سال 1361

 به عنوان نمونه، سد سفیدرود که عمر مفید صد ساله برایش پیش بینی کردند تا 30 سال تقلیل پیدا کرده است. یعنی سالیانه سدی با گنجایش 100 میلیون مترمکعب را از دست می دهیم که خود این مقدار ذخیره آب تامین کننده 10 هزارهکتار زراعت آبی در سال است. آمار نشان می دهد (جدول شماره 1) که حجم ورودی رسوبات وارده به پشت سدهای مخزنی کشور در هر ثانیه 2/3 تن است که به دنبال آن از حجمی که باید 3 مترمکعب آب را ذخیره کند، کاسته خواهد شد. در اینجا لازم است ابتدا نظری به خصوصیات سد سفیدرود داشته باشیم.

1-    تاریخ شروع سال 1336 و تاریخ اتمام سال 1340 با عمر مفید یکصد سال

2-    هزینه سد برابر با 4500 میلیون ریال و هزینه احداث شبکه آبیاری برابر با 3600 میلیون ریال

3-    گنجایش مفید 1200 میلیون مترمکعب

4-    امکان توسعه سطح زیرکشت 110000 هکتار و بهبود سطح زیر کشت تا 130000 هکتار

5-    تولید برق سالانه برابر با 420 میلیون کیلووات

با توجه به یکصد سال عمر مفید پیش بینی شده لازم است این سد تا سال 1440 قابل استفاده بوده، هم از 420 میلیون کیلووات برق تولیدی سالیانه آن و هم از ذخیره آبی آن برای توسعه و بهبود 240000 هکتار سطح زیرکشت در هر سال استفاده گردد.

حال به سرآمدن عمر مفید این سد و مرگ زودرس آن در سن 30 سالگی، یعنی 70 سال محروم شدن از مزایای پیش بینی شده فوق الذکر و همچنین چشم پوشی از چنین سرمایه عظیم ملی، باید توجه داشته باشیم که در سال 1340 که مبلغ 8100 میلیون ریال برای احداث این سد و شبکه های آبیاری زیر آن هزینه شده است، در آن زمان هر سکه طلا تنها 600 ریال قیمت داشته است. بنابراین، هزینه احداث این سد معادل سیزده میلیون و پانصد هزار عدد سکه طلا بوده است. حال شما خود بگوئید که امروزه هر یک سکه طلا در بازار چه قیمتی دارد و قیمت کل این تعداد سکه چقدر است؟ اگر برای سادگی عملیات، قیمت هر سکه را حداقل 400هزارتومان در نظر بگیریم، آنگاه متوجه خواهیم شد که این سرمایه ملی بلا استفاده مانده به ارزش تقریبی 5400 میلیارد تومان می‌باشد.

(چرا سحر شده ایم و چرا این ارقام نجومی ما را تکان نمی دهد، علت را نمی دانم و این خود فاجعه است!)

بررسیهای به عمل آمده حاکی از آن است که ایران از نظر فرسایش خاکی بالاترین مقدار فرسایش در هکتار را در جهان دارا می‌باشد. برآورد فرسایش خاک در سال 1370، 6/1 میلیارد تن بوده، حال با توجه به اینکه خاکهای تلف شده از مزارع حاصلخیز از مراتع و جنگلهای دایر بوده و از خاکهای زرخیز می‌باشد و اگر خاکهای تلف شده مرغوب تر از کودهای حیوانی هم نباشد حداقل هم ارزش و هم قیمت آنان است. به فرض اینکه قیمت هر تن از خاکهای تلف شده فقط مبلغ 150 هزارتومان باشد، قیمت خاک تلف شده سالیانه رقمی در حدود 375000 میلیارد تومان خواهد شد. همچنین بر اساس آمارهای ارائه شده ارتباط خطی بین تعداد سیلهای مهم، فرسایش خاک و از بین رفتن پوشش گیاهی وجود دارد. به طوریکه در جدول شماره (2) میزان فرسایش خاک و تعداد سیلابهای مهم اتفاق افتاده در دهه های مختلف کشور نشان داده شده است. حال آن که میزان بارندگی در این دو دهه تفاوت معنی داری با هم نداشته است، به طوری که خسارت وارده توسط سیل فقط در سال 1365 در 6 استان کشور 102495 میلیون ریال بوده است. به طورکلی می توان گفت که هر چه پوشش گیاهی خاک افزایش یابد میزان رسوب تولیدی و خسارت ناشی از سیل نیز کم خواهد شد، به نحوی که میزان رسوب با میزان پوشش گیاهی نسبت عکس دارد. با توجه به مطالب فوق اگر پوشش گیاهی مراتع کشور وضعیت مناسبی پیدا نماید قادر خواهد بود این خسارتها را به حداقل تقلیل دهد و قابل توجه است که سرمایه گذاری در احیاء و اصلاح مراتع تا چه حدی می تواند بازدارنده خسارت وارده گردد و بازده سرمایه گذاری های انجام شده در این راستا را مطمئن نماید. به نحوی که در جدول شماره 3) رابطه پوشش گیاهی و فرسایش خاک را نشان می دهد.

 جدول شماره 2- میزان فرسایش خاک و تعداد سیلاب های مهم اتفاق افتاده در دهه های مختلف کشور

دهه

 میزان فرسایش خاک *

(میلیارد تن)

تعداد سیلاب ها

(مورد)

30

-

195

40

-

233

50

1

431

60

3/1

906

70

6/1

1937

80

3

-

90

5/4

-

* شدت فرسایش 15-20 هکتار/تن (سال 1991 UNDP)

** ماخذ: معاونت آبخیزداری


جدول شماره 3- رابطه پوشش گیاهی و فرسایش خاک

درصد پوشش گیاهی

وضعیت مرتع

میزان رسوب تولیدی

T/Km2 * year

25-0

ضعیف

1110

50-25

متوسط

100

75-50

خوب

10

100-75

عالی

-

ماخذ: مجموعه مقالات اولین سمینار ملی مرتع و مرتعداری در ایران(بررسی های به عمل آمده در مراتع کوهستانی واقع در ایالت یوتای آمریکا)

 

نقش پوشش گیاهی در ارزش ذخیره سازی و تولید آب:

علیرغم آنکه میانگین بارندگیهای کشور حدود یک سوم میانگین بارندگی جهان است اما از همین مقدار اندک نیز استفاده مطلوبی بعمل نمی آید که با توجه به آخرین آمار ارائه شده توسط وزارت نیرو بیلان آب کشور 400 میلیارد مترمکعب می‌باشد که فقط 140 میلیارد مترمکعب قابل استحصال است و در حال حاضر 95 میلیارد مترمکعب آن استحصال شده که 5/26 درصد آن یعنی 25 میلیارد مترمکعب در سدهای مخزنی ذخیره می شود و مابقی به صورت هرزآب و تبخیر از دسترس خارج می شود. مراتع بزرگ ترین بستر تولید آب در کشور را تشکیل می دهند، پوشش گیاهی مناسب قادر است هرزآب ها را کاهش داده و به جای به حرکت درآوردن سیل ضمن نفوذ آب در لایه های زمین آب زلال را به سدها هدایت نماید و منابع آب زیرزمینی را تقویت نماید. تنها راه ممکن برای استفاده بهینه از منابع آب، احیاء و توسعه پوشش گیاهی است. طبق برآوردهای انجام شده تنها جنگل های شمال سالیانه قادرند تا بیش از 3 میلیارد مترمکعب آب را ذخیره سازند که این حجم آب بیش از سه برابر ظرفیت فعلی سد سفیدرود است.

بنابراین هرگونه عملیات احیایی، وضعیت پوشش گیاهی متوسط تا فقیر به وضعیت متوسط تا خوب در مراتع می تواند از کل میزان بارندگی سالانه بر سطح مراتع و جنگلها حجمی معادل 50 میلیارد مترمکعب را ذخیره نماید. متوسط بارندگی 250 میلیمتر و سطح جنگلها و مراتع کشور حدود 100 میلیون هکتار و میزان نفوذپذیری 20 درصد بارندگی محاسبه شده است که اگر ارزش هر مترمکعب آب براساس محاسبات وزارت نیرو بر مبنای قیمت استحصال و فروش پای سدها حداقل 50 ریال منظور گردد. ارزش اقتصادی ذخیره سالانه آب توسط جنگل ها و مراتع حداقل 250 میلیارد تومان می‌باشد. علاوه بر ارزش مذکور انجام عملیات اصلاحی و احیائی این نفوذپذیری روان آب را از 73 درصد به 14 درصد کاهش می دهد که در حقیقت اثرات تخریبی سیل ها به 59 درصد کاهش و زمان تمرکز به 22 درصد افزایش می یابد.

نویسنده: حسین بدری پور - دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠

در ستایش زنی که پروانه بود و 738 روز در زمین زندگی نکرد!

او متولد 18 فوریه 1974 است. پروانه، نامی است که از 30 سال پیش، زمانی که جولیا لورن هیل یک دختربچه شش ساله بود، برای خود انتخاب کرده است. در آن روز، وقتی که جولیا همراه خانواده خویش مشغول پیاده روی و گشت و گذار در طبیعت بودند، ناگهان یک پروانه روی انگشتانش نشست و در تمام مدت روز از آنجا تکان نخورد.

این حادثه کوچک، اما به قدری برای آن دختربچه شش ساله شگفت آور و پر رمز و راز بود که سبب گردید از آن پس، مسیر زندگیش را تغییر داده و به یک سلحشور و فعال محیط زیستی بدل شود. کاری که بعد از سه دهه هنوز دارد انجام می دهد و نه تنها سبب شده تا بسیاری از مردم دنیا او و خدماتش را دنبال کرده و ارج نهند، بلکه آن پروانه کوچک را هم برای همیشه در تاریخ محیط زیست جهان، جاودان ساخت.

 27 آذر مصادف است با سالگرد روزی که یازده سال پیش در 18 دسامبر 1999، پروانه توانست سرانجام طبیعت ستیزان آمریکایی را که قصد داشتند تا رویشگاه بلندترین و تنومندترین درخت دنیا، موسوم به سرخ چوب غول پیکر را در جنگل هومبولت ایالت کالیفرنیا نابود کنند، از تصمیم خود بازداشته و تضمین دهند که هرگز به این درختان زیبا و یگانه آسیبی نخواهد رساند.
   
می دانید چگونه پروانه موفق به چنین کاری شد؟
   
او 738 روز را در بالای یکی از همان درخت ها – که اینک به آن لونا می گویند، سپری کرد!

 باورتان می شود؟ یک دختر 25 ساله از 10 دسامبر 1997 تا 18 دسامبر 1999 را  در ارتفاع 55 متری از زمین و بر روی یک درخت زندگی کرد و تا تضمین نگرفت، از آن درخت پایین نیامد تا به همه ثابت کند، او پیامبر خود را یافته است و می داند که رسالتش در این دنیا چیست؟

 

گفتنی آن که خانم هیل، اینک به عنوان یک فعال محیط زیستی شناخته شده در جهان، اقدام های بازدارنده خود را فقط محدود به داخل آمریکا نکرده و برای نجات طبیعت کره زمین، فعالیت های خویش را همچنان ادامه داده و گسترش می دهد که می توانید برای آگاهی از جزییات این برنامه ها و فعالیت ها، به ویژه اثرگذاری اش بر روی رهبران برخی از کشورهای آمریکای لاتین به صفحه مربوط به اودر ویکی پدیا مراجعه کنید.
   
خب، همه چیز را گفتم، جز پاسخ به پرسشی که در پیشانی این یادداشت هنوز می درخشد!

 

فرض کنیم در وطن عزیز ما، در ایران هم یک پروانه بود! دختری که دلش می خواست برای جلوگیری از قطع درختان در جنگل لویزان یا باغ گیاه شناسی نوشهر، برای مخالفت با احداث جاده ابر؛ برای اعتراض به نحوه مهار آتش در گلستان و زاگرس؛ برای جلوگیری از قطع درختان دنا به بهانه عبور لوله گاز؛ برای مخالفت با احداث سد پانزده خرداد، سیوند و ...؛ برای دفاع از حق زیستن حیوانات؛ برای نجات دریاچه ارومیه و نخلستان های اروندکنارو رویشگاه مانگرو در نایبند و دریاچه بختگان و ... کاری کند!...
  

 

 

نویسنده: حسین بدری پور - یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠

 

دیشب (18 تیرماه 1390) بعد از سریال پربیننده "نابرده رنج" شبکه تلویزیون را عوض کردم و دیدم آقای دکتر سلاجقه رئیس سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور در برنامه نگاه 1 شبکه اول حضور دارد.

افسوس خوردم که جرا از اول برنامه، این مصاحبه و گفتگو را ندیده ام. اما کوتاه زمانی نگذشته بود که گفتم کاش اصلاَ شبکه را عوض نکرده بودم و کمتر انرژی گران بها را صرف تماشای این برنامه می کردم، وقت مصروفه هم که اصلاَ ارزشی ندارد، آن هم از نوع آخر وقتش.

اما چرا افسوس؟ واقعاَ برای من جای تاسف دارد که رئیس سازمان علیرغم گذشت قریب 11 ماه از تکیه زدن بر مسند مدیریت سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور هنوز از نامی دیگر برای این سازمان استفاده می کند و آن هم "سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری"   

 

نویسنده: حسین بدری پور - یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠

آقای احمدی نژاد طی یک هفته اخیر در دو نشست که اولی در استان سیستان و بلوچستان و دیگری در مورخه ۱۸ تیر در چهاردهمین اجلاس سازمان نظام مهندسی کشور بود بر تخصیص 1000 مترمربع زمین به هر خانوار ایرانی برای ایجاد باغ شهر تاکید ورزید. وی خاطر نشان کرد که: "می توان با این اهرم، شیوه شهرسازی در کشور را عوض کرد و  تا حدود ۱۰ درصد زمین واگذار شده را زیر ساختمان برده و الباقی آن را به باغ تبدیل کند."

اما باغ شهر چیست؟ 

بحث باغ شهر و شهرک‌های اقماری اولین بار توسط ابنز هاوارد، شهرساز انگلیسی، حدود یک قرن پیش به نام گاردن سیتی (Garden City) یا باغ شهر همراه با طرح شهرک‌های اقماری مطرح شده است. در کشورهایی مثل انگلیس که فضای سبز بیشتری وجود دارد شاید اجرای آن برای شرایط زمانی و مکانی آنجا تجویز شده باشد تا در قالب آن بتوانند جمعیت انبوه شهرهای بزرگ را به آنجا سر ریز کنند و از این طریق کمکی باشد که جمعیت کلان شهرها تخلیه گردد. این طرح در لندن موفقیتی نداشت و تنها 4 درصد از مردم شهر از این امکانات استفاده نمودند . در ساخت باغ شهر به جای افزایش تراکم در ارتفاع به سمت افزایش ساخت در سطح خواهیم رفت. در اردیبهشت 87 معاون امور مسکن و ساختمان وزارت مسکن هدف اصلی وزارت مسکن، اهداف  اجرای طرح باغ‌ شهر را صرفا حفظ فضای سبز موجود در اطراف شهرها و توسعه آنها دانست.

 باغ شهری که مد نظر ریاست محترم جمهور و هیات وزیران می باشد به نحوی در اذهان ایشان متبادر گردیده که می تواند سرریز جمعیت تهران را به حاشیه تهران سوق داد. طرحی که گفته می شود نتایج مطالعات شورای عالی مسکن  بوده اما به نظر و بنا به دلائل فراوان اجرای این طرح  ناثواب بوده و شاید ضربات جبران ناپذیری به موجودیت منابع طبیعی و محیط زیست کشور وارد آورد.
میانگین نزولات جوی کشور حدود 242 میلی متر در سال است و به طور متوسط هر چهار سال یکبار خشکسالی کشور را تهدید می کند. به بیانی دقیق تر هر 2.5 سال یک بار خشکسالی داریم که شدت های آن با هم فرق می کند. خشکسالی هم خاص مناطقی با ویژگی اقلیمی معین نمی باشد و در هر اقلیمی روی می دهد. هستند برخی نواحی کشور که از خشکسالی های مدید رنج می برند. آمدیم و طرح اجرا شد و تسهیلاتی هم برای ساخت و ساز و ... فراهم شد. به محض بروز خشکسالی کارهای بیولوژیک یعنی درختان غرس شده و باغچه کشت شده از هر نوعی که باشد خشک شده و طبعاً شاهد عرصه ای عاری از پوشش خواهیم بود که می تواند منشاء گرد و غبار گردد. برای این نوع گرد و غبار چه باید کرد؟

در فرهنگ ما آبادانی از آب گرفته شده است. هر جا آب هست حیات هست و برعکس. حال خشکسالی آمد آیا فرد یا خانواده ای را خواهید یافت که خانه خود در شهر را رها کند و برای خوش نشینی به باغ شهری که آباد نیست برود؟  

یکی از مسائلی که باعث می شود مردم ترجیح دهند در کلان شهرها زندگی کنند اشتغال است یعنی مردم هر جا که شب را بگذرانند صبح دم باید رو به سوی کلان شهر محل کار خود حرکت کنند. سوال این جاست آیا وزارت مربوطه تضمین می نماید که راه هایی به غایت کافی ایجاد نماید که اگر باغ شهر نشین ها قصد رسیدن به محل کار خود را داشتند  در ترافیک طولانی گرفتار نیایند؟

با اجرایی شدن این طرح و تخصیص عرصه ای 1000 مترمربعی به هر خانوار ایرانی اولاً اقشار ضعیف جامعه که عمده کارکنان شریف دولت نیز جزو آن می باشند، اولین فروشندگان عرصه می باشند و لذا این طرح از اهداف خود که همانا کمک به اقشار ضعیف می باشد دور می شود.

آزموده را آزمودن هم خطاست در استان فارس همین طرح اجرا شده است آیا بازخورد خوبی داشته است و یا راهکارهایی برای رفع معایب آن اندیشیده شده است که حالا می خواهیم در سطح کشور طرح را اجرا نمائیم.

قطعاً عرصه هایی که برای باغ شهر اختصاص خواهد یافت جزو عرصه های مرتعی کشور می باشند. فارغ از این که هم اینک مراتع فشاری بیش از دو برابر ظرفیت چرایی را تحمل می نمایند فشار 5.7 برابری ظرفیت تحمل جمعیت انسانی را هم تحمل می نمایند و واگذاری قطعات 1000 متری به 20 میلیون خانوار و احتساب راه های مواصلاتی و امکانات و زیرساخت های لازمه حیات مردم شهر نشین و .... وسعت این عرصه سر به فلک می زند و شاهد دامدارانی به مراتب فقیرتر و ضعیف تر خواهیم بود. امید است که اگر طرح می خواهد اجرا شود حقوق بهره برداران فعلی به خوبی تادیه شود.

 

 

نویسنده: حسین بدری پور - شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠

وزیر جهاد کشاورزی: توسعه ای که با نابودی منابع طبیعی همراه باشد استمرار نخواهد داشت

دکتر صادق خلیلیان در گردهمایی مدیران منابع طبیعی و سازمان امور اراضی کشور که در مجتمع آموزشی دکتر جوانشیر کرج برگزارشد اعلام کرد: توسعه ای که با نابودی منابع طبیعی همراه باشد استمرار نخواهد داشت. 

به گزارش خبرنگار اعزامی پیام طبیعت به استان البرز، وزیر جهاد کشاورزی گفت : راهبرد ما در برنامه پنجم توسعه این است تولیدات کشاورزی را از لحاظ کمی و کیفی ارتقا دهیم و میزان تولیدات آن را سالانه به 150 میلیون تن برسانیم .
خلیلیان میزان تولید محصولات کشاورزی  در سال گذشته را 107میلیون تن و سال ماقبل آن  را 97 میلیون تن اعلام کرد.

  دیدگاه افراطی است که می گوید به منابع طبیعی دست نزنید
وی با بیان اینکه سیاست وزارت جهاد کشاورزی دستیابی به امنیت غذایی با تکیه بر حفظ منابع آب وخاک کشور است اظهار داشت: متاسفانه امروز دیدگاهی افراطی درجامعه حاکم است که اعتقاد دارد دور منابع طبیعی را باید محصور کرد و هیچ کس نباید به منابع طبیعی دست بزند این در حالی است که خداوند این منابع را آفریده که انسان ها به طور اصولی و منطقی ازآن استفاده نمایند و  دیدگاهی خارج از این نمی تواند با سیاست های وزارت جهاد کشاورزی همگام باشد.
صادق خلیلیان در ادامه  مدیریت یکپارچه و جامع آبخیزداری  را ضامن توسعه امنیت غذایی  و رهایی کشور از فقر خواند و جهت دستیابی به اهداف بلند مدت  خواستاراستمرار اعمال مدیریت در حوزه های آبخیزشد.

نمی توانیم راه نسازیم و مردم در عذاب باشند
وی تصریح کرد: شکی نیست که برخی طرح های عمرانی نظیر سد سازی  و راه سازی ممکن است به منابع طبیعی آسیب برساند و ما نمی توانیم بگوییم راه نزنید و مردم در عذاب باشند، ما باید مسیر را باز کنیم  برای حل مشکلات مردم اما باید طوری کارها را جلو ببریم که کمترین خسارات را شاهد باشیم.

با مردم همگام باشیم

وزیر جهاد کشاورزی  ادامه داد: طرح های عمرانی که به منابع طبیعی آسیب برسانند باید متناسب با خساراتی که وارد ساختند جبران نمایند. ارزش گذاری منابع طبیعی که دنبال آن هستیم این نیست که اعداد و ارقام ردیف کنیم، در طول پنج دهه اخیر قوانین مختلفی در منابع طبیعی حاکم شده است ، این قوانین باید تجزیه و تحلیل شود و نقاط ضعف و قوت آن استخراج شود، هیچ گونه حفاظتی از منابع طبیعی صورت نمی گیرد مگر اینکه با مردم همگام باشیم زیرا مردم بهترین حافظان منابع طبیعی هستند.

دولت و مجلس به دنبال حل مشکلات مردم هستند

وزیر جهاد کشاورزی همچنین اظهارکرد: دریک جا کسی زمین را آباد می کند، چندین سال زحمت می کشد، به گونه ای با او برخورد می کنیم که از کرده خودش پشیمان شود و درجایی دیگر زمین لم یزرع را می خواهیم به او بدهیم تا با هزار زحمت وام بگیرد و آن را اباد کند.
دکتر خلیلیان افزود: برخورد با متصرفین و قلع و قمع کنندگان زمین با مردمی که زمین را آباد می کنند کاملاً فرق دارد، هم دولت و هم مجلس دنبال حل مشکلات مردم هستند و جایی هم با خلاء قانونی  روبه رو شویم باید سریع راه حل داده شود.

قانون افزایش بهره وری فصل الخطاب خواهد بود.
وی خطاب به روسای سازمان جنگل ها و سازمان امور اراضی کشور گفت: قانون افزایش بهره وری کشاورزی و منابع طبیعی  الان در مجلس در حال بررسی و نهایی شدن است اگر مشکلی به لحاظ خلاء قانونی وجود دارد نسبت به اصلاح و رفع قانونی آن اقدام شود که پس از اعلام آن دیگر این قانون فصل الخطاب خواهد بود.

 برای حفاظت از منابع طبیعی به دنبال راه اندازی گردان نیستیم
 مسئول اول وزارت جهاد کشاورزی ضرورت تغییر نگرش در حفاظت از منابع طبیعی را کاری اساسی خواند و یادآور شد برای حفاظت از منابع طبیعی به دنبال این نیستیم گردان راه اندازی کنیم و برخوردهای قهری داشته باشیم زیرا  بهترین حافظان منابع طبیعی مردم هستند و پیشنهاد می کنم هرتیپ، گردان و لشکری که می خواهید تشکیل دهید نیرو های آن را از مردم درست کنید زیرا غیر از این باشد سخت در اشتباهیم و سرمایه خود را هدر داده ایم.

با زمین خواران برخورد ؛ با مردم همراهی
دکتر صادق خلیلیان در خاتمه، هم به مدبران منابع طبیعی و هم به مدیران سازمان امور اراضی تاکید کرد در ساماندهی اراضی کشاورزی و منابع طبیعی به هیچ وجه توصیه پذیر نباشید ودر یک کلام با زمین خواران برخورد قاطع و با مردم همراهی و کمک.

اما نکاتی در مورد اظهارات جناب آقای وزیر که لازم است پاسخ هایی برای آن یافت:

1-   جناب آقای وزیر اعلام کردند تولید محصولات کشاورزی در سال گذشته 107 میلیون تن و سال ماقبل آن 97 میلیون تن بوده است و بناست در برنامه پنجم به 150 میلیون تن برسد. ایشان کاش اشاره می نمودند که آیا بناست سطح کشت افزایش یابد و یا عملکرد؟ تصور نمی شود امکان توسعه گسترده کشت در کشور وجود داشته باشد زیرا بیش از این اراضی کشور مستعد زراعت وجود ندارد ضمن این که آب هم کفاف بیش از میزان فعلی را نمی دهد. در خصوص عملکرد هم آیا از نظر ریاضی، امکان افزایش 50% تولید در طی 5 سال یعنی سالانه 10% وجود دارد؟ تهدیداتی وجود دارند که کشاورزی کشور با آن ها دست به گریبان است. آیا آن ها مدنظر قرار گرفته شده اند. خشکسالی یکی از این تهدیدات است که به طور متوسط هر 4 سال یکبار کشور را تحت تاثیر قرار می دهد. بحث تغییر اقلیم هم معضلی است که منابع آبی یعنی موتور تولید کشاورزی را دست خوش تغییرات می کند. سیاست های کلان دولت هم نقش اساسی در روند تولیدات کشاورزی و الگوی کاشت دارد که امید است در برنامه های وزارت جهادکشاورزی دیده شده باشند.

2-   شاید بهتر باشد به جای بیان تناژ تولید از ارزش مالی سخن به میان آورد. در مناطق خشک که آب محدود کننده ترین عامل برای کشاورزی می باشد باید به جای تولید در واحد سطح از تولید به ازاء واحد آب سخن گفت. چندی است صحبت از آب مجازی می شود که بیانگر حجم آب مصرفی برای تولید واحد وزنی یک محصول کشاورزی است. در این جا باید بررسی شود که از حجم معینی آب، چه مقدار محصولی بدست آید و از تولید کدامیک باید حمایت کرد. محصولی که ارزش مالی کمتری دارد یا محصولی که ارزش مالی بیش تری دارد؟ البته مقوله محصولات استراتژیک هم بحثی است که در کلان باید نگاهی اساسی به آن داشت.

3-   جناب آقای وزیر از دیدگاه افراطی عدم بهره برداری از منابع طبیعی انتقاد کردند. در این جا لازم می داند اشاره کند که این دیدگاه اصلاً در سطح سازمان وجود ندارد و توسعه کشور و اجرای پروژه های عمرانی مد نظر مسئولین سازمان هم بوده است. اما آن چه کمتر مد نظر قرار گرفته است، بی توجهی به بهره برداران بومی و تضییع حقوق عرفی بهره برداران محلی است که آن گونه که باید و شاید در ازاء تضییع حقوق بهره برداری خود، ما به ازاء دریافت نمی نمایند. عرصه های منابع طبیعی، در بسیاری از موارد برای بهره برداران هم حیات است و هم حیاط. یعنی هم از عرصه به عنوان محل سکونت و هم منبع تامین معاش استفاده می نمایند که هنگام تادیه حقوق مابه ازاء این مساله لحاظ نمی گردد.

4-   هنگام اجرای طرح های عمرانی، خسارات وارده به منابع طبیعی به درستی برآورد نمی شود و کاش به جای برآورد ارزش مالی هزینه تخریب و واریز آن به حساب دولت، مجری طرح عمرانی موکلف به احیاء عرصه تخریب شده می شد. در کشورهای توسعه یافته مانند استرالیا چنین شیوه ای مرسوم می باشد و بدین منظور روش ها و دستورالعمل هایی برای پایش روند احیاء عرصه مخروبه تدوین نموده شده اند. در این زمینه می توان به روش Landscape Function Analysis یا LFA اشاره نمود.

5-   ایشان مدیریت یکپارچه و جامع را ضامن توسعه امنیت غذایی  و رهایی کشور از فقر خوانده و جهت دستیابی به اهداف بلند مدت  خواستار استمرار اعمال مدیریت در حوزه های آبخیز شد. اولاً بیش از 5 سال است که در سازمان مقوله مدیریت جامع و یکپارچه مطرح می باشد و هنوز مشخص نشده است جامعیت در چه سطحی مدنظر مسئولین می باشد. آیا منظور از جامعیت با هم کار کردن یا  هم زمان کار کردن است یا شیوه دیگری مدنظر است. سطح جامع نگری چیست؟ بین دفاتر سازمان به طور مثال جنگل، مرتع، آبخیزداری و ... یا در سطح وزارت جهاد کشاورزی یا کل دستگاه های کشور. کدام یک از این شیوه ها ما را به پایداری کشاورزی می رساند؟

امید است که با تعیین دورنمای مناسب و تدوین استراتژی و برنامه های منطقی و علمی به اهداف مورد نظر برسیم.   

نویسنده: حسین بدری پور - شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠

ژورنال بین المللی پایداری کشاورزی International Journal of Agricultural Sustainability در شماره نوامبر 2010 ( International Journal of Agricultural Sustainability, Volume 8, Number 4, 2010 , pp. 219-236(18)) خود که مقاله ای منتشر کرد که در آن 55 کارشناس زبده سوالاتی را مطرح نمودند که آینده کشاورزی جهان در گرو پاسخ به آن هاست. در بین این 55 نفر نام آقای دکتر پرویز کوه افکن معاون آّب و خاک فائو هم به چشم می خورد.

این سوالات در 4 بخش دسته بندی شده اند که عبارتند از:

1- نهاده های منابع طبیعی

2- شیوه های زراعی

3- توسعه کشاورزی

4- بازار و مصرف کالاهای کشاورزی

توصیه می کنم دوستان این مقاله را مطالعه کنند. سوالات با دیدی انتقادی به وضع موجود و چالش های پیش رو مباحث را پیگیری نموده اند. در اینجا سوالات را به همان زبان انگلیسی ارائه نموده ام.

Section 1: Natural resource inputs

Climate, watersheds, water resources and aquatic ecosystems

1. What are the predicted critical impacts of climate change (e.g. changes in temperature, wind speed, humidity and water availability, storm intensity, crop water requirements, snowmelt and seasonal runoff, pests, waterlogging, agroecosystem shifts, human migration) on agricultural yields, cropping practices, crop disease spread, disease resistance and irrigation development?

2. What would be the global cost of capping agricultural water withdrawals if environmental reserves were to be maintained?

3. What is the effect of increased rainwater harvesting on local hydrological fluxes, and how do local changes combine and alter water resource availability at larger geographic scales?

4. How can aquaculture and open water farming be developed so that impacts on wild fish stocks and coastal and aquatic habitats are minimized?

5. What approaches (operational, agronomic, genetic, supplemental irrigation schemes, fertility management, winter rainfall storage) can be developed to increase water use efficiency in agriculture and what is the cost-effectiveness of these approaches?

6. What combinations of forestry, agroforestry, grass cover, water-collecting systems and storage facilities, drought-resistant crops and water-saving technology are needed in arid and semi-arid areas to increase food production, and to what extent can they become cost-effective?

7. How can the allocation of water be optimized between irrigated agriculture and environmental functions, and what innovative policies and technologies can minimize trade-offs between irrigation and healthy functions of natural ecosystems?

Soil nutrition, erosion and use of fertilizer

8. What benefits can sustainable soil management deliver for both agricultural production and delivery of other ecosystem services?

9. What are the best uses of organic amendments by subsistence farmers in cropping systems to improve soil nutrients and water-holding capacities and thereby assist in restoring agroecosystems?

10. What are the most practical and economic methods for managing soil fertility in paddy soils and upland production systems in the tropics?

11. What guidelines can be established for poor small-scale farmers to ensure that nitrogen fertilization is managed in a way that results in net accretion of soil organic carbon rather than net mineralization?

12. How can salinization be prevented and remedied?

13. How can native soil organisms be exploited to maximize food productivity and minimize environmental impacts?

14. What are the world’s mobilizable stocks and reserves of phosphate, and are they sufficient to support adequate levels of food production globally for the next century?

Biodiversity, ecosystem services and conservation

15. What is the relationship between productivity and biodiversity (and/or other  ecosystem services) and how does this vary between agricultural systems and as a function of the spatial scale at which land is devoted mostly to food production?

16. How should the options of intensification, extensification, habitat restoration or the status quo be chosen and how can we best combine measures of economic, environmental and social benefit to make the choice?

17. What are the environmental consequences of drought-resistant crops in different locations?

18. What are the consequences for biodiversity conservation and delivery of other ecosystem services if crop and livestock management is driven by the objectives of greenhouse gas emission reduction?

19. In intensive production systems, are agrienvironment measures best deployed to buffer protected areas and areas of pristine or seminatural habitat, or to ‘soften the matrix’ between patches of these habitats?

20. Where would natural habitat restoration provide the greatest food and environmental benefits to society?

21. What type and specific combinations of improved technologies, farming practices, institutions and policies will result in the maintenance of ecosystem services, including soil fertility, in agricultural systems undergoing intensification in developing countries, in particular in sub- Saharan Africa?

22. Can payments for ecosystem services (e.g. carbon sequestration, green water credits, biodiversity enrichment) lead to adoption of recommended land-use and management practices by resource-poor farmers in developing countries?

Energy, climate change and resilience

23. What are the best options for agriculture increasing food production while simultaneously reducing its contribution to greenhouse gas emissions?

24. What will be the risk of mass migration arising from adverse climate change, and how will this impact on agricultural systems?

25. Given the high current direct and indirect energy inputs into agriculture, how can food production be made carbon neutral to allow emission targets to be met over the next 40 years?

26. How would different market mechanisms of payment for greenhouse gas reduction and carbon storage in agriculture affect farming and how could these best be implemented?

27. How can competing demands on land for production of food and energy best be balanced to ensure the provision of ecosystem services while maintaining adequate yields and prices?

28. How can the resilience of agricultural systems be improved to both gradual climate change and increased climatic variability and extremes?

29. What is the appropriate mix of intensification and extensification required to deliver increased production, greenhouse gas reduction and increased ecosystem services?

30. How can crop breeding, new technologies, the use of traditional crops and improved agronomic practice be balanced to increase food production and enhance resilience to future climate change?

31. How can the transition from a hydrocarbon-based economy to a carbohydrate-based economy best be made using biorefineries to process agricultural products to provide high-value products, biomaterials, energy and soil improvers, in addition to the food products currently produced?

32. How can long-term carbon sinks best be created on farms (e.g. by soil management practices, perennial crops, trees, ponds, biochar)?

33. How can the inclusion of agriculture in carbon markets provide significant benefits for farmers?

 

Section 2: Agronomic practice

Crop production systems and technologies

34. What are the benefits and risks of embracing the different types of agricultural biotechnology (environmental impacts; sensitivity/resistance to environmental stressors such as heat, drought, salinity; dependence on/independence from inputs; risks of accelerated resistance; food safety, human health and nutrition; economic, social and cultural impacts)?

35. What are the advantages and disadvantages of organic production systems in terms of biodiversity, ecosystem services, yield and human health, particularly in resource-poor developing countries?

36. What practical measures are needed to lower the ideological barriers between organic and GM, and thus fully exploit the combined potential of both GM crops and organic modes of production in order to achieve agroecological management practices compatible with the sustainable intensification of food production?

37. What is the long-term capacity of fossil fuels and nitrogen, phosphorus and potassium fertilizer stocks to support intensive production systems globally?

38. How can food production systems that reduce dependence on externally derived nitrogen, phosphorus and potassium resources be designed?

39. How can we develop agreed metrics to monitor progress towards sustainability in different agricultural systems that are appropriate for, and acceptable to, different agroecological, social, economic and political contexts?

40. What part can reclamation, restoration and rehabilitation of degraded land play in increasing global food production?

41. What are the best integrated cropping and mixed system options (including fallow rotations and other indigenous cropping systems for cereals, tubers and other staples, agroforestry, croplivestock and crop-aquaculture systems) for different agroecological and socioeconomic situations, taking account of climate and market risk, farm household assets and farmers’ circumstances?

Crop genetic improvement

42. What are the gains in resource use efficiency that could be achieved by crop genetic improvement for resistance to abiotic and biotic stresses?

43. What improvements to crop varieties can be made to ensure that emissions of greenhouse gases from agriculture and horticulture are significantly reduced?

44. What is the comparative effectiveness of different genetic approaches to the development of crops with tolerance of abiotic stresses such as frost, heat, drought, waterlogging, acid infertility and salinity?

45. What is the efficiency of different ways to genetically improve the nutrient-use efficiency of crops and simultaneously increase yield?

46. What impact can crop genetic improvement have on levels of micronutrients available to humans, livestock and fish?

Pest and disease management

47. What evidence exists to indicate that climate change will change pest and disease incidence?

48. How can insecticide application in agriculture be modified to lessen the evolution of pesticide resistance in mosquitoes and other major vectors of human disease?

49. How can landscape-level interventions help pest management and which approaches are the most economically and socially sustainable?

50. How can perennial-based farming systems include cover crops as a pest management method and what are the economic and noneconomic costs and benefits?

51. How can intensive livestock systems be designed to minimize the spread of infectious diseases among animals and the risk of the emergence of new diseases infecting humans?

52. How can increasing both crop and non-crop biodiversity help in pest and disease management?

Livestock

53. How can middle and small-scale animal production be made suitable for developing

countries in terms of environmental impact, economic return and human food supply and what should be the key government policies to ensure that a balance between the two is implemented?

54. What are the priority efficiency targets for livestock production systems (e.g. the appropriate mix of activities in different systems, the optimal numbers and types of animals) that would enable these systems to meet the demand for livestock products in an environmentally sound, economically sustainable and socially responsible way?

55. What are the effective and efficient policies and other interventions to reduce the demand for animal products in societies with high consumption levels and how will they affect global trade in livestock products and the competitiveness of smallholder livestock production systems in poor countries?

56. In addition to livestock production, how can inland and coastal fish farming contribute to a more sustainable mode of animal protein production in developing countries?

57. What are the best means to encourage the economic growth of regional livestock markets, while limiting the effects of global climate change, and what can industrialized countries do to improve the carbon footprint of its livestock sector?

58. What are the environmental impacts of different kinds of livestock-rearing and aquaculture systems?

Section 3: Agricultural development

Social capital, gender and extension

59. As agriculture is highly knowledge intensive and institutionally determined, what is the effectiveness of different novel extension strategies and how best can they be set up to facilitate institutional change and technical innovation with the aim of ensuring that the widest number of farmers are reached and engaged?

60. How much can agricultural education, extension, farmer mobilization and empowerment be achieved by the new opportunities afforded by mobile phone and web-based technologies?

61. Which models and mechanisms for private sector funding or co-financing of extension advisory systems have most successfully reached farmers otherwise excluded from public sector extension services?

62. What are the most effective approaches for retaining women in research and extension systems and ensuring that they are fully involved in the design of research and extension systems to meet both gender-specific and wider needs?

63. What are the best social learning and multistakeholder models (e.g. farmers field schools) to bring together farmers, researchers, advisors, commercial enterprises, policy makers and other key actors to develop better technologies and institutions, for a more equitable, sustainable and innovative agriculture?

Development and livelihoods

64. What is the impact of agricultural subsidies in Organisation for Economic Co-operation and Development countries on the welfare of farmers in developing countries?

65. What systematic approaches can be used to identify and adapt technical options for increasing land and water productivity of rainfed crop and livestock systems so that they contribute to poverty reduction in different agroecological and socioeconomic situations?

66. What are the society-wide trade-offs among efficiency, social equity and environmental outcomes for agricultural development in societies with large rural and smallholder populations?

67. What are the best options to improve the sustainable intensification of agriculture?

68. How can the transition from today’s smallholderbased agriculture to sustainable agricultural intensification occur in ways that maintain livelihoods for smallholder farmers?

69. What are the long-term impacts of international donors and aid enterprises on target beneficiaries in terms of food security, environmental sustainability, local economies and social inclusion?

70. How can interdisciplinary frameworks integrating scientific innovation and multi-stakeholder perspectives be designed and effectively applied to farming systems within developing countries?

71. Under what environmental and institutional conditions will increasing agrobiodiversity at farm and landscape scales result in increased livelihood opportunities and income?

72. Who will be farming in 2050, and what will be their land relationships (farm ownership, rental or management)?

Governance, economic investment, power and policy making

73. What will be the consequences to low-income countries of the increased political roles of countries with growing economic and purchasing power (e.g.Brazil,China,India,Indonesia) in global food systems?

74. What is the effectiveness of various aid delivery models for multi- and bilateral donors for increasing the well-being and productivity of smallholder farmers in poorer developing countries?

75. Under what circumstances do investments in smallholder agriculture compared with larger and more mechanized farms achieve the greatest societal and environmental good?

76. What are the consequences of different mixes of public to private investment in irrigation infrastructure?

77. What are the consequences of different choices of investments in the resilience of agricultural systems to address the multifaceted adverse effects of climate change?

78. What steps need to be taken to encourage young people to study agricultural science?

Section 4: Markets and consumption

Food supply chains

79. Howmight a unified sustainable food standard be developed and implemented across trading blocs, such as European Union or North American Free Trade Agreement, to serve environmental, health (nutrition), food quality and social values, and how could this be effectively communicated to shape food purchasing behaviour?

80. Where is food waste greatest in food chains in industrialized and developing countries and what measures can be taken significantly to reduce these levels of food waste?

81. What is the best way to make food chains more resilient to exogenous trends (e.g. the upward price of hydrocarbons) and shocks (e.g. disruption to air freight)?

82. What is the potential contribution of localized food production to the overall sustainability of food systems?

83. How might appropriate limits be established on national per capita levels of meat consumption, while recognizing projected demographic and economic growth, given the aggregate impact of global livestock numbers particularly in relation to feed requirements and waste streams?

84. What are the best indicators that could be used to define agricultural sustainability thresholds (e.g. soil condition, biodiversity, nutrient cycling, energy use, key biological processes such as pollination) and how might these be communicated through the food chain?

85. What are the best institutional mechanisms to manage food stocks, storage, distribution and entitlement systems to ensure continued and sustainable supplies of food?

86. How can we expand the range and commercial development of food plants (given calorie dependence on the seven key crops of wheat, rice, maize, potatoes, soya, sugar cane and sugar beet) in order to enhance resilience in food chains while retaining genetic diversity in crops and their wild relatives?

87. How much land in agricultural regions should be left as natural habitats to provide ecosystem services and mitigate climate change threats?

Prices, markets and trade

88. What priority investments are needed to develop effective input and output markets in the poorest developing countries (especially sub-SaharanAfrica)?

89. As energy prices rise, how can agriculture increase its efficiency and use fewer inputs and fertilizers to become economically sustainable and environmentally sensitive, yet still feed a growing population?

90. What mechanisms can be devised to buffer against growing market volatility and subsequent risk for farmers and under which conditions do different mechanisms work best?

91. How can market-based food supply systems be developed that offer economically sustainable levels of financial reward to all participants in the food chain (i.e. farmers, processors and retailers) while simultaneously providing safe, nutritious, natural resource-stewarding and affordable food to consumers?

92. What mechanisms will provide incentives for further investment in sustainable, high-yielding agriculture that also maintains ecosystem services?

93. What mechanisms for institutional capacity can be used to create an efficient and equitable global marketing system so that food is produced in an economic and ecologically efficient manner and traded appropriately to achieve food security?

94. How can national food security policies be designed to be more compatible with worldwide open market food policies while securing the interests of local farmers and equitable access to food?

Consumption patterns and health

95. How will predicted changes in meat consumption across different countries affect demand for the range of agricultural produce?

96. What information is most useful to consumers wishing to make informed decisions about the environmental and social impacts of their food choices and can intervention methods be developed that encourage and provide incentives to all consumers to eat healthy diets?

97. Under which conditions can governmental health policy successfully affect consumers’ diets by promoting good food as preventative medicine?

98. What programmes (or combinations) are most effective in promoting broad-based access to healthy food across different socioeconomic groups?

99. How effective are experiential learning programmes (e.g. garden-based learning, wilderness therapy, forest schools, outdoor learning) in promoting child nutrition, healthy child development, and prevention of obesity and diabetes?

100. What is the effectiveness of different systems aimed at enabling informed consumer choice to directly reward farmers and thereby encouraging the spread of positive environmental attributes in food production (e.g. direct distribution networks organized by farmers, labelling schemes on food, information on farm websites)?

نویسنده: حسین بدری پور - چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠

یکی از مولفه های مدیریت پروژه، پایش می باشد که متاسفانه در پروژه های منابع طبیعی مغفول مانده و تنها به نظارت بسنده شده است که آن هم به شکل نیم بند اجرا می شود و دلایل بسیار معقولی هم برای ناکارآمد بودن آن وجود دارد. البته این دلایل، نمی تواند دلیلی برای عدم انجام صحیح پروژه ها باشد به هر حال، اعتباری از بودجه ملی هزینه می شود و باید متناسب با آن، کار قابل عرضه ارائه شود.

در آرمانی ترین حالت نیروهای منابع طبیعی به محل اجارای پروژه ها سرکشی و بر اساس دستورالعملی از پیش تعیین شده نمره دهی می شود و خداحافظ.

اما در پایش وضع کاملاً فرق می کند پایش بخشی از اجرای پروژه است که مستلزم سرکشی منظم و ارائه نقطه نظرات ناظر به مدیر پروژه می باشد و به تعبیری نوعی هشدار اولیه یا سریع می باشد که جلوی هر گونه انحراف از اهداف را می گیرد.

امروز ایمیلی دریافت کردم که حاوی گزارشی از سازمان خوارو بار و کشاورزی ملل متحد (FAO) با عنوان Framework for assessing and monitoring forest governance که معادل فارسی آن می شود" چارچوب ارزیابی و پایش مدیریت جنگل". البته واژه  governanceفراتر از واژه مدیریت می باشد و مضمونی معادل " گرداندن" دارد.

به هر حال گزارش، روی تارنمای بخش جنگل فائو موجود می باشد و می توان از آنجا دریافت نمود.اساس و شالوده این گزارش روی شکل فوق بنا شده است.

که در سه بخش می توان خلاصه نمود:

1- چارچوبهای حقوقی و نهادی مرتبط و تاثیر گذار بر جنگل،

2- فرآیندهای تصمیم سازی و تصمیم گیری،

3- اجرا.

این گزارش در 36 صفحه تهیه شده است و کلیه فرآیندهایی که باید مدنظر قرار گیرند برای تعیین این که جنگل درست اداره می شود را شامل می شود.

نویسنده: حسین بدری پور - چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠

به جز عده ای از مدیران کشور سایر مردم از مقوله سدسازی به نیکی یاد نمی کنند. ولی با این حال روند سد سازی با شتابی فزاینده به پیش می رود به طوری که بعد از چین یا ترکیه مقام دوم را در سدسازی کسب نموده ایم. راستی کسی می داند چرا به این مقام مترقی نائل آمده ایم؟

دنیا به این نتیجه رسیده که سد سازی اثرات مخربی به دنبال دارد. ظاهرا آن طور که در کتاب زیستن در محیط زیست ترجمه دکتر مجید مخدوم نوشته شده است پس از ساخت سد بزرگ آسوان - در مصر بوده که سد سازان متوجه شده اند که سدهای ساخته شده ممکن است اثرات زیان باری برای محیط زیست داشته باشند. 

علی ایحال برخی از تبعات ساخت سدها به این قرار است:

1- دشت های حاصلخیز پائین دست سدها به اراضی خشک و بایر تبدل شده اند. برای مثال ساخت سد کرج که منجر به بی آبی و کم آبی دشت شهریار شده است.

2- درآمد خانوارهای وابسته به اراضی پائین دست سدها به شدت افت پیدا کرده است.

3- برخی آثار و ابنیه تاریخی زیر آب رفته اند یا در معرض تخریب قرار گرفته اند.

4- میزان تبخیر هم افزایش یافته، در صورتی که اگر این سدها نبودند، آب بیشتری به ذخائر زیرزمینی نفوذ می کرد.

5- شائبه وجود سد روحیه اسراف و افزایش مصرف آب را تقویت کرده.

6- پیکره های آبی کشور از ساخت سدها آسیب جبران ناپذیری دیده اند که حادترین و داغ ترینش همان دریاچه ارومیه است که نقل محافل هر مجلس غیر کارشناسی هم شده است.

7- دهانه ها و رودخانه های کشور و اکوسیستم های غنی وابسته به آنها و نیز گونه های نادر و بومی در اثر سدسازی خشکیده اند و یا نسل آنها منقرض شده است.

اما حالا به هر شکل سد ساخته شد. آیا این سدها به اندازه عمر مفیدشان حیات دارند یا خیر؟ نمی دانم دعا کنم زودتر عمر مفیدشان تمام شود یا عمر بلندی برای آن ها آرزو کنم ؟ اما نگهداری بالادست سدها هم امری است که در ید قدرت و اختیار مسئولین سدسازی نیست و وزارت جهادکشاورزی و مشخصاَ سازمان جنگلها مسئول آن است. نمی دانم راستش ظریفی می گفت که "سدسازها دعا می کنند سدها زودتر پر شوند".تا سدی بالای سد قبلی احداث کنند.

برای مردم آب ندارد برای سدسازها که نان دارد.

سه چهار سال پیش به بهانه خشکسالی، جامعه مهندسان مشاور ایران یک همایش یک روزه ترتیب داده بود برای بررسی وضعیت خشکسالی و راه کارهای مدیریت آن. از ما هم دعوت شده بود و حضور داشتیم. طبیعتاَ سد و سدسازی هم یک طرف قضیه مدیریت خشکسالی است. مسئول انجمن سدسازان هم آقای دکتری بود و یک ارائه ای از سد و سدسازی و عضویتش در کمیته اجرایی سدهای بزرگ دنیا ارائه داد و بعد یک سری بحث ها شروع شد که هیچ یک از طرفین کوتاه هم نیامد و خلاصه با مداخله برگزار کنندگان بحث خاتمه یافت.

یک نکته ای یکی از عزیزان سدساز در یک جلسه دیگری که به دعوت یک سری NGO ها به مناسبت روز تالاب ها ( اسفند 1388) برگزار شده بود عرض کرد که برام جالب بود. ایشان گفت روز اول که شرکتمان را می خواستیم راه بیندازیم با خودمان عهد کردیم که ابنیه ای که وجهه خوبی ندارد، نسازیم مثل زندان. اما ایشان نمی دانست که سدهایی که می سازند ممکن است بلایی سر مردم بیاورد که گذرشان به همان ابنیه بیفتد. 

نویسنده: حسین بدری پور - چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠

حتماَ علاقمندان به مسائل زیست محیطی مطلعند از هشدارهایی که از وضعیت اسف بار و وخیم دریاچه ارومیه توسط کارشناسان محیط زیست کشور در مورد خشک شدن دریاچه ارومیه ارائه شده استد. سایت ها را که دور می زدم، دیدم نوشته اند احتمال بارش 10 میلیارد تن نمک بر سر مردم منطقه آذربایجان.

نمی دانم چطور این رقم محاسبه شده است. شاید بر اساس غلظت شوری و حجم دریاچه محاسبه شده باشد. اما هر عددی که باشد باید دید آیا ساخت سد به بهانه توسعه (؟) لازم است یا حفاظت از حیات و سلامت حدود 6 میلیون مردم ساکن در اطراف دریاچه. و در وحله دوم پهنه وسیع تری از کشور.

تازه فقط مردم تحت تاثیر این بلیه نوظهور نخواهند بود اراضی زراعی و منابع طبیعی هم تحت تاثیر قرار خواهند گرفت. نمی دانم این 37 سدی که روی رودخانه های ورودی دریاچه زده شده است برای چه سطحی از اراضی کشاورزی آب تامین می نماید یا چند مگاوات برق تولید می کند یا آب برای مصارف خانگی و صنعتی تامین می کند.

اما این در علم محیط زیست که وظیفه اش بررسی روابط بین اجزا مختلف اکوسیستم و ایجاد توازن بین اجزا مختلف می باشد، جایی برای بالا و پائین کردن این اعداد و ارقام و مقایسه ها وجود دارد که به نسبت هزینه - فایده مشهور است.انشائ الله که همه محاسبات درست بوده است!!

اما اخیراَ صدای سازمان محیط زیست هم به گوش می رسد که از دور فریادهایی می زند مبنی بر حشک شدن دریاچه ارومیه، تخریب محیط زیست، طوفان نمک و ... سوال بنده از این سازمان به نسبه عریض و طویل این است: "مگر وقتی که باید وظیفه خود را انجام می دادید، درست انجام داده اید که حالا داد و بی داد راه انداحته اید؟

برای ساخت هر پروژه ای باید گزارش ارزیابی اثرات زیست محیطی تهیه و بررسی می شد؟ کجاست این گزارشات؟ آیا نتایج آن ها مجوزی بوده برای ساخت بدون اشکال سدها.پس چرا تخریب و نابودی و ... پدیدار شده است.

من نمی دانم. فکر می کنم وظیفه انجمن ارزیابی اثرات زیست محیطی باشد که پاسخگوی این سوالات باشد. چون محیط زیست و وزارت نیرو پاسخی نخواهند داد.

این هم آرم انحمن ارزیابی زیست و محیطی است و آدرس سایتش:

http://www.iraneia.ir/

نویسنده: حسین بدری پور - سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠

شش تشکل شناخته شده و فعال در زمینه منابع طبیعی و محیط زیست کشور با ارسال نامه‌ای به دکتر علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی ایران خواستار در دستور کار قرار گرفتن طرح تشکیل وزارت منابع طبیعی و محیط زیست توسط نمایندگان مجلس شدند.


این 6 تشکل که عبارتند از جامعه جنگلبانی کشور، انجمن مرتعداری ایران، انجمن ارزیابی محیط زیست ایران، انجمن آبخیزداری ایران، انجمن علمی جنگل و انجمن علوم و صنایع چوب و کاغذ ایران، در نامه خود خطاب به دکتر لاریجانی با اشاره به وضعیت نابسامان حوزه منابع طبیعی، محیط زیست، تولید و حفاظت آب در کشور و منفی بودن بیلان کار این سه حوزه مرتبط با هم، از عدم توجه نمایندگان مجلس به درخواست پیشین تشکل‌های منابع طبیعی و زیست محیطی در این خصوص گلایه کرده‌اند.
در بخشی از نامه این تشکل‌ها آمده است: «متأسفانه در کشور حفظ محیط زیست و منابع طبیعی در سیاستگذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های کلان جایگاه واقعی خود را ندارد و نه تنها اعتبارات کافی و امکانات و ابزار مدیریت کارآمد این منابع تأمین نمی‌شود، حتی اعتبارات سالیانه آن از اعتبارات یک سد و بعضی ساختمان‌ها کمتر است و فصل منابع طبیعی و محیط زیست هم که در برنامه چهارم در کنار دیگر بخش‌های کشور دیده شده بود به اجرا در نیامد. تا جائی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان عملکرد بخش منابع طبیعی و محیط زیست در برنامه چهارم بعضی از موضوعات به 30 درصد هم نمی‌رسد. اصلا ارزش‌گذاری در طرح‌ها و پروژه‌ها، واگذاری اراضی و بهره‌برداری از آن مد نظر قرار نمی‌گیرد و هزینه ضرر و ناصوابی را روا می‌دارند.»
در ادامه این نامه بیان شده است که: «متأسفانه ساختار، تشکیلات، قوانین و مقررات بخش کشاورزی، منابع طبیعی، محیط زیست و آب عمدتًا مربوط به دهه چهل بویژه نیمه دوم آن است و متناسب با شرایط امروز کشور نیست و هر جا هم اصلاح شده است، وضعیت آن بهتر نشده است بلکه گاهاً پس رفت داشته ایم.» در ادامه این نامه می‌خوانیم: حال که در چشم‌انداز نظام در افق 1404 ایران را کشور توسعه یافته با منابع زیستی توسعه یافته در منطقه تصویر نموده‌ایم، طبیعی است کشور توسعه‌یافته، منابع طبیعی و محیط زیست و مدیریت آب توسعه یافته‌ای هم می‌طلبد. در کشور توسعه یافته نه تنها حفظ محیط زیست و منابع طبیعی مانع پیشرفت و توسعه نیست بلکه توسعه متوازن و پایدار توسعه منابع زیستی هم در درون خود خواهد داشت.
این تشکل‌ها در پایان نامه خود با تأکید بر تکالیف برنامه پنجم برای تجمیع بخش‌های مختلف و چابک‌سازی بخش اجرائی کشور خواستار آن شده‌اند که با تشکیل وزارتخانه گفته شده جایگاه و ساختار و تشکیلات مناسبی جهت اعمال وظایف حاکمیتی دولت یعنی سیاستگذاری‌ها و برنامه‌ریزی و نظارت با هدف و مأموریت حفظ، احیا و توسعه منابع طبیعی، محیط زیست و منابع آب کشور ایجاد گردد. 

اما دوستان عزیز مشکل تشکیل و یا عدم تشکیل وزارت خانه نمی باشد کمی منصف باشیم. هر روز در روزنامه ها و سایت ها مطالبی مب بینیم مربوط به تخریب ها و تجاوزات به منابع طبعی و محیط زیست. آیا بررسی شده است چند درصد این مسائل قابل حل بود اگر محیط زیست وزارت خانه مستقلی می شد؟ در ساختار اداری کشور سازمان حفاظت محیط زیست معاونت ریاست جمهوری است که در مقامی بالاتر از وزارت خانه می باشد. آیا تجاوز و تعدی در عرصه های محیط زیست نداریم؟ به قول معروف " عروس نمی تونه برقصه می گه زمین کجه"

این نهاد های علمی که نامه را تنظیم کرده اند آیا در حیطه علمی خود اثربخش بوده اند. راستش تا کنون هر چه اعتراض به تخریب و تصرف ها دیده ام از سوی نهادهای غیر علمی و دلسوختگان واقعی منابع طبیعی و محیط زیست بوده است مثلا همین معدن سونگون در منطقه ارسباران. جستجو کنید کدام یک از این نهادهای علمی در جریده ای یا سایتی اعتراض کرده است. اگر مطلبی هم داشته اند بعد چندانی نداشته است.

لطفاً مراجعه کنید به مطلبی که در مورد توسعه نوشته ام از دیدگاه خانم دکتر شهیندخت خوارزمی. به ویژه خطوط پایانی

نویسنده: حسین بدری پور - سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠

مناطق خشک حدود 45 درصد سطح خشکی های جهان را اشغال می نمایند و جمعیتی بالغ بر 2 میلیارد نفر در این مناطق سکونت دارند. یکی از معضلاتی که ساکنین این مناطق را تهدید می کند ناامنی غذایی است.

به دنبال طرح موضوع "ناامنی غذایی" در نشست شصت و پنجم مجمع عمومی ملل متحد در سپتامبر 2010،The Global Dry Land Alliance  که ابتکار عمل دولت قطر می باشد به کشورهای عضو کمک خواهد کرد تا از طریف تحقیقات کاربردی بر این معضل فائق آیند.

مرکز کشاورزی در مناطق خشک یا همان ICARDA اعلام آمادگی کرده تا به عنوان پشتوانه علمی این مرکز با این برنامه همکاری کند. لازم به ذکر است احتمالاً دبیرخانه این برنامه در دوحه قطر خواهد بود.

 راستش جوانتر که بودم زیاد دل می بستم به مجامع بین المللی ولی حالا که تجربه ام بیشتر شده رسیدم به این ضرب المثل داخلی که " کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.

اگر خواستید اطلاعات بیشتری در مورد تجربه من داشته باشید روی اینترنت راجع به چالش آب و غذا یا CPWF که مخفف Challenge Program for Water and Food جستجو کنید. بنا بود در ایران در حوزه کرخه این پروژه با محوریت مراکز تحقیقاتی زیر نظر ایکاردا که خودش جزو CGIARیا گروه مشورتی تحقیقات بین المللی کشاورزی است کار کند و تمام مولفه های تاثیر گذار را بررسی و مشکلات را رفع و در آخر معیشت ساکنین محل تامین گردد. اما دریغ از ....

نویسنده: حسین بدری پور - سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠

امروز که 14 تیرماه است و از آغاز سال آبی یا زراعی 287 روز گذشته و 78 روز تا پایان سال آبی قبلی مانده نگاهی به وضعیت بارش کشور انداختم. 

دیدم که وضعیت بارش بسیار بد است. برای مشاهده داده های هواشناسی شما می توانید به آدرس http://www.irimo.ir/farsi/publication/index.asp مراجعه کنید تا آخرین آمارها را ملاحظه نمائید.

میانگین ارتفاع بارش تا روز 11 تیرماه حدود 182 میلی متر که نسبت به میانگین بلند مدت 20 درصد کاهش و نسبت به سال گذشته 19 درصد کاهش داشته است.

استان های سیستان و بلوچستان، کرمان، آذربایجان شرقی و غربی، زنجان، قزوین، گیلان، کردستان و همدان از وضعیت بارش خوبی برخوردار بوده اند ( بین 90 تا 110 درصد میانگین بلند مدت).

اما 20 استان بین 60 تا 90 درصد بارش داشته اند و استان یزد هم بین 30 تا 60 درصد بارش دریافت کرده که در واقع 58 درصد می باشد. جدول زیر نشان دهنده درصد بارش دریافتی هر استان می باشد.

راستش قبلن با یکی از کارگروه های خشکسالی کار می کردم و در جلسات ستاد حوادث آن وقت ها شرکت می کردم اما چند سالی است که دیگر تمایلی به شرکت در جلساتی از این دست ندارم. وقتی خشکسالی اتفاق می افتد و همه عالم و آدم متوجه شرایط اسف بار خشکسالی می شوند تازه دستگاه های متولی امر بسیج می شوند برای گردآوری آمار و ارقام برای جذب و توزیع اعتبار برای کاهش اثرات خشکسالی.

اما نکته ای هم که فراموش کردم بگویم این است که آیا خشکسالی روی داده یا نه؟ در یادداشت های بعدی باید یک قدری راجع به انواع خشکسالی و مواردی از این دست بنویسم.

نویسنده: حسین بدری پور - سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠

چندی قبل با یکی از همکاران بازنشسته ام راجع به مباحث مدیریتی صحبت می کردم ایشان بعد از کلی صحبت از موضوعات مطروحه در حواشی مدیریت قول داد چند مطلب کلیدی به من بدهد که دریچه هایی را به رویم باز کند. بعد از چند روز مطالب به دستم رسید و با توجه به علاقه ای که به موضوع داشتم مطالب را همان روز روزنامه وار خواندم تا با کلیت قضیه آشنا شوم.

بگذریم و برویم سر اصل مطلب. عنوان یکی از مطالبی که این همکار عزیزم به من داده بود جالب بود: " دیدار با بانوی امید – گفتگو با شهیندخت خوارزمی".

اول کار مطلب را ورقی زدم ببینم ایشان کیست؟ با تعجب دیدم ایشان مترجم کتاب موج سوم است. کتابی که دو دهه پیش خریده و خوانده بودم. راستش یادم نیست که چرا آن موقع  این کتاب را خریده بودم. کسی توصیه کرده بود یا در بازار انقلاب دیدم همه می خرند، من هم خریدم. کتاب هم الان منزل پدری ام است و دسترسی ندارم تا ببینم چه روزی خریدم. شاید هم آن موقع عادت نداشتم بنویسم از کجا و کی خریدم.

بگذریم تا اینجا فهمیدم خانم خوارزمی کتاب "موج سوم" را ترجمه کرده است. اول فکر کردم ایشان فقط مترجم است و بس. ولی صفحه ای ورق نزده بودم که سابقه زندگی ایشان چیز دیگری را نشان داد که از این قرار است.

متولد پنجم تیرماه 1327، روستای خبر (به فتح خ و سکون ب) شهرستان بافت استان کرمان. هجرت به شهرستان بافت در 3 سالگی. با پیشینه عشایری از فرزندان خوانین ایل افشار. در 5 سالگی هجرت به سیرجان. سال 1344 ورود به رشته پزشکی دانشگاه شیراز. انصراف از تحصیل در رشته پزشکی در پشت درب اطاق درس آناتومی ( ترس از جسد!!). رفتن سراغ رشته های ریاضی، فیزیک و بعد زبان. خلاصه هیچ کدام رضایتش را جلب نمی کند تا دست تقدیر می کشدش به سمت رشته روان شناسی به عنوان اولین دانشجوی رشته روان شناسی دانشگاه پهلوی.

بعد از فراغت از دوره لیسانس در سال 1348 در مدرسه وابسته به دانشگاه مشغول می شود. مدرسه که نه، خودش یه دانشگاه بوده است چون آزمون ورودی داشته و از همه جا دانش آموز داشته و خوابگاهی داشت برای دانش آموزانی که از نقاط دیگر کشور پذیرفته شده بودند. بعد از یک سال کار در مدرسه به دانشگاه ایندیانا برای دوره فوق لیسانس رشته روان شناسی تربیتی عزیمت می کند. چون اکثر کتاب هایی که در ترم اول دانشگاه جدید تدریس می شدند را وی در دوره لیسانس دانشگاه پهلوی مطالعه کرده بود اساتید از ایشان امتحان می گیرند و خلاصه ان که کمی زودتر از معمول یعنی یک ساله فوق لیسانس می گیرد. بعد از دوره فوق لیسانس برای اقامتی کوتاه بر می گردد به مملکت که ماندگار می شود. در سال 1350 با فوق لیسانس دوباره به مدرسه دانشگاه پهلوی بر می گردد ولی این بار به عنوان سرپرست دانش آموزان. بعد از یک سال کار در مدرسه، این بار رحل سفر می بندد به سوی اصفهان برای تدریس در دانشگاه اصفهان. اصفهان هم اغنا کننده نیست و این بار بعد از یک سال به تهران می رود و همکاری خود را با کمیته فرهنگی – اجتماعی رادیو تلویزیون آغاز می کند. در سال 1352 با دکتر همایون شهریاری ازدواج می کند و اندکی بعد برای ادامه تحصیل با بورس تحصیلی از رادیو و تلویزیون مجدداً عازم آمریکا ( ایندیانا) می شود.

بعد از برگشت به میهن فعالیت ایشان تا اواخر سال 1356 در رادیو و تلویزیون بود که آن موقع برای راه اندازی گروه علوم تربیتی به دانشگاه کرمان می رود. بعد هم انقلاب و درگیری با رئیس دانشگاه کرمان و برگشت به تهران در اوراق زندگی وی هست. اما حالا نوبت به همکاری با دستگاه های اجرایی بود. ایشان کار غیردانشگاهی را با اتاق  بازرگانی شروع کرد و تجارب بسیار ارزنده ای با شرکت بوتان، انجمن مدیران صنایع ایران، شرکت ملی فولاد ایران، چاپ و نشر مجله فراز، سازمان مدیریت صنعتی، انجمن ایرانی مطالعات جامعه اطلاعات و سایپا دارد.

برخی از فعالیت‌های اجرایی خانم دکتر خوارزمی:

عضو کمیته فرهنگی - اجتماعی معاونت برنامه ریزی و کارشناس واحد سنجش افکار و مدیر ارزشیابی کیفی، سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران. 1351-1356

عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان. 1350 - 1351

سرپرست گروه علوم تربیتی، دانشگاه کرمان. 1356-1358

سرپرست مرکز بررسی های اقتصادی و مشاور رییس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران. 1359-1368

مشاور و سرپرست پژوهش و آموزش انجمن مدیران صنایع. 1362- 1370

مشاور معاون پژوهشی وزارت صنایع سنگین. 1368-1370

مشاور وزیر معادن و فلزات.1372-1376

مشاور و عضو هیئت علمی کارشناسی ارشد سازمان مدیریت صنعتی 1370 تا کنون

عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات بین الملل دریای خزر. 1376-1378

مشاور شهردار تهران و مشاور معاونت توسعه مدیریت شهری و عضو کمیته راهبری شهرداری تهران: 1379-1381

مشاور سازمان‌های صنعتی خصوصی و دولتی از جمله ایران خودرو

عضو شورای عالی دانشنامه کاشان. از 1386 تا کنون

عضو هیئت مؤسس و نایب‌رییس انجمن ایرانی مطالعات جامعه اطلاعاتی 1383 تا کنون

عضو هیئت علمی اتاق ایران و آلمان و دانشگاه ورتسبورگ

عضو شورای نویسندگان و هیئت تحریریه چند نشریه از جمله هفته نامه اتاق بازرگانی و صنایع و معادن؛ صنعت و مدیریت؛ تدبیر؛ فراز؛ مدیرساز و بررسی ها و پژوهش‌های بازرگانی سرپرست پانل ایران و جهانی شدن

سوابق تدریس دکتر خوارزمی:

تدریس دروس روان شناسی (مبانی روان شناسی؛ روان شناسی خانواده، روان شناسی اجتماعی، روان شناسی صنعتی و ...)؛ جامعه شناسی؛ آمار؛ روش تحقیق؛ ارتباطات و اطلاعات؛ تکنولوژی و مباحث گوناگون مدیریت در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی و سازمان‌های توسعه مدیریت کشور

طراحی و برگزاری سمینار و کارگاه درباره آینده نگری و مطالعات آینده؛ توسعه؛ توسعه پایدار؛ تحولات جهانی؛ جهانی شدن؛ فرهنگ؛ انقلاب دیجیتال؛ جامعه اطلاعاتی؛ ارتباطات (تکنولوژی های نوین ارتباطی؛ انقلاب اطلاعات و ارتباطات، آثار این انقلاب بر زندگی انسان و جامعه بشری، کلان روندهای تحول آن و..)؛ تکنولوژی (توسعه تکنولوژی، خود اتکایی تکنولوژیک، انتقال تکنولوژی، آثار تکنولوژی بر انسان و ...)؛ اندیشه ها و مباحث نوین مدیریت (اندیشه‌های نو در مدیریت، مدیریت کیفیت، مدیریت دانایی، مدیریت نوآوری و خلاقیت، مدیریت توسعه انسانی، مدیریت تکنولوژی،فرهنگ صنعتی، مدیریت پژوهش، رفتار سازمانی، رهبری، مدیریت تحول و ....) و کیفیت زندگی

سخنران کلیدی در کنفرانس‌های بین‌المللی در ایران و سرپرست پانل و ارایه مقاله دراجلاس‌های بین‌المللی خارج از کشور، از جمله:
 ارایه مقاله "تحولات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ایران". اجلاس MESA (انجمن مطالعات خاورمیانه)، واشنگتن دی سی. امریکا. با دعوت دانشگاه کلمبیا. 1379
 سرپرست پانل "ایران و جهانی شدن" و ارائه مقاله "جوانان ایران: عامل تحول اجتماعی".MESA. اورلاندو، امریکا. به دعوت دانشگاه کلمبیا. 1380

سوابق پژوهشی دکتر خوارزمی:

پروژه‌های پژوهشی اجرا شده (بدون پایان‌نامه‌های دانشجویی):

اجرا و سرپرستی چندین طرح پژوهشی درباره ارزشیابی برنامه‌های رادیو و تلویزیون با استفاده از روش‌های گوناگون از جمله نظر سنجی، تحلیل محتوا و طرح‌های تجربی سنجش آثار این برنامه‌ها بر کودکان و سایر مخاطبان

طرح "تدوین الگوهای مناسب مدیریت برای صنایع ایران"، انجمن مدیران صنایع. در این طرح 2125 نفر از سطوح مختلف در 41 واحد صنعتی بخش خصوصی مورد بررسی قرار گرفتند. گزارش پژوهش به دلیل تغییر دبیر کل انجمن انتشار نیافت

مستندسازی تجربه‌های موفق مدیریت در وزارت فلزات و معادن که در سه 3 کتاب به چاپ رسید

ملاحظات علمی و تکنولوژیک برنامه پنجساله دوم توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور. سازمان برنامه و بودجه. 1379

طرح پژوهشی و مشاوره‌ای توسعه انسانی با استفاده از روش Participative action learning معاونت مالی ایران خودرو. 1380-1382

طرح "مطالعات توسعه نیافتگی ایران". مجمع تشخیص مصلحت نظام. مرکز تحقیقات استراتژیک.1379-1383

پروژه "بررسی فرصت های توسعه تکنولوژی و توسعه انسانی در قراردادهای سرمایه گذاری خارجی صنعت نفت و گاز ایران." دومین همایش بین‌المللی مدیریت و برنامه ریزی نفت و گاز کشور. دفتر فنآوری های ریاست جمهوری و وزارت نفت. تهران 1386

برخی از آثار دکتر خوارزمی:

مجموعه 35 مقاله درباره "الزامات انسانی توسعه تکنولوژیک در ایران". هفته نامه اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران

چاپ چندین مقاله در نشریه های علمی و تخصصی

ترجمه 5 کتاب به شرح زیر:

موج سوم. اثر الوین تافلر .1359

نخستین انقلاب جهانی. اثر الکساندر کینگ و برتراند اشنایدر. 1368

جابجایی در قدرت. اثر الوین تافلر.1369

جنگ و ضد جنگ. اثر هایدی و الوین تافلر.1373

ژاپن کشور شماره 1. اثر ازرا وگل. این ترجمه با همکاری شادروان دکتر علی اسدی انجام شد

تألیف سه کتاب زیر با همکاری دکتر محمدمهدی بهکیش و دکتر علی‌اکبر فرهنگی که گزارش طرح پژوهشی مستندسازی تجربه‌های موفق وزارت معادن و فلزات به شمار می‌آیند:

الزامات مدیریتی تعدیل اقتصادی: تجربه فولاد اهواز

مدیریت تغییر تکنولوژی: تجربه معادن سنگ چینی سنگاب نیریز

مدیریت تحقیق و توسعه: تجربه مرکز تحقیقات نسوز آذر

برخی از جوایز و افتخارات دکتر خوارزمی:

جایزه و مدال دانشجوی رتبه اول و فارغ التحصیل ممتاز دانشگاه شیراز

بورس تحصیلی کامل دانشگاه ایندیانا در دوره فوق لیسانی و دکترا

جایزه مترجم نمونه برای ترجمه کتاب جابجایی در قدرت. دانشگاه الزهرا

معرفی زندگینامه و مصاحبه یک ساعته در برنامه دانشوران ایران. رادیو فرهنگ که در سال 1386 چند بار پخش شد

درج نام و زندگینامه در"دانشنامه زنان فرهنگ ساز ایران و جهان." انتشارات زریاب. 1378

عضویت در انجمن‌های ایرانی و بین‌المللی از جمله:

انجمن بین‌المللی جامعه شناسی

انجمن آینده‌نگری جهان

انجمن آینده‌نگری ایران

انجمن ایرانی مطالعات جامعه اطلاعاتی

بنیانگذار باشگاه آینده و عضو مؤسس چند سازمان غیر انتفاعی

 

به نظرم خلاصه فوق برای معرفی ایشان کفایت می کند. اما اصل مطلب که همانا نظرات ایشان راجع به توسعه و مدیریت مملکت است که در ادامه می آید:

  • دانشگاه ها باید بدواً منشاء رشد فکری باشند و بعد کسب دانش.
  • افراد جامعه باید با نگاهی خلاق و پرتامل، اصولی را برای خود تعریف کنند و این اصول رو مدام بازنگری کنند.
  • افراد جامعه باید با مردم تعاملی سازنده و صمیمی داشته باشند.
  • نهاد سازی شرط لازم برای توسعه است  و به ویژه نهادهای آموزشی که بتوانند به تشکیل سرمایه های انسانی بینجامند و از آن مهم تر مدیران شایسته ای تربیت کنند.
  • مدیران فعلی باید بدانند که هدف از تاسیس دستگاه های عریض و طویل دولتی و این همه مدیر و کارشناس و کارمند، حفظ منافع ملی است، نه در خدمت منافع شخص و گروهی قرار گرفتن.
  • آشنایی با مفاهیم جدید حوزه مدیریت، برنامه ریزی، بودجه ریزی، نظارت و ارزش یابی.
  • تشخیص مسائل استراتژیک.
  • پرهیز از ویرانی دیوارهایی که قبلی ها ساخته اند و ساختن دیوارهای جدید روی همان دیوارهای قدیمی ها.
  • پرهیز از فساد اداری چون این فساد منابعی را می بلعد که باید صرف توسعه بشود.
  • او همچنین دو حلقه گمشده توسعه را بی توجهی به عامل انسانی و نادیده گرفتن اهمیت تکنولوژی می داند.

در مورد توسعه هم تعاریف زیر را بررسی و تعریف خودش را دارد:

-          توسعه، فرایندی است تک بعدی؛ توسعه ذاتاً جریان تکاملی است پیوسته و برگشت ناپذیر که اگر آغاز شود. پس رفتی در کار نخواهد بود؛ پدیده ای است قابل برنامه ریزی با رویکرد اقتصادی – فنی؛ چون کمیت پذیر است، برای سنجش آن شاخص کمی کافی است؛

و چند فرض دیگر. به جای این ها، فرض های خودش را جایگزین می کند که از جمله:

-          توسعه، پدیده ای است چند بعدی، پیچیده و برآیند تعامل گاه متوازن و گاه نامتوزان تحولات اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی – تکنولوژیک – انسانی است؛

-          الگویی واحد برای توسعه همه کشورها وجود ندارد؛

-          توسعه پدیده ای است اقتضایی؛

-          تحقق آن به عزم استوار حکومت و حاکمیت نیاز دارد؛

-          از اصولی چون بی نظمی، تصادف، جهش های غیر منتظره و پیش بینی ناپذیری نیز تبعیت می کند و با پیچیدگی روز افزون جامعه و مسائل جهانی، از بروز ناگهانی پدیده هایی در جایی دیگر تاثیر می پذیرد؛

-          در نتیجه کاملاً کمیت پذیر و قابل برنامه ریزی نیست؛

اما نظر ایشان راجع به توسعه غرب هم خواندنی است: " ایشان اعتقاد دارد، توسعه در غرب به عنوان پدیده ای تکاملی و طبیعی رخ داده است و بر عقلانیت استوار بوده است. با چنین عقلانیتی غرب توانست قانون، نظم، روش، سیستم و سازمان را بر مناسبات فردی و اجتماعی حاکم کند. نتیجه این که در ایران و کشورهایی مانند ایران اگر بر راهبری فرآیندهای سیاست گذاری و برنامه ریزی، اجرا، نظارت، ارزش یابی، اصلاح رویکردی نه چندان متناسب با ذات پدیده و درک درست و علمی از واقعیت های جامعه جهانی و جهان امروز حاکم باشد، توسعه برگشت پذیر می شود. تجربه ایران قبل و بعد از انقلاب، شاهدی است بر این مدعا: رفت و برگشت های پردرد و پرهزینه از مدرنیزاسیون، نفی آن، بازگشت واکنشی به آن.

اعتقاد پیدا کرده ام که محور اصلی توسعه، انسان است. در ایران از سرمایه گذاری کافی و به موقع و درست روی تشکیل سرمایه انسانی غفلت شده است. نتوانسته ایم نظام کارآمد آموزش و پرورشی ایجاد کنیم که خروجی آن انسان هایی باشد دارای الگوهای رفتاری و فکری و ارزش ها و باورهای توسعه آفرین و توانمند در روزآمد کردن دانش و مهارت خویش. بدون چنین سرمایه ای جامعه در گرداب رفت و برگشت توسعه خواهی و توسعه گریزی گرفتار خواهد ماند. غایت توسعه، ایجاد ظرفیت و قابلیت و زیرساخت لازم در جامعه است برای تضمین بهبود مستمر کیفیت زندگی مردم تا با آسایش خیال و امنیت خاطر زندگی کنند. بدون داشتن سرمایه انسانی کارآمد، چگونه به چنین غایتی می توان دست یافت؟

شکی ندارم که نگاه به توسعه باید کل نگر و جهانی گرا و آینده نگر و تکنولوژی بنیان و انسان محور باشد. جهان امروز، جهانی است به شدت به هم پیوسته و شبکه ای و ناامن شده و بحران خیز و پرتعارض، با بیم ها و امیدهای بسیار و تحول پرشتاب. نظام باورها و ارزش ها و الگوهای معرفتی و ایدئولوژی ها مدام در معرض آزمون کارساز بودن و مفید بودن قرار دارند. هر چند برخی از آن ها برای مردم جاذبه ای جهانی یافته اند مانند ارزش ها و باورهای برخاسته از اندیشه دموکراسی و آن چه در اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است.

در تشکیل سرمایه انسانی، سرمایه رهبری و مدیریت بسیار مهم است. رهبران و مدیران در اداره جوامع و سازمان ها نقشی مهم دارند. غفلت کرده ایم در پرورش رهبران و مدیرانی اسنان و دارای شایستگی های حرفه ای لازم و دلسوز و فهیم و خردورز و سالم و شجاع و دارای مدل های ذهنی باز و یادگیرنده و تحول آفرین و توسعه خواه و بی نیاز از بازی های قدرت و ثروت که سازمان و جامعه خویش را بیش از خودشان دوست داشته باشند. نگاه سیستمی داشته باشند و بفهمند در جهانی پر از فقر و ناامنی و استبداد و خشونت و بی سوادی نمی توان صرفاً به منافع و مصالح خود اندیشید.

یادگیری مهارت همدلی متعالی با کل جهان و عناصر هستی و مهارت رهبری مبتنی بر اصول همکاری و تعامل و همیاری بین المللی و جهانی، سرنوشت آینده جامعه بشری را رقم می زند.

اما راهکارهای پیشنهادی:

نیاز داریم به ایجاد موسسات معتبر و کارآمد پرورش مدیر و توسعه رهبری سازمان و از آن مهم تر، بردن آموزش اجباری رهبری و مدیریت به دبستان و دبیرستان و دانشگاه و بازسازی نظام آموزش رسمی برای تاکید بر پرورش نسلی دارای ویژگی های ذیل:

  • سلامت اخلاقی؛
  • تفکر علمی؛
  • تفکر سیستمی؛
  • تفکر استراتژیک؛
  • مهارت کار تیمی و تعامل و همکاری؛
  • خرد زیست محیطی؛
  • حساسیت انسانی و انسانیت و شئون انسانی بر اساس اصل همدلی متعالی؛
  • مهارت رهبری خود و دیگران؛
  • مهارت های لازم برای حضور موثر و تعامل سازنده در فضاهای شبکه ای و ملی و منطقه ای و جهانی در چارچوب اصولی چون مدارا، تحمل، فهم و احترام به تفاوت ها و حفظ حرمت دیگران و رعایت شئون انسانی و احترام به فردیت و حریم های خصوصی دیگران متفاوت و ارزش قائل شدن برای تنوع و کثرت؛
  • احترام به قانون و نظم به ویژه در بی نظمی و آشوب و بحران؛
  • آموزش منطق و الگوهای مناسب حضور فعال در فضاهای مجازی؛
  • تفکر تاریخی: به معنای حرمت قائل شدن به پیوستگی و استمرار در جریان تحول اجتماعی و حفظ حرمت تاریخ و میراث گذشته به جای بی حرمتی و نفی و سعی در نابودی آن چه از نظام های پیشین یا رئیس و مدیر قبلی بر جای مانده. این امر به شعور و خردی نیاز دارد که باید پرورش یابد. مدیریت فرآیند تحول اجتماعی نیازمند داشتن توانایی این تشخیص است که چه چیز باید حفظ شود و چه چیز باید تغییر یابد. بدون چنین شعور و خردی، با نگاهی معیوب، دست آوردها و چیزهایی را مربوط به گذشته نابود می کنیم، که اگر در نابودی آن موفق شویم، سیاهچال هایی در عمق وجودمان و در هویت ملی و هویت فرهنگی مان پدید می آید که انرژی های فردی و جمعی مان را خواهد بلعید و مسائل اجتماعی – فرهنگی تازه ای می آفریند. مهم ترین وظیفه نهادهای انسان ساز جامعه، پرورش چنین افرادی است. چاره ای نیست جز سرمایه گذاری بلند مدت و زیرساختی.

ماخذ: نگاه نو، شماره 89، بهار 1390، ص ص 45-34 و همشهری آن لاین 19 اردیبهشت 1388

نویسنده: حسین بدری پور - دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠

یکی دو سال پیش یک ماموریت اداری داشتم به استان آذربایجان غربی. برای بازدید و به تعبیری سرکشی به کارهای بخش ... باید به تعدادی از شهرستان ها سر می زدم. تو یکی از شهرستان ها دیدم که رئیس اداره منابع طبیعی داره با ادارات انتظامی و بعد دادگستری صحبت می کنه راجع به تخلف. سوال کردم موضوع چیه؟ متوجه شدم که برخی افراد شبانه می رن و چمن های طبیعی را بریده و داخل جعبه هایی کرده و برای فروش به تهران قاچاق می کنند.

تا اون موقع نمی دونستم که مگر چمن را هم می شه برید از کف زمین. مثل این که هوش جماعت قاچاقچی بالاتر از کارشناسان است.

خلاصه گذشت و دیگه پیگیری نکردم تا چند روز پیش  یک نامه صادره با دو امضا آقایان دکتر خلیلیان وزیر جهاد کشاورزی و محمدی زاده رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان وزیر بازرگانی دیدم مبنی بر ممنوعیت صادرات خاک های زراعی و مرتعی و گونه هایی که جنبه حفظ ذخایر ژنتیکی و یا حفاظت زیتستی داره.

 

پیش خودم یاد صحبت های آقای دکتر پرویز کردوانی افتادم. اون فدیما رادیو یک برنامه ای روزهای پنج شنبه بعد از ظهر داشت که چهره های علمی کشور از زندگی و اقدامات خودشون تعریف می کردن.

دکتر می گفت:"برای انجام پایان نامم باید چند تن خاک کشور را می بردم آلمان. به چه سختی مجوز این را گرفتم و این خاک را به آلمان انتقال دادم."

نمی دونم الان اگر یک نفر بخواهد چنین تحقیقی انجام بده آیا باید دنبال مجوز باشه یا دنبال قاچاق چی؟

نویسنده: حسین بدری پور - دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠

با توجه به اینکه چتر حفاظتی زمین (ازن)، در سالهای اخیر نازک و نازکتر شده، زیستمندان زمین در مقابل اشعه‌های بحران ساز خورشید نیز بی دفاع شده‌اند به طوری که مطابق برخی آمارها در ایران، بیش از 16 درصد از سرطانهای رایج مربوط به سرطان پوست است.

در حالی که با تخریب لایه ازن به عنوان چتر محافظ زمین، هرروز نگرانی ها در زمینه روند رو به رشد ورود اشعه ماوراء بنفش به زمین جدی تر می‌شود به نظر می‌رسد بی توجهی به اطلاع رسانی و آموزش در این زمینه ایرانی‌ها را در زمینه سرطان پوست آسیب پذیرتر می کند.

در طول تاریخ، آب و هوای زمین به طور متناوب در تغییر تدریجی و گاه ناگهانی بوده است به طوری که در دو میلیون سال گذشته در حدود 20 دوره یخبندان و همچنین خشکسالی‌های فراوانی در زمین رخ داده است. در آن زمان ما انسانها در بروز این تغییرات آب و هوایی هیچ نقشی نداشتیم اما امروزه در وقوع تغییرات اقلیمی و آب و هوایی برای خود جایگاه تاثیر گذاری را دست و پا کرده ایم!
متاسفانه در سال‌های اخیر بر اثر فعالیت های گسترده صنعتی ما انسانها دمای سطح زمین با افزایشی تدریجی اما تاثیرگذار مواجه شده و این موضوع بر تمامی فاکتورهای زیستی کره زمین تاثیر بسزایی داشته است.

افزایش غلظت گازهای گلخانه‌ای و آینده مبهم زمین
اثر گلخانه‌ای یک پدیده طبیعی است که باعث افزایش درجه حرارت سطح زمین تا میزان 33 درجه سانتیگراد می‌شود اما امروزه افزایش غلظت گازهای گلخانه‌ای در اثر فعالیتهای بشر باعث اختلال در چرخه طبیعی گازهای موجود در جو شده تا بدین ترتیب مشکلات عمده‌ای برای زیستن موجودات زمین به وجود بیاید.
در جهان امروز 88 درصد از نیازهای انرژی جهان از طریق سوخت های فسیلی به دست می‌آید که همین امر سبب به وجود آمدن مشکلات بسیار فراوان و البته پیچیده‌ای برای زیستمندان زمین شده است.

در این بین تداوم فعالیت‌های صنعتی کشورهای توسعه یافته و همچنین پیشروی کشورهای در حال توسعه در زمینه تولید گازهای گلخانه‌ای موضوعی قابل تامل و اندیشه است.
همانطور که می‌دانید سرزمین ایران با داشتن اقلیمی خشک و نیمه خشک، دارای منابع آبی اندک و جمعیت رو به رشد، در بین 10 کشور آلاینده زمین قرار گرفته و این در حالی است که به گفته مسئولین محیط زیست کشور، سهم ایران از تولید گازهای گلخانه‌ای با داشتن تنها یک درصد از جمعیت زمین بیش از 7 درصد بوده که باید در سالهای آتی برنامه‌ای جامع و دقیق برای کاهش گازهای آلاینده صنایع موجود در کشور اندیشه‌ای شود.
نه تنها کشور ما بلکه تمامی کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه باید به سمت سوخت‌های جایگزین برای چرخاندن چرخ صنایع باشند. به عنوان مثال، از آن جایی که تاثیر مخرب کلروفلوروکربن بر گرم شدن و تخریب لایه ازن کاملا مشخص شده باید صنایعی که از این گاز استفاده می‌کنند ملزم به جایگزین کردن موادی سالم تر شوند هر چند این روش هزینه‌های بسیاری دارد اما به حفظ سلامتی زیستمندان زمین از جمله خود ما انسانها می‌ارزد.

چتر زمین روز به روز نازکتر می‌شود
ازن، نام گازی است که در لایه‌های فوقانی جو - تروپوسفر و استراتوسفر - نقش بسیار مهمی را ایفا کرده و در حفظ حیات و اثر بر شرایط جوی بسیار حائز اهمیت است. در حدود 90 درصد ازن اتمسفری در استراتوسفر قرار گرفته و دارای یک خاصیت بسیار ویژه است.

این گاز با جذب پرتوهای طول موج کوتاه فرابنفش از موجودات زنده در برابر این پرتو محافظت می‌کند. علاوه بر این، گاز مذکور از طریق فرآیندهای بسیار پیچیده‌ای شرایط آب و هوایی را نیز در تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 ازن استراتوسفری در اثر واکنشهای جوی که کلرین، نیتروژن، برمین و اکسیدهای هیدروژن در آنها نقش کاتالیزور دارند، در حال تخریب است. متاسفانه تنها دلیل تشکیل چنین واکنش‌هایی افزایش انتشار مواد آلاینده به اتمسفر زمین است.
اشعه فرا بنفش محدوده‌ای از طیف نور خورشید است که پس از طی میلیونها کیلومتر از خورشید به سطح زمین می‌رسد. این قسمت از نور خورشید در محدوده بینایی ما انسان نبوده و نمی‌توانیم آن را ببینیم به همین علت به آن، نور تاریک نیز می‌گویند.

تخریب «ازن» و آفتاب سوختگی زمین!
این پرتوها با صدمه زدن به نسوج باعث بروز آفتاب سوختگی و سرطان پوست در انسانها می‌گردند، در این میان نقش لایه ازن در کاهش شدت پرتوهای UV.B بسیار مهم و حائز اهمیت است.
این در حالی است که هر ساله با شروع فصل گرما ارتفاع خورشید در آسمان بیشتر شده و به همین علت پرتوهای عمودی تری به سطح زمین تابیده شده و انرژی جذب شده توسط زمین و اجسام افزایش می‌یابد. با این اوصاف با توجه به اینکه چتر حفاظتی زمین (ازن) در سالهای اخیر نازک و نازکتر شده، زیستمندان زمین در مقابل اشعه‌های بحران ساز خورشید نیز بی دفاع شده‌اند


اطلاعیه هشدار دهنده وزارت بهداشت و واکنش‌های منفعلانه مردم و مسئولان
به هر روی در طول هفته‌های اخیر وزارت بهداشت در اطلاعیه‌ای هشدار دهنده از وضعیت بسیار خطرناک اشعه مارای بنفش در آسمان ایران خبر داد که به نظر می‌رسد کمتر مورد توجه قرار گرفت چرا که نه تنها واکنشی در میان مسئولان در پی نداشت بلکه خود مردم نیز به این موضوع توجه چندانی به خرج ندادند.

ایران؛ از آسیب پذیرترین کشورهای در معرض خطر اشعه فرا بنفش
به هر حال ایران به دلیل شرایط خاص جغرافیایی، ایران یکی از آسیب پذیرترین کشورهای در معرض خطر اشعه فرا بنفش بوده و به همین دلیل باید مسئولین هر ساله قبل از شروع فصل گرما آموزش‌های لازم را از طریق رسانه‌های ارتباط جمعی به گوش مردم برسانند.
این در حالی است که موضوعی به این مهمی متولی خاصی نداشته و متاسفانه مردم در برابر چنین مشکلی نمی‌دانند که چه باید انجام دهند. در این بین باید سازمان‌هایی همچون محیط زیست برای بالا بردن سطح آگاهی‌های مردم اقدامات گسترده تری را در دستور کار خودشان قرار دهند

عدم اطلاع رسانی و آموزش در این زمینه به گونه‌ای است که در روزهای اخیر که شاخص اشعه فرابنفش در بیشتر استانها به 10 رسید متاسفانه اکثر فعالیت‌های مردم در ساعات پر خطر صورت می گبرد که این ناآگاهی و بی اطلاعی، سلامت هم میهنان را به مخاطره می اندازد.

کوتاهی در اطلاع رسانی به قیمت به خطر افتادن سلامت مردم
کارشناسان بر این باروند که یکی دیگر از خطرهایی که اشعه ماورای بنفش می‌تواند برای ما انسانها در پی داشته باشد، تاثیر برای نسل‌های بعدی است. متاسفانه اشعه‌ای همچون UV می‌تواند به عمق پوست نفوذ کرده DNAتوسط ‌های بدن جذب شده و سبب جهش در قسمت‌های مختلف DNA شود.

میزان تابش اشعه فرا بنفش در ایران به عدد 11 نزدیک شده است و لازم است در این خصوص اطلاع رسانی شود.

اگر می خواهید از میزان و شدت تابش اشعه فوق مطلع شوید به آدرس ذیل مراجعه کنید. 

http://www.uvawareness.com/

در آنجا محلی تعبیه شده برای وارد کردن نام شهر محل سکونت.که پس از وارد کردن نام شهر سایت ضمن ارائه نقشه ای از محل مورد نظر که از طریق گوگل می گیرد. وضیت ساعت به ساعت اشعه فرابنفش روز جاری به علاوه 3 روز آتی را در خلال ساعت های 6 صبح تا 6 عصر نشان می دهد

بد نیست بدانیم وضعیت تابش این اشعه چقدر است تا در صورت عدم ضرورت از منزل یا محل کارمان خارج نشویم.

نویسنده: حسین بدری پور - یکشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٠

موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور  نخستین  همایش باغ گیاهشناسی ملی ایران را در 5 آبان ماه 1390 برگزار مینماید.

  محورهای همایش

 

    نقش باغ های گیاهشناسی در حفظ ذخایر ژنتیکی، تنوع زیستی، گیاهان نادر و در معرض خطر

 

    رسالت باغ های گیاهشناسی در ارتقاء فرهنگ زیست محیطی جامعه و گردشگری

 

    معرفی گونه های گیاهی مقاوم به کم آبی، آفات و بیماریها در فضای سبز شهری

 

    طراحی فضای سبز شهری با تکیه بر گیاهان بومی ایران و افزایش تنوع گونه ها

 

 

 

تاریخ برگزاری همایش: پنجشنبه 5 آبان 1390

 

محل برگزاری همایش: موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور- باغ گیاهشناسی ملی ایران
 
برای اطلاعات بیشتر به آدرس ذیل مراجعه کنید.

 

http://rifr-ac.ir/botanicalgarden90/invite.htm

 

نویسنده: حسین بدری پور - شنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٠

اجلاس سران زمین برای توسعه پایدار  6-4 ژوئن سال 2012 برگزار خواهد یعنی درست 337 روز دیگه. چه زود می گذره؟ اون روزها که اجلاس سران زمین با ابتکار سازمان ملل با کبکبه و دبدبه در سال 1992 در ریو برگزار می شد، دوره لیسانس رو می گذروندیم و با این که منابع طبیعی می خوندم ولی راستش تو دانشگاه چیزی از محیط زیست به ما نگفتن الا یکی دو تا درس که خیلی سطحی مباحث اکولوژی عمومی و شناخت محیط زیست را به ما می گفتن.

همون موقع عضو مجله Our planet برنامه محیط زیست سازمان ملل بودم که به رایگان ارسال می شد. من به طور منظم اون را از طریق پست دریافت می کردم و به واسطه مطالعه اون مجله یک شناخت اجمالی از محیط زیست جهان داشتم.

اما اجلاس ریو در سال 1992 برگزار شد و موضوعات مهمی مطرح شد که نهایتاً در خصوص 3 موضوع مهم به اجماع رسیدند که اونها عبارتند از: تنوع زیستی، بیابان زایی و تغییر اقلیم که چندی بعد با به حد نساب رسیدن کشورها این موضوعات و توافقات به صورت  کنوانسیون درآمده و مورد پیگیری قرار گرفتن. اما در مورد جنگل شرکت کنندگان به اجماع نرسیدند و موضوع به صورت کنوانسیون به تصویب نرسید و حالا حالاها حی باید نشست هایی با اسامی مختلف برگزار بشه که تا حالا IFF و UNFF اون رو دیدیم خدا می دونه بعدی چیه؟

 

ده سال بعد از ریو جامعه جهانی در سال 2002 در ژوهانسبورگ - آفریقای جنوبی دور هم اومدند تا بررسی کنند ببیند چه پیشرفت هایی در خصوص اقدامات و مذاکرات یک دهه قبل داشتند.

اما حالا 2 دهه از ریو 1992 گذشته و باز هم سران کشورها می خوان دور هم جمع شن و ببینن دنیا در چه وضعیته.

اگر خواستید خبری از ریو به علاوه 20 داشته باشید و روز شمار اون رو ببینید به آدرس ذیل مراجعه کنین

http://www.uncsd2012.org/rio20/

به نظر شما روند مثبت بوده یا منفی؟ امیدی به بهبود وضعیت محیط زیست جهان وجود داره یا خیر؟

نویسنده: حسین بدری پور - شنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٠

امروز داشتم به گزارش سالانه 2011 برنامه محیط زیست سازمان ملل نگاه می کردم.

چون وقت خوندن ندارم و بسیاری از موضوعات در حیطه کاریم نیست فقط عناوین را نگاه کردم و گزاشتم کنار ولی ایمیل هام را داشتم نگاه می کردم که نگاهی هم به  ایمیل زیست محیطی ای که گوگل برام فرستاده بود انداختم. یک دفعه برق منو گرفت خدایا!!

کشف زباله های پلاستیکی در شکم ماهی. موضوع  از این قراره که دانشجویان دانشگاه سن خوزه ایالت کالیفرنیا از شکم تعدادی از ماهیان به تور افتاده خودشون خرده های پلاستیک پیدا کردن. 

 http://summitcountyvoice.com/2011/07/01/environment-plastic-garbage-detected-in-pacific-fish/

بعد یادم افتاد که عین همین مطلب رو در گزارش UNEP با تفصیل بیشتر   دیدم که در مورد ابعاد مساله، اثرات فیزیکی و شیمیایی، اثرات اقتصادی - اجتماعی و در پایان راهکارهای  مقابله با اون مطالبی ارائه داده.

راستی دیدید، وقتی کنار دریا هستید چقدر زباله های پلاستیکی می بینید؟ اندک اندک

 جمع شود وانگهی دریا شود

.

نویسنده: حسین بدری پور - شنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٠

چندی پیش یک پست گذاشته بودم با عنوان محیط یار داخلی و خارجی که تو اون اشاره ای داشتم به دختری که در 9 سالگی یک سمن (NGO) با بچه های هم سن و سال خودش راه انداخت و در 12 سالگی تو اجلاس ریو سحنرانی کرد. حالا دیدم بد نیست متن سخنرانیش را هم اینجا بزارم.

سورن کودک 12 ساله‌ای است که در وانکور کانادا متولد و بزرک شده است.  او از کودکی به موضوعات زیست‌محیطی و عدالت اجتماعی علاقمند شده و روی آنها کار می‌کند. در سن 9 سالگی  با کمک دوستان و  همسالان خود سازمان زیست‌محیطی کودکان را راه‌اندازی کرد و با گروه کوچکی از کودکان نسبت به  یادگیری و آموزش موضوعات زیست‌محیطی به سایر کودکان  اقدام نمود. این گروه در سال 1992 در نشست زمین  ملل متحد شرکت نمود، جایی که در آن  سورن سخنرانی اثربخش خود را ارائه نمود . سخنانی که عمیقاً رهبران بزرگ جهان را تحت تاثیر قرار داد (و یا به سکوت واداشت!) این سخنرانی چنان تاثیری داشت که او از آن پس در اغلب نشست‌های سازمان ملل به‌ عنوان مدعو دائمی دعوت می‌‌شود.  اگرچه اکنون سال‌ها از زمان برگزاری نشست ریو و سخنرانی سورن می‌گذرد

ولی به نظر می‌رسد سیاستمداران، دانشمندان و سازمان‌های جهانی متولی محیط‌زیست، پرسش‌های ساده او را بدون پاسخ گذاشته‌اند.  

متن سخرانی او، که در اجلاس عمومی نشست زمین در ریودوژانیر و برزیل ارائه شد، به شرح زیر است.

سلام، من  سورن سوزوکی[1] از سازمان زیست‌محیطی کودکان هستم. ما یک گروه از کودکان دوازده‌ـ سیزده ساله از کشور کانادا هستیم که در جهت ایجاد تغییر در محیط‌زیست خود تلاش می‌کنیم.  ما تمام پول خود را صرف کرده‌ایم  تا از شش هزار کیلومتر دورتر به اینجا بیاییم و به شما انسان‌های بزرگ بگوییم که شما باید راه خود را تغییر دهید. من امروز در اینجا هستم  بدون اینکه هدف پنهانی داشته باشم. من تنها به این فکر می‌کنم که باید برای آینده خود مبارزه کنم. از دست رفتن آینده من به ‌منزله شکست در انتخابات و یا کاهش ارزش سهام بازار آنچنان که سیاست‌مداران و تجارت‌پیشه‌گان فکر می‌کنند نیست. من در اینجا هستم تا در بارة تمام نسل‌های آینده صحبت کنم. من اینجا هستم تا به ‌نمایندگی از تمامی کودکان گرسنة سرتاسر جهان صحبت کنم . کودکانی که انگار صدای‌شان به گوش جهان نمی‌رسد. من در اینجا هستم تا درباره حیوانات بی‌شماری که از روی زمین محو می‌شوند، صحبت کنم، چون جای دیگری برای زندگی کردن ندارند. من امروز می‌ترسم از اینکه آفتاب را حس کنم زیرا که لایه اوزون در بسیاری از مناطق از بین رفته است. من امروز می‌ترسم از اینکه حتی نفس بکشم چرا که نمی‌دانم در هوایی که استنشاق می‌کنم چقدر مواد آلاینده وجود دارد.  من تا همین چند سال پیش با پدرم برای ماهیگیری به رودخانه وانکور می‌رفتم تا اینکه دریافتم به دلیل آلودگی آب رودخانه تمامی ماهی‌ها سرشار از مواد سرطان‌زا هستند.  ما هر روز اخباری از انقراض گونه‌های گیاهی و جانوری می‌شنویم.   گونه هایی که برای همیشه از روی زمین محو می‌شوند. من در زندگی خود همیشه آرزوی دیدن گله‌های بزرگ حیوانات وحشی، جنگل‌های بارانی مملّو از پرندگان و پروانه‌های گوناگون را داشته‌ام، اما فکر می‌کنم  بسیار جای تعجب خواهد بود، اگر که اینها آنقدر وجود داشته باشند تا کودکان من نیز بتوانند آنها را ببینند. آیا شما نیز وقتی که همسن من بودید همین نگرانی‌ها را داشتید.

تمام این وقایع دور از دید ما اتفاق می‌افتند و ما هنوز بگونه ای رفتار می‌کنیم که انگار زمان در اختیار ماست و ما راه حل همه مشکلات را در اختیار داریم. اما من فکر می‌کنم باید واقع‌بین باشیم. آیا شما بر خلاف این فکر می‌کنید؟!

شما نمی‌دانید که چگونه باید لایه اوزون را ترمیم کرد.

شما نمی‌دانید که چگونه می‌توان ماهی آزاد را به رودخانه‌های تخریب شده باز گرداند.

شما نمی‌دانید که چگونه می‌توان جانوران منقرض شده را دوباره زنده کنید.

و شما نمی‌توانید جنگل‌هایی را که به بیابان تبدیل شده‌اند دو باره بیافرینید.

پس اگر که شما نمی‌دانید که چگونه می‌توان باز‌سازی نمود پس لطفاً تخریب و نابودی آنها را متوقف کنید.

در اینجا شما ممکن است به عنوان نماینده دولت‌ها، شرکت‌ها، خبرگزاری‌ها ‌و یا سیاستمداران  حضور داشته باشید اما در واقع همه شما مادر، پدر، برادر و خواهر هستید و همه شما فرزند کسی می‌باشید.

من فکر می‌کنم که از این نظر همه ما همانند هم هستیم و باید تنها دنیایی که در اختیار داریم را،‌ به سمت یک هدف مشخص هدایت کنیم.

من ناراضی هستم پس خوب نگاه می‌کنم و نگران هستم پس نمی‌ترسم اگر که به دنیا بگویم که چه احساسی دارم.

در کشور من همه عادت کرده‌اند که تا می‌توانند زباله تولید کنند. ما می‌خریم و دور می‌اندازیم. می‌خریم و دور می‌اندازیم و با اینحال هنوز کشورهای ثروتمند از اینکه به کشورهای نیازمند کمک کنند طفره می‌روند. حتی وقتی که  بیش از نیازمان اندوخته‌ایم  بیشتر نگران هستیم که بخشی از ثروت خود را از دست دهیم.

دو روز قبل در برزیل ما از سخنان یک کودک خیابانی شوکه شدیم. آنچه که آن کودک به ما گفت این بود: «ای کاش من ثروتمند بودم. اگر که من ثروتمند بودم به تمام کودکان خیابانی غذا، لباس، دارو سرپناه عشق و محبت می‌دادم.» اگر که یک کودک خیابانی که چیزی ندارد چنین سخاوتمند است چرا ما که همه چیز داریم اینقدر خسیس هستیم؟

من به این موضوع فکر می‌کنم که چقدر کودکان هم سن و سال من که در مناطق مختلف دنیا زندگی می‌کنند با هم تفاوت دارند. این تفاوت بسته به این است که در کجا به دنیا آمده باشیم. من می‌توانستم یک کودک خیابانی در شهر ریو باشم. من می‌توانستم یک کودک گرسنه سومالیایی باشم یا یک کودک قربانی جنگ در خاور میانه و یا یک متکدی در هند!

من هنوز یک کودک هستم ولی اینقدر می‌فهمم که اگر هزینه‌ای که صرف جنگ در مناطق دنیا می‌شود صرف پایان دادن به فقر و یافتن پاسخ مشکلات محیط‌زیست می‌شد در آن صورت زمین چه جای زیبایی برای زندگی کردن بود.

در اولین درس‌های مدرسه، شما به ما می‌آموزید که چگونه رفتاری در زندگی داشته باشیم شما به ما می‌آموزید که:

نبایستی با دیگران جنگید.

بایستی خیر خواه دیگران بود.

بایستی به دیگران احترام گذاشت.

بایستی محیط زیست خود را پاکیزه نگه داریم.

به سایر مخلوقات آسیب نرسانیم.

سخاوتمند باشیم و خسیس نباشیم.

و من از این تعجب می‌کنم که چرا آدم بزرگ‌ها ‌که چنین چیزهایی را به ما آموزش می‌دهند بر خلاف آموخته‌های خود رفتار می‌کنند.

فراموش نکنید که برای چه به این کنفرانس دعوت شده‌اید و  مسئولیت  شما در اینجا چیست. فراموش نکنید که ما فرزندان شما هستیم و شما تعیین خواهید کرد که ما در چگونه جهانی باید زندگی کنیم. والدین  باعث تسلای خاطر فرزندان خود می‌شوند وقتی که می‌گویند: « همه چیز روبراه است. ما بهترین کاری که از عهده‌مان بر می‌آید را انجام خواهیم داد و دنیا هنوز به پایان نرسیده است.»

اما من فکر  نمی‌کنم که شما رهبران جهان بتوانید چنین چیزهایی را به ما بگویید. من از شما می‌پرسم آیا ما در لیست اولویت‌های شما هستیم؟ پدر من همیشه می‌گوید: «آنچه که به آن عمل می‌کنی ملاک است نه آنچه که از آن حرف می‌زنی.»

آدم بزرگ‌ها ‌همواره می‌گویند که مار را دوست دارند و انتظار من از شما این است که عملکرد شما بیانگر گفته‌هایتان باشد.

 



[1]Severn Suzuki

نویسنده: حسین بدری پور - چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠

مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز 20 سپتامبر 2011 مصادف با 29 شهریور 1390 یک گردهمایی یک روزه با عنوان " بررسی بیابان زایی، تخریب سرزمین و خشکسالی از طریق توسعه پایدار و رفع فقر" خواهد داشت. این جلسه پیش از مباحث کلی مطروحه در شست و ششمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل برگزار می شه.

هدف این جلسه آگاه سازی و ایجاد حساسیت در سطح مسئولین و رهبران کشورها در مورد بیابان زایی، تخریب سرزمین و خشکسالی و تاکید مجدد بر اجرای تعهدات کلیه اعضاء متعاهد به کنوانسیون مقابله با بیابان زایی و برنامه استراتژی 10 ساله (2018- 2008) و تضمین در اولویت قرار دادن مباحث فوق در برنامه کار بین المللی مشخصن در کنفرانس توسعه پایدار ملل متحد ( Rio + 20) .

در این جلسه سران کشورها، وزراء و نمایندگان ویژه به همراه مسئولین صندوق ها و برنامه های ملل متحد حضور دارن.

بیانیه نهایی این نشست به نشست کنفرانس اعضاء کنوانسیون مقابله با بیابان زایی که بناست در 21- 10 اکتبر سال جاری در شهر Changwon کشور کره جنوبی برگزار بشه ارائه می شه. علاوه بر اون در نشست Rio + 20 هم مطرح می شه.

برای اطلاعات بیشتر :

http://www.unccd.int/meetings/global/unga/menu.php.

نویسنده: حسین بدری پور - چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠

سازمان ملل متحد برای این که برای پستی مثل آبدارچی تا مدیر کل فلان آژانسش فردی رو جذب کنه اول یک شرح خدمات می نویسه بعد اونو یک تیم بررسی می کنن و بعد از حک و اصلاح. آخرش اون آگهی رو در قسمت فرصت های شغلی(vacancies) سازمان ملل میزارن. حال اگر اون پست مربوط به یک کشور خاص باشه علاوه بر سایت سازمان ملل، روی سایت کشوری سازمان ملل مثلن سایت دفتر سازمان ملل تو ایران (http://www.un.org.ir/) میزارن. علاوه بر این ها تو روزنامه های کثیرالانتشار هم چاپ میشه و یک فرجه زمانی براش میزارن.

سر آخر بعد از تموم شدن فرجه زمانی، شروع به بررسی اولیه و بعد مصاحبه می کنن تا بهترین فرد انتخاب بشه. ظاهرن اگه فرد مناسب رو نتونن پیدا کنن این پروسه تکرار می شه.

می خواستم ببینم کجای این روند ایراد داره که مدیران دفاتر تخصصی دستگاه های غیر سیاسی  ما (مثلن سازمان های زیست محیطی) جور دیگه ای انتخاب می شن که آخرش هم کاری نمی تونن بکنن چون تا یه چیزایی یاد بگیرن نوبت اتوبوس بعدیه.

نویسنده: حسین بدری پور - چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠

 

27 ژوئن 2011 مصادف با 6 تیرماه 1390 دبیرخانه کنوانسیون مقابله با بیابان زایی و تقلیل اثرات خشکسالی یک مقاله سیاست گذاری با عنوان " اقتصاد بیابان زایی، تخریب سرزمین و خشکسالی: گامی در جهت ارزیابی جامع در مقیاس جهانی" منتشر نمود.

این مقاله رو موسسه تحقیقات سیاست های غذایی (IFPRI) با حمایت گروه مشورتی تحقیقات کشاورزی بین المللی (CGIAR) و مرکز تحقیقات توسعه آلمان (ZEF) تهیه نموده. تو این گزارش اطلاعات سطح خرد موجود در زمینه بیابان زایی، تخریب سرزمین و خشکسالی موجود با هم تلفیق و هزینه نهایی آن در سطج جهانی اعلام می شه. این مقاله بخشی از ابتکار عمل چند جانبه برای ارزیابی هزینه های اقتصادی - اجتماعی بیابان زایی، تخریب سرزمین و خشکسالی و ارزش افزوده مدیریت بهتر سرزمینه.

برای برآورد جهانی چنین موضوعی در این مقاله توصیه شده که جنبه های عمده عوامل پیچیده بیوفیزیکی، اقتصادی – اجتماعی را مد نظر قرار داده و از نتایج مطالعات مختلف انجام شده در مقیاس جهانی مانند اقتصاد اکوسیستم ها و تنوع زیستی  (TEEB) و کمیته بین المللی تغییر اقلیم   (IPCC)استفاده شه.

این مقاله در 197 صفحه تهیه شده است. برای دسترسی به این گزارش باید به تارنمای کنوانسیون بیابان زدایی مراجعه کنین.

http://www.unccd.int/knowledge/docs/EDLDD%20zef_dp_150.pdf

نویسنده: حسین بدری پور - سه‌شنبه ٧ تیر ۱۳٩٠

اگه تا دو سه سال پیش ما تهرون نشین ها نمی دونستیم گرد و غبار چیه. حالا دیگه اگه نیاد و ما رو تعطیل نکنه عجیبه. بدبختی اینه که با این وضعیت که پیش می ره دیگه تعطیلی ها زیاد داره می شه و اون وقت دولت قید تعطیل کردن را می زنه و تازه می شیم مثل اون هم میهنان جنوبی که باید گرد و غبار و تحمل می کردن و صداشون هم به جایی نمی رسید.

ظاهرن به نظر نمی آد که سازمان محیط زیست که در سطح ملی به عنوان مرجع ملی مدیریت این بلیه شناخته شده و سازمان جنگلها هم که سازمان تخصصی مدیریت منابع طبیعی است بتونن کاری برای تقلیل اثرات اون کنن. اما خوشبختانه یک راهکار جدید کشف کردن و اون استفاده از ماسک و فیلتره.

حالا بهتر دیدم اطلاع رسونی کنم تا یک وقت همگن هایی مثل من که کارمند دولتن و توان خرید کالا از بازار آزاد و سیاه را ندارن از همین الان به فکر این باشن که کمتر یارانه را خرج کنن و یک قدری هم برای خرید ماسک کنار بذارن. فیلتر هم که اصلن برای ما کارمندا نیست.

نویسنده: حسین بدری پور - دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠

انجمن مرتعداری ایران و دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد با همکاری سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری ، موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور و دانشکده های منابع طبیعی در نظر دارد پنجمین همایش ملی مرتع و مرتعداری را در تاریخ 26 لغایت 28 اردیبهشت ماه 1391 در محل دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد برگزار نماید. بدین منظور از کلیه اساتید، محققان، کارشناسان و مسئولین اجرایی و دانشجویان دعوت بعمل می آید  تا ضمن ثبت نام در این همایش خلاصه مقالات خود را در ارتباط با محورهای همایش حداکثر تا پایان وقت اداری روزدهم شهریور ماه سال 1390 به دبیرخانه همایش ارسال نمایند. محورهای همایش عبارتند از:

-کارکردها و خدمات اکوسیستم های مرتعی،

- اکولوژی مرتع،

- مسائل اقتصادی و اجتماعی مرتع،

- پایش مرتع،

- اندازه گیری و ارزیابی مرتع

- مدیریت مرتع

- احیاء مرتع

 هزینه شرکت در همایش برای افراد به صورت آزاد 750000 ریال، ارائه دهندگان مقاله 500000 ریال ودانشجویان 200000  ریال می باشد. (هزینه حضور در همایش شامل: ثبت نام، بسته همایش به همراه یک جلد چکیده مقالات همایش، اسکان، غذا و پذیرایی می باشد).

(در ضمن به اعضای انجمن مرتعداری ایران 20% تخفیف داده خواهد شد.

فرمت مقالات ارسالی و شماره حساب جهت واریز وجه ثبت نام در سایت همایش موجود می باشد.

 دبیرخانه انجمن: کرج-دانشکده منابع طبیعی-ساختمان مدیریت-طبقه سوم-انجمن مرتعداری ایران

تلفکس :2236335-  0261پست الکترونیک: Iransrm2011@gmail.com

وب سایت انجمن:

     www.iransrm.ir

 

نویسنده: حسین بدری پور - دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠

هفته قبل برای یک تحقیق دانشگاهی باید می رفتم تو دامن طبیعت و یک سری داده برداری می کردم. منطقه انتخابی چهارباغ گرگان بود. این جا یک جای ییلاقی در فاصله حدود 40 کیلومتری گرگان بود.

صبح که از خواب بلند شدیم  دیدم که هوای گرگان به شدت  بارانی است و احتمال این که بشه رفت عرصه برای انجام کار صحرایی وجود نداره خلاصه دوستان که سابقه وضعیت هوا را داشتند اصرار کردند که بریم انشا’ الله هوا بالا خوبه. القصه چاره ای نداشتم جز تمکین به اوامر همکلاس های جوان تر.

  

تو راه که می رفتیم دیدم که هوا خشک تر از اونه که فکر می کردم و بعد از مدتی رسیدیم به محل مورد نظر. تو راه از جایی گذشتیم که ابر پائین تر از ما قرار داشت ( عکس بالا).

چون امیدی نداشتیم که هوای ابری تبدیل به بارانی نشه بلادرنگ پریدیم و شروع به داده برداری کردیم که این کار تا بعد از ظهر طول کشید. خوشبختانه خنکی هوا به دلیل ابری بودن و ارتفاع ییلاق لذت دوچندانی به ما داد.

تازه موقع صرف ناهار بود که دنبال یک جای با صفا و خوش منظر می گشتیم که با اندک چرخش سری یک جای مناسب پیدا شد. داشتیم از خوردن ناهار صحرایی ای که همراه داشتیم لذت می بردیم که دیدم کمی اون طرف تر آشغال پلاستیک های شهری شامل تنقلات بچه ها ( پفک و چیپس سیب زمین ) تا بطری نوشابه و  آب معدنی و پوست هندونه و ته مانده نون و استخون و ... ریخته شده بود روی زمین.

حسابی تو ذوقم خورد که ماها می آییم برای طبیعت گردی و تفنن و یا ریختن آشغال های خودمون تو طبیعت. سال گذشته هم به اصرار بچه ها عصر یک روز ماه رمضون رفتیم سمت سولقون دنبال یک جایی می گشتم کنار آب که بشه نشست و کمی هوای خنک و تازه بخوریم اما دریغ از یک جایی که بشه برای نشستن پیدا کرد. اگر چه روز کاری بود و خلوت و به جز معدود افرادی که برای افطار کردن به صرف کباب اومده بودن کسی اون اطراف نبود اما به حدی آشغال روی زمین اونجاهایی که مردم نشسته بودن ریخته شده بود که جا به اندازه یک زیلوی 4 نفره هم نبود. مگس هم بی داد می کرد. تو دلم گفتم چی می شد اگر یک نهضتی راه می افتاد که هر کس هر جا آشغالی دید به اندازه ای که می تونه با خودش برداره و در اولین سطل آشغال بیندازه.  

نویسنده: حسین بدری پور - شنبه ٤ تیر ۱۳٩٠

هفته گذشته طرح محیط یار دانش آموزان به صورت نمادین در تهران افتتاح شد. در مراسم افتتاحیه فوق معاون آموزش و پژوهش سازمان محیط زیست ضمن تعریف و تمجید از پتانسیل های طرح فوق اعلام کرد که " این موضوع باعث می شود تا دانش آموزان در درجه اول با موضوع محیط زیست آشنا شوند و از طرف دیگر خانواده های خود را تشویق به حفظ محیط زیست کنند.


این طرح در سال گذشته به صورت نمادین در 12 استان کشور گشایش یافت و امروز این طرح با شرکت 400 دانش آموز دختر و پسر در تهران نیز گشایش یافت و طرح محیط یار برای سه مقطع دبستان، راهنمایی و سال های اول دبیرستان طراحی شده است.
وی اظهار داشت: محیط یاران با همکاری محیط بانان های سازمان حفاظت محیط زیست سعی می کنند یک شبکه فرهنگی - آموزشی برای حفاظت از محیط زیست فراهم کنند.
یزدی با اشاره به مزایای طرح محیط یار برای آموزش و پرورش گفت: با اجرای این طرح ظرفیت جدیدی برای فعال کردن دانش آموزان در یک عرصه مورد علاقه آنان فراهم می شود.
یزدی خاطرنشان کرد : هدف سازمان حفاظت محیط زیست سراسری کردن این طرح در تمام مدارس کشور است که این کار نیاز به بودجه فراوان دارد از این رو از صنایع، شرکت های بزرگ و یا بانک ها درخواست می شود به عنوان حامی مالی، سازمان محیط زیست را در اجرای سراسری این طرح حمایت کنند.

suzuki

این مطلب را که خوندم یاد دختری به نام سورن سوزوکی (Severn Suzuki) متولد و بزرگ شده ونکوور کانادا، افتادم. اون در زمینه مسائل زیست محیطی و عدالت اجتماعی از زمان مهد کودک فعالیت خودشو شروع کرده بود. در سن 9 سالگی، اون و تعدادی از دوستانش سازمان بچه های دوست دار محیط زیست (ECO) را تشکیل دادند. اعضاء این گروه بچه های متعهد به یادگیری و آموزش مسائل زیست محیطی به سایر بچه ها  بودند. سورن در سن 12 سالگی با پول توجیبی ها و کمک های مردمی تونست برای شرکت در اجلاس سال 1992 سران زمین ( ریو دو ژانیرو- 1992) به همراه چند تا از دوستاش به برزیل سفر کنه. در جریان این سفر اون فرصتی پیدا کرد تا یک سخنرانی قوی ارائه بده که بسیاری از رهبران جهان را به سکوت واداشت. سخنرانی اون چنان تاثیری از خود به جای گذاشت که تا مدتها به عنوان مدعو در کنفرانس های زیست محیطی شرکت می نمود.

بعدها در سال 2002 از دانشگاه ییل در رشته اکولوژی و بیولوژی تکامل مدرک لیسانس گرفت. همون سال یک مرکزاینترنتی  اطاق فکر با نامSkyfish project   راه اندازی نمود که هدف اون ارائه آموزش های زیست محیطی بود. در زمان دبیر کلی کوفی عناون اون و اعضاء شبکه اش کاری با عنوان " شناخت مسئولیت " را در اجلاس جهانی محیط زیست و توسعه که در شهر ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی (2002) برگزار شد ارائه دادند.

حالا باید دید فرق بین یک سمن (NGO)متعلق به بچه ها و یک دم و دستگاه با پشتوانه دولتی چیست؟ آیا چند سال بعد از این محیط یار های وطنی، طرفدار محیط زیست پیدا می شه؟ یک سوال دیگه هم اینه که آیا شرکت ها برای چنین کارهایی هزینه می کنند یا فقط فوتبال را حمایت می کندد؟

حسین بدری پور
من بیش از یک دهه سابقه کار در سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور را دارم و در حال حاضر هم در مقطع دکترای منابع طبیعی تحصیل می نمایم. هدف از راه اندازی این وبلاگ اطلاع رسانی در خصوص مباحث روز منابع طبیعی و محیط زیست از قبیل همایش ها، پروژه ها و طرح های مرتبط در سطح ملی و بین المللی می باشد.
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :